Advertisement

Select Page

چند رباعی از آرزو ملک‌کازرونیان

چند رباعی از آرزو ملک‌کازرونیان

 

دربند

عمری‌ست که در بندِ خودت دربندی
پیوسته به جان ربودنت پابندی
از دیدنِ سرزندگی‌ام پژمُردی
ای مرگ به گورِ پدرت می‌خندی

 

بوسید

بسپار حسادتِ بدان را به خدا
از نیتِ شوم‌شان جدا باش جدا
مصداقِ قشنگِ لحظه‌هایی شو که
بوسید کنارِ صخره‌ها را دریا

 

 صدایِ پا

در شهر صدایِ پایِ مرگ آمده‌ است
طوفانِ سیاه با تگرگ آمده‌ است
در صحنه‌یِ پیکار کبوتر با زاغ
پاییز به قتل عام برگ آمده‌ است

 

بی‌امان

من سبز شدم که باغبانم باشی
نه اینکه خزانِ بی‌امانم باشی
سرچشمه‌یِ مهرِ تو کنارم باشد
در آتش تیر،سایبانم باشی

 

عقوبت

با زلزله‌ی‌ِ قیامتم رقصانند
از موسیقیِ جهنمم سوزانند
داغم که مرا به سینه‌ها می‌کوبند
من عشقم و از عقوبتم گریانند

 

رنگِ قشنگ

پروانه به عشقِ تو پروبال گرفت
از رنگِ قشنگِ تو خط و خال گرفت
پروانه منم ، عشق تویی ، تنهایی!
دنیایِ من از بودنِ تو حال گرفت

#آرزو_ملک_کازرونیان

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights