Advertisement

Select Page

یک شعر از زهرا جلالی

یک شعر از زهرا جلالی

 

می رانند بر تن های خشکیده در انبوهِ تنهایی
درشکه ی پاییز را

ردِّ چرخ ها بر شانه های کوچه باغ
به قافیه های جویبارانِ روان
ردیف است

آوای فاختگان است
موسیقیِ زار
بر خفتگانِ گندمزار

وقتی که شالیزارِ گیسوانت را
باز کرده ای در شمالِ دشت
و پرانده ای رؤیاهای سینه سرخ را
از شاخه های بی کران

من بیدارتر از صبح
عطرِ گلِ سرخ را
بی پروا پروانه ام
بر گونه هایت آنگونه که تن هایمان
در آغوش کشیده اند
انبوهِ تنهایی را

دستم ریشه دوانده است
در دستهایت
آنگونه که تو
لبخند شکوفانده ای
پنجره ها را

و غزلبرگ های رهایی مان
رسالتِ باد را

#زهرا_جلالی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights