Advertisement

Select Page

یک شعر از مهرنوش مستحقان‌زاده

یک شعر از مهرنوش مستحقان‌زاده

 

از خرمالوهای خون دل خورده ای
که سوگلی پاییز بودند
و مثل تبعیدی ها
در فروغ صبحی بی ادعا
مفقود شدند ،
تا در حصار فصل انتظار
پرنیان عشق را
رهاتر ، بگسترانند

از تخیل هایی که بی اعتنا
به مقاومت زمان
مرا محاصره کرده اند
تا بیت الغزل خداحافظی ام را
منسوخ کنم ،

و در بی تابی این لحظه های عصا به دست

ادامه ی این حماسه را
تو،
شاعرانه تر
بنویس

 



لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights