Advertisement

Select Page

یک شعر از سهراب مهدی‌پور

یک شعر از سهراب مهدی‌پور

 

جنگ که تمام شود
در شهر راه خواهیم افتاد
کوچه به کوچه
باغچه به باغچه
گل یاس خواهیم چید
سنگ های سیاه مرمرین
چشم به راهِ لبخندند.
و چلچله ها
تشنه ی آشیان های آغوش گشوده

جنگ که به پایان برسد
قنداق ها و فشنگ ها را
آبرومندانه تشییع خواهیم کرد
طوری که گورها دهان باز کنند
تانک ها و موشک ها را ببلعند

جنگ که تمام شود
شاید کمی فرصت کنیم برای زیستن
برای مهربانی
برای جمع و تقسیم
که دو عملِ اصلی و مهمِ حساب و کتاب اند

جنگ که بمیرد
شاید زندگی بدنیا بیاید
و شیر و انگبین
ملّی اعلام شود
شاید صدایی بلند شود؛
هرکس تا می تواند
دست به سیاه و سفید بزند
و هرکس به قدرِ سیری
بخورد و بیاشامد!

این ها و صدها آرزوی مقدّس
بسته به این اند
که جنگ از نفس بیفتد
تا ساختمان ها نفس بکشند
و دود از کلاه کشتزارها و کارخانه ها
بالا برود
و پرندگان بال بگشایند
در آسمان آبیِ بی باروت
و انسان بنشیند
شعرهای نسروده اش را بدنیا بیاورد

آه اگر جنگ به پایان برسد!

#سهراب_مهدی_پور

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights