Advertisement

Select Page

طنازیِ مرگ و تلخ‌کامیِ عشق

طنازیِ مرگ و تلخ‌کامیِ عشق

 

یاداشتی بر رمان مرگ مرموز همسایه، نوشته ناهید شمس

انتشارات افراز

سال انتشار: ۱۴۰۰

 

مرگ مرموز همسایه رمانی است در تلاقی مرگ‌های مرموز و سر به مهر با زندگی‌های در‌گیر عشق و ناکامی، به‌عبارتی زندگی‌های نزیسته در گذران‌های از سر اجبار، روندی کهنه و تکراری در عشق ناکامی و مرگ. این مرگ تنیده در زندگی اما مرموز و مال همسایه بودنش هم درگیر طنزی تلخ است هم‌فرافکنی و حرف درمانی برای گریز از واقعیت.

ماجرای این رمان، روایت زندگی دو نسل از یک خانواده کرمانشاهی است. درگیری نسل‌ها  با تاریخ دورتر و دوران انقلاب و انقلابیون. درگیری با باتوم‌های با اثر دایم و ابدی بر زندگی جوان دیروزی که مرده‌‌‌ و به تاریخ پیوسته اما جایی لای خاطرات کودکان دیروزهنوز باتوم می‌خورد دیوانه می‌شود و دیوانگیش تکرار می‌شود. روایت زندگی تلخ و ناکامی‌های بعدی است در این تاریخ پر آشوب، جنگ و آژیر قرمزهایش، در به‌دری و آوارگی‌اش. تا می‌رسد به ‌روزگار بعدی یعنی امروز، با نسلی گرفتار کار و بی‌کاری و بیگاری و سوء استفاده‌ها. ان‌چه جان‌ها را به لب می‌آورد و مرگی تدریجی و آرام را رقم می‌زند.

مرگ مرموز همسایه مرگی است استعاری و نامریی اما تنیده در تار و پود این روایت، مرگی نامشخص بی‌آن‌که در یک روایت سر راست رمز‌گشایی و باز شود؛ اما ملموس و تکراری برنده و تیز مدام در حال رخ دادن است. مرگی که گاهی ‌فیزیکی است و در قالب جنازه‌ای در‌گیر کرم‌ها و سوسک‌ها یا اسیر چاه و گاهی سوژه‌ای برای میراث خوارانی در کمین ملک موروثی و ساخت و ساز است یا فقط جیغی است و یک جمله خبری و اظهار تاسفی یا قضاوتی آنی.  

 

 

«نمی‌دانم این ‌مردن چیست که نه فکرش و نه خودش دست از سر آدم بر نمی‎دارد. تا می‌خواهی بی خیالش بشوی و یک فنجان قهوه‌ی اسپرسو را با خیال راحت هورت بکشی جیغ بنفشی از خانه همسایه دست راستی می‌شنوی و می‌فهمی آقای مجیدی … زنش تعریف می‌کند که از شب پیش دل درد داشته و… »۱

این مرگ گاهی هم نمادین است و نمودی از وضعیت جوان‌هایی تحصیل کرده و عاطل و باطل که برای فرار از این روزمرگی‌ها به رویا و خیالِ فرار از این روند بی‌حاصل متوسل می‌شوند. رویای زندگی در دنیایی دور از این همه رنج. درد و ناچاری که باعث می‌شود گاهی به سگ و مخدر پناه ببرند، برای فراموشی و گذران این زندگی ابزورد و بی‌حاصل. البته جایی که زندگی، همدردی و همدلی همین جوان‌ها را می‌طلبد به‌دور از رویا و آرزوهای دراز، می‌مانند برای  کمک و همدلی با نیازمندان، مهر‌ورزی فضیلت مهم انسان بودن در روزگار زلزله و مرگ‌های گروهی. 

رمان پست مدرن مرگ مرموز همسایه با شیوه سیال ذهن به روایت حالا گذشته و روزمرگی‌ها در بستر تاریخ معاصر ایران می‌نشیند. رمان سیال ذهن صحرا، زن امروز ایرانی است که از کودکی و نوجوانی‌اش می‌گوید، جنگ و آوارگی‌هایش تا روزگار نو و گرفتاری‌های بی‌پایانش. درگیری با خانه و صاحب‌خانه و مشکلات بچه‌داری و روزگار پیری پدر و مادری که علاوه بر دردهای سالمندی، نگران آینده و معاش فرزندان هم هستند. همچنین خواهر و برادری که باری بر ذهن صحرا هستند، همچنین شغلی درگیر تولد و تولید‌های نگران‌کننده و دیمی، نوزادنی با حال‌هایی نامطمئن و آینده‌ای مبهم. موالید درگیر شعارهای دوره‌ای و سیاست‌زده. شعارهایی که  پر زورتر از هر منطق و استدلالی برای مرگ و ناکامی، فقر و گرسنگی، انسان تازه خلق می‌کنند. در این روایت سیال، ذهن صحرا اما بیشتر از خودش و زندگی روزمره‌اش میان گذشته و ماجراهای دور خانواده در نوسان است. صحرا با هر کلید واژه هر تصویر یا احساسی تازه، سراغ گذشته‌ها می‌رود؛ از خاله و عمو و عمه گرفته تا عمو اسی معلولی که قربانی باتوم‌های یکی از پر شمار باتوم به دستان تاریخِ ‌زنده باد، مرده بادِ این سرزمین شده، تا مادر و پدری محتاط و ترسو. ترسی تنیده در روان آدم‌ها و دل این تاریخِ پر التهاب با ره‌آوردی گس و تلخ از ناکامی و انفعال‌های گسترده. این ترس مرموز و مسری از پدر تا دامادش جهان همچنان ادامه دارد؛ حتی میراثی است برای نازنین دختر صحرا.

سهم بزرگتری از ماجرای رمان، اما روایت در به‌دری‌ها بی‌کاری و شکست‌های سحر، خواهر صحرا است، سحر نماد زن و دختران ایران امروز، از رویاها و ناکامی‌هایشان تا وازدگی از فرهنگ و فرهیخته‌گی تا تحقیر و توهین‌های فراوان که غالبا زنان را تبدیل می‌کنند به ابژه‌های جنسی‌، ابژه بودنی که صحرا راوی اصلی این ماجرا با وجهی از پذیرش اجتماعی و تسلیم با تساهل و مدارا و حتی همراهی با جریان غالب با آن کنار آمده. اما در مورد خواهرش نه، این همه درد و تناقض در سحر، تبدیل شده‌اند به نوعی از طغیانِ منتهی به ناهنجاری و افسردگی.

رمان در پایان و در یک فصل کوچک هم به سیال ذهنِ مرده عمو اسد می‌پردازد‌. فصلی که هر چند خیلی شبیه سیال ذهن صحرا است، اما از زاویه‌ای تازه که با نوعی از همدردی و رازگویی همراه است. عمو اسی  ناکامی و رنجش را دوباره به زبانی دیگر می‌گوید، زبان دردهای ناگفته‌ی یک مرد. مردی اسیر جامعه‌ای سنتی و نادیده گرفته‌شدن و طرد شدن‌های بی‌شمار. روایت ‌مردی با سیگاری همیشگی برلب، نشسته بر درخت عرعر خانه‌ی مرموز پدری. روایتی که سر تا سر مرگ است و ناکامی و تلخی؛ از مرگ دختری در چاه خانه که در هاله‌ای از رمزو راز ‌فرو‌رفته و مخفی مانده، تا عشق و ناکامی اسی به شهربانو و مرگ و خودسوزی ‌این زن. مرگ‌های مرموز ‌و ناکامی‌هایی که حتی دست از سر ذهن مردگان روایت هم بر‌نمی‌دارند.

غالب بودن مونولوگ در رمان، راویت را از ارائه دیالوگ‌های بیشتر و شنیدن صداهای بیشتری بازداشته. دیالوگ‌های کم به زبان کردی و بومی این روایت بیشتر از دیالوگ‌های زبان رسمی به چشم می‌آیند و تاثیر می‌گذارند.

زبان این روایت ساده و عامیانه است و امروزی با لایه‌هایی از طنز و آیرونی. عبارات و جملات کرمانشاهی و گاه کُردی در این کتاب کار را سخت خوان کرده‌اند؛ شاید اگر همراه پانویس باشند بهتر باشد. این جملات بومی البته کارکرد بهتری هم دارند؛ در دادن تشخص به شخصیت‌ها، ملموس و باور پذیرتر کردن آدم‌ها و کم‌کردن بار یکنواختی  روایت مونولوگ رمان.

شخصیتهای اصلی و فرعی در رمان مرگ مرموز همسایه، زیاد هستند هر چند همگی در خدمت تم و درونمایه اجتماعی کار هستند، ولی به نظر بهتر می‌آمد، جاهایی که روایت از پدر مادر خواهر برادر و عمو حتی به خاله و مادربزرگ و پدربزرگ و عمه می‌رسید از ایجاز بیشتری بر خوردار باشد ‌و در عوض به شخصیتهای اصلی با جزییات بیشتری بپردازد.

امید در مقابل سحر که یک نمونه از زن امروز ایرانی است، نماد پسران ناکام ایرانی است که همه‌ی راه‌های منتهی به شکست سال‌های اخیر ایران را رفته و دست خالی افسرده و ناکام برگشته‌اند. امید از کار اداری تا تولیدی و گلد کویست و شرکت‌های خصوصی همه را تجربه کرده اما ناموفق. هر چند هر بار زور عشق بیشتر بوده از شکست‌ها و او و سحرِ ناکام در عرصه‌های مختلف را به‌هم باز گردانده، اما ظاهراً این عشق امرزی هم مثل همه‌ی عشق‌های قدیمی این روایت راه به جایی نمی‌برد و حتی پایه‌اش در وفا و وابستگی‌ست و شکننده‌تر از عشق‌های قدیمی هم شده و به راحتی و به اجبارهای زندگی رنگ می‌بازد و جایگزین می‌شود.

شهر‌نگاری و جغرافیای کرمانشاه همراه با محله‌ها و مکان‌ها، خرده فرهنگ‌ها، خوراکی‌ها و حوادث تاریخی و زخم‌های این شهر در این رمان خوش نشسته‌اند؛ اگر چه مؤجز و در‌گیر با مهاجرت‌های اجباری اما ملموس و باور پذیرند و در خدمت روایت.

 

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: