Advertisement

Select Page

نقد و بررسی اشعار فراسپید فرزاد میراحمدی

نقد و بررسی اشعار فراسپید فرزاد میراحمدی

 

«خیالان» کتابی منحصر به فرد شامل مجموعه‌ای از اشعار فرزاد میر‌احمدی است که توسط انتشارات هرمز در سال۱۴۰۳ به چاپ رسیده.
در آغاز بررسی خود، اشاره نمایم که: ساختار‌، فرم، موضوعات و ریخت کم نظیر و منحصر به فرد اشعار کتاب مذکور، توجهات تحلیلگر را بر اساس دیدگاه‌های مختلف و از جنبه‌های مختلفی ‌جلب می‌نماید؛ براین اساس من با تلفیقی از دیدگاه‌های مختلف موجود، رهیافتی تلفیقی ‌در تحلیل این کتاب خاص، برای خود منظور گرفته و به کار خواهم بست؛ در این راستا من از مدل‌: ‌(Biopsychosocial) در تحلیل متن کتاب «خیالان» استفاده خواهم نمود.
و ایده‌ی این رویکرد خود در نقد را بر اشعار فراسپیدی فرزاد میراحمدی بدواً با چند سوال مطرح‌، و در خلال دریافت پاسخ‌های متنی از خود متن اشعار، همراه با شما (خواننده) به چگونگی ‌و سبب‌شناسی خلق اشعار مذکور پی‌خواهیم برد.

اولین سوال خود را بدین شرح مطرح ‌می‌نمایم که (چرا؟) اشعار در مجموعه‌ی «خیالان» هیچ عنوانی ندارند و تنها با قید ارقام و شماره‌هایی این اشعار درون کتاب مذکور موجودیت یافته‌اند؟
همچنین می‌پرسم که: چرا عنوان کتاب خیالان است و اساساً این عنوان چه مسئله و معنا و مفهومی دارد؟
با توجه به سوالات مطروحه در اینجا فعلا من از رهیافتی از مدل زیست_روان_اجتماعی در تحلیل خود استفاده می‌کنم باشد که از این رهیافت، معیاری در این تحلیل به جهت توجیه و تقاعد مخاطب مکتسب و سپس نتیجه‌گیری خود را با جمع‌بندی از تمامی موارد به سرانجام برسانم. بنابراین بدون اتلاف وقت، به سراغ متن رفته و با استخراج‌ نمونه‌ها از خود متن اشعار، پاسخ سوالات مطروحه را کسب خواهم نمود:
( ۱)
باور نکنید به سکوت گلدان و به دختر استوار (خیالان، شعر اول)

(۲)
از این لحظه به هیچ سوتی اعتماد نکنید (خیالان، شعر سوم)

(۳)
جایی پایین تر از یک کتاب خواندم هیچ گنجشکی قابل اعتماد نیست (خیالان، شعر چهارم)

(۴)
این را جدی می نویسم ! جدی تر از یک تراکنش بانکی آنها همیشه را به زبان ساده ی اعداد از نوع شهری اش که ترند شده حرف می زنند تند حرف می زنند خیلی تند حرف می زنند تا حرف شدن حروف اتفاقی اوایل الفبا … به شما قبلن ترها هشدار داده بودم و اتفاقن با هشداری تنوین دار ! که من هیچ ربطی به کشتار کوزو و شناسه ملی پینوشه ندارم( هما‌نجا، شعر سیزدهم)

(۵)
یوماً ما قلنا لن نفترق إلا بالموت…تأخر الموت و افترقنا ! این را محمود درویش پس از اینکه بوی عطر chaneln5 را با ادویه زیتون پشت یک قوطی سیگار می نوشت ومن از خواب کلاکت می گفتم (همانجا، شعر بیستم)

(۶)
کلاً به آب سیاسی اعتماد ندارم (همانجا، شعر بیست‌و‌یکم)

(۷)
کی گفته گوشتِ هوا تنبل شده و من به دندان شیری هما اعتماد دارم (همانجا، شعر سی‌ام)

(۸)
یکی گفت مانی‌ فست یعنی پول سریع تو بگو کلاه گذاری (همانجا، شعر سی‌و‌یکم)

(۹)
با اینکه می‌دانم پای باران آب نیست و درخت‌های شهری خواب گربه را به شیروانی نسبت می‌دهند به خوردن زغال‌اخته ادامه می‌دهم (همانجا، شعر سی‌و‌سوم)

(۱۰)
زینم وزین که می‌شود! بلا نسبتم می‌گیرد تا ‌اسب تا نجیب شدن پنج خیال متوازی‌الساقین و او که سوم شخص شدنم را ‌شدنی‌تر از امتداد رنگ باور می‌کند ‌بگذار برسد به ‌مردد … (همانجا، شعر سی‌و‌چهارم)

(۱۱)
من به بازنشستگی مار زمانی باور می‌کنم که هوا نیشش نیمه باز و ریختنش بگیرد (همانجا، شعر سی‌و‌هشتم)

(۱۲)
اینکه من سومری هستم و به دوشیدن گاو و تیز کردن دندان با تخته سنگی استوک عادت گرفته‌ام شکی نیست (ٰهمانجا، شعر سی‌و نهم)

(۱۳)
اینکه من و نهنگ به استعاره باور داریم و استعاره می‌تواند شبیه هر چیزی باشد مثلا شبیه شماره شدن یک کفش (‌ همانجا، شعر چهل‌و‌دوم)

(۱۴)
از این ساده‌تر که سگ شدن درخت یک اتفاق عادی نیست اینکه اگرِ یک جمله‌ی شرطی به پای چپش باور ندارد (همانجا، شعر پنجاه‌و‌سوم)

(۱۵)
جایی شنیدم هوشنگ ایرانی به حروف اضافه اعتماد ندارد (همانجا، شعر شصت‌و‌یکم)

گمان می کنم با آوردن پانزده نمونه مثال شعری در فوق تا اینجا کافی باشد که شما را متوجه یک مسئله ( problems) روانشناختی نمایم.
مطابق سنجش روان متن کتاب، این ۱۵ نمونه استخراجی معادل ۴۲٪ از کل ۶۴ قطعه شعر موجود در کتاب است. بنابراین در اینجا می‌توان استدلال شاخص اصلی و متغیر بی «اعتمادی» و «تردید» و همچنین «سوءتفاهم» را قویا مطرح نمود. ضمناً سعی من برآن بوده تا همه‌ی ۴۲ درصد نمونه خود را از سطور آغازین یعنی از «سویچ» نوشتن اشعار استخراج نمایم تا این شاخص استخراجی مورد شبهه آمار قرار نگیرد. چنانچه نمونه‌ها را از سطور آغازین اشعار به کل میدان شعر تسری می‌بخشیدم به‌طور طبیعی ارقام سنجش ما فراتر از ۴۲درصد را به خود اختصاص می‌داد.
درست است ما در متن اشعار کتاب خیالان اثر فرزاد میراحمدی با یک مسئله ذهنی متنی مواجهیم و همانگونه که از نمونه‌ها پیداست آن، مسئله «تردید» ، «بی اعتمادی» و سوءتفاهم است.

حال باید این پرسش را مطرح نمود که منشأ این بی‌اعتمادی‌، تردید و سوءتفاهمات کجا بوده و همچنین «نوع» این بی‌اعتمادی در ذهن متن را نیز مشخص نماییم.
من با توجه به بررسی‌های خود در متن به این نتیجه رسیدم که نوع این تردید و بی‌اعتمادی در متن، تردیدهای فلسفی نیستند و بیشتر به تهدیدهای اجتماعی_فرهنگی_فردی شباهت دارند‌ و اگر بخواهم این استدلال خود را توضیح بدهم رشته‌ی بحث به سمت و سوهای فرعی خواهد رفت. بنابراین با فرض آن که شماهم با من هم‌عقیده هستید که: تردید‌های متن اشعار کتاب خیالان نه فلسفی که در اصل بدگمانی‌ها، بی‌اعتمادی‌ها و تردیدهای فرهنگی_ اجتماعی و فردی هستند بحث خود را پی می‌گیرم.
اما چرا من این تردید و بی‌اعتمادی غالب را بیشتر روانی و فرهنگی و اجتماعی ‌می‌دانم؟ با چند نمونه از خود متن اشعار کتاب پاسخ خواهم داد:
نمونه اول:
به جای شما به جان زبان به پای زمان افتادم زدم به سیم پایانی تنبور آنجا هوا را به باران تقویم می‌کردند آنجا مابین حروف طبیعی اعداد بود گویا گم شده‌ام اینجا‌! اینها یعنی ‌خانگی‌شدن گراز ‌یعنی تیتر یک روزنامه‌ی اهلی بادش در رفته خوابیده بغل چند رویداد چشمک زن اینها ربطی به دشت زهاب و آغاز آفتاب ندارد ندارد را از دلالت سنگ آموختم از آشفتگی آنجا آنجا آنانوکی تراریخته شدن انار و دراز دراز ریختن حوصله‌ی ‌سیمره و سیروان است (‌همانجا، شعر پنجاه‌و‌دوم) در این نمونه چند کلیدواژه وجود دارد که ما را متوجه یک چیز می‌نماید و آن «هویت» است و چنانچه من این کلیدواژه‌ها را در معرض قرار بدهم شما می‌توانید هویت اقلیمی آنها را تشخیص دهید:
۱_تنبور (‌خاستگاه اصلی تنبور غرب ایران: کردستان، لرستان و کرمانشاه است‌)
۲_دشت زهاب (‌دشت ذهاب در منطقه کرد‌نشین سرپل ذهاب (غرب ایران) واقع است.
۳_سیمره (رودخانه‌ای بزرگ هم پیوند با رودخانه‌های قره سو. و گاماسیاب در غرب کشور با تکلم زبانی کردی)
۴_سیروان (رودخانه‌ای بزرگ در منطقه اورامانات‌)

نمونه بعدی:
خیال وقتی نا امن می‌شود که حروف عمومن معمولی از مضاف شدن می‌ترسند(همانجا، شعر چهل‌و‌پنجم)

نمونه بعدی:
کاملاً خونسرد لهجه‌ی پست چی را تقلید کنم (همانجا، شعر هفتم)

نمونه بعدی :
و جهان با نمایی درشت پشتِ یک لهجه‌ی افراطی مراقب نهنگ نیست (همانجا، شعر چهل‌و‌چهارم)

نمونه بعدی:
نافم را با زبانم بریدند لاکردار زبانم کردی را با لهجه‌ی ‌گیلکی حرف می‌زد فکر نکنید سیاسی حرف می‌زنم نه دارم از نان بلوط و رنگ زیتون و پای ماهی سخن می گویم (همانجا، شعر چهل‌و‌سوم)

نمونه بعدی:
سوراخ آسمان را انگشت بزنند و بنویسند لهجه‌ی گوزن به تربیت نهنگ و اثر انگشت اسب ‌بی‌ربط نیست (همانجا، شعر چهارم)

نمونه بعدی:
جایی پایین‌تر از یک کتاب خواندم هیچ گنجشکی قابل اعتماد نیست (ٰهمانجا، شعر چهارم)

با توجه به استخراج این پاسخ‌ها که در پس زمینه‌ی ذهنی خود همگی دارای دغدغه‌هایی از جنس فرهنگی هستند می‌توان به این قضاوت در نقد دست یافت که منشأ مسئله و پرابلماتیک آن بی‌اعتمادی‌ها و تردیدها، زبانی و فرهنگی_اجتماعی هستند. به هرحال فرزاد میراحمدی به عنوان یک کوردزبانِ فارسی‌نویس نمی‌تواند ذخیره و هنبان زبان مادری خود را به عینه در زبان دوم یعنی فارسی مشترک سازد و ناچار است در هنگام نوشتن، کلمات را در ذهن خود ابتدا به زبان دوم ترجمه و سپس آنها را به نوشتن در بیاورد. زیرا او ( شاعر) وقتی از نظر هویتی یک کورد است ولی به زبان فارسی شعر می گوید، به فرض در رقابت با یک فارس‌زبانی که با زبان مادری می‌نویسد، در شعر گفتن و حتا در مکالمات روزمره به‌طور طبیعی دچار تردید و بی اعتمادی‌های زبانی، فرهنگی، و اجتماعی و فردی خواهد شد چراکه او ناچار است این رقابت را اگر نگویم به صورت «نابرابر» باید بگویم که با سعی «دو برابر» پیش ببرد.

بنابراین می‌توان منشأ و مبداء چنین بدگمانی‌های زبانی، فرهنگی‌، اجتماعی اشعار را تصادم و برخوردهای فرهنگی برشمرده و اشاره کرد.
عنوان سوءتفاهم برانگیز کتاب (خیالان) نیز خود مستندی بر این مدعا و سنجش است چرا که مفهوم «خه یالان» در زبان کردی یا کوردی به معنی «رؤیاها» و همچنین به معنی خیالبافی ( daydreaming) است؛ در حالی که آوردن این مفهوم (به) و یا (در) زبان فارسی با عنوان «خیالان» هیچ معنایی ندارد و فاقد ماهیت معنایی است.
اما در اینجا آن سوال بزرگتر مطرح است که شاعر به چه علت، عنوان کتاب را طوری برگزیده که در زبانی که محتویات کتاب را به آن زبان سروده است، هیچ معنی و مفهومی را نرساند؟
البته نام کتاب در زبان فارسی یعنی زبانی که کل اشعار توسط آن زبان سروده شده‌اند، هیچ معنی را نمی رساند لکن این عنوان (‌خیالان) دارای مفهوم است و نام کتاب در اصل همان مفهومِ سوءتفاهمات زبانی_روانی و اجتماعی و تصادمات و برخوردهای فرهنگی را القا می‌نماید.
فرزاد میراحمدی با هوش شعری و فراسپیدی خود این سوءتفاهمات زبانی_فرهنگی را میان زبان مادری و زبان میزبان در اشعار کتاب خود به صورت ارادی و شاید گاهی غیر ارادی مطرح و به این برخوردهای فرهنگی از طریق ناخوداگاهی شعر عمیقا پرداخته است. و شاید کمتر مقاله‌ی علمی می‌توانست این سوءتفاهمات زبانی همچنین تردیدها و بی‌اعتمادی‌های فرهنگی_‌روانی_‌اجتماعی را در این سطح تفهیمی بازگو کند.
آنجایی که این پرداختن به صورت ارادی و فکر شده عمل کرده است، میراحمدی نام کتاب خود را «خیالان» که در زبان فارسی بی‌معنی است انتخاب، و همچنین هیچ نامی برای اشعار خود انتخاب نکرده است! همگی شصت‌و‌اندی شعر داخل کتاب خیالان _خه یالان، به زبان فارسی بی‌معنی و کلیه اشعار فاقد نام‌گذاری هستند.
اما شما و من می‌دانیم که اسم (‌نام) بدوی‌ترین و اصلی‌ترین فاکتور تشخیص و هویت‌یابی برای جانداران، طبیعت و اشیاء است.
فلسفه و حرف نغز فرزاد میراحمدی در زیست و اعصاب مغزی کتاب مذکور به صورت متفکرانه و مبتکرانه‌ای به تصادمات اجتماعی،فرهنگی، روانی در درون زبان‌ها و فرهنگ‌های همزیست و همجوار (‌فرهنگ و زبان فارسی و کوردی) پرداخته است و به همین سبب هیچ نامی برای هیچ یک از اشعار کتاب خود انتخاب نکرده و تمامی اشعار کتاب نیز همانطور که گفته شد توسط ارقام و شماره‌هایی مشخص و هویت داده شده‌اند؛ دقیقا مانند ارقام کد ملی من و شما در هنگام مراجعه به ادارات که نه اسم‌مان بلکه شماره روی کارت شناسایی‌مان برای سیستم‌ها و سامانه‌های اداری و سازمانی قابل قبول و اتکا بوده و هویت‌یابی می‌شویم.
بنابراین آقای فرزاد میراحمدی در کتاب خیالان خود، به صورت بسیار ظریفی مسئله‌ی «بحران هویت» را مورد ورز دادن‌های ادبی قرار داده و آن را در پس‌خوراند‌ها و فیدبک‌های فرهنگی و زبانی بازتولید کرده است. از این‌رو به وجود آوردن کتابی با عنوان خیالان که زبان معیار قادر به شناسایی و هویت‌یابی آن نیست را توسط خود همان زبان معیار نوشته و بهتر سروده و ارائه کرده است.
۳۰ مرداد ۱۴۰۴

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights