Advertisement

Select Page

چند شعر از خالد بایزیدی (دلیر)

چند شعر از خالد بایزیدی (دلیر)


۱-

«تهران»

درشبهای تهران
ستارگان
یکی…
یکی…
درکارتن خوابها می خوابند
وتا دیرهنگام
قصه ی شهرزاد را
برایشان می خوانند
وسپیده دم نیز…
با جارزدن دستفروش ها
بیدار می شوند
وستارگان
تا شبی دیگر
درد و آزارگرسنگان را
به گلوبند خورشید می آویزند

 

۲-
از شانه های مرگ
با لا می روم
سرزمین بی هیچ نشان
از زندگی

 

۳-
کاسه ی فقر
پر نمی شود
از مزاج زجر
تیمار کنید
گرگ های
طمع ورز را

 

۴-
بیچاره فقر
هیچ کس سر سفره اش
ننشست…
همه ی غم هایش را
تنها خورد

 

۵-
فقر!
هر سه وعده را
از غذاهای سفره اش را
با مهارت می چیند


۶-
سالهاست مکانیسم ماشه
به شقیقه هایمان خورده
چنان که نای رفتن
تا گور را نداریم



لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights