فیلم «پیرپسر» و زندگی ما
آیا ایرانیان باز دیر بیدار خواهند شد؟
یادداشتی بر فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی
فیلم در همین ابتدا با یکی از صدها مشکل امروز ایران شروع میشود. جوانهای مجرد و بیهدف که در اوج جوانی سردرگم، و بدون شغل مناسب هستند. تنها سرگرمی آنها همانند بچهها بازی کردن و مانند بزرگسالان سیگار مصرفکردن است. نسلی که از دیگران بسیار انتظار دارد و به جای تلاش و سخت کار کردن بهفکر کشتن حتا پدر!!! است. فیلم، پدری را نشان میدهد بسیار بی پرنسیپ، بی اخلاق، فاسد که از دیرباز زندگی را با دروغ و تهمت شروع کرده و جنایت مرتکب شده و با تقلب منزل شخص دیگری را تصاحب کردهاست. او در هر دوره چهره عوض می کند و معتاد به مواد مخدر و الکل شده و از نظر اخلاقی بسیار فاسد گردیده. جالب هست که تصمیمات نابخردانه روشنفکران گذشته را به تمسخر میگیرد ولی خود بیشترین بهره را از نابسامانی کشور بردهاست و اکنون که شرایط اجتماعی در حال دگرگونی اساسی است، دوباره در حال پوستاندازی است.
فیلم، روایتگر نسلی است که درگیر مشکلات متعدد اجتماعی و سیاسی است؛ بی نشاط، غمگین، بی انگیزه و نا امید. با اینحال این نسل بسیار اخلاقمدار و انساندوستتر از نسل پدری است که اغلب این مشکلات را بهوجود آورده و اکنون بیخیال و بدون احساس تعهد نقش عوض کرده و بسیار فاسد شده است. و البته بسیار جسور و بی پروا که تمام ترسهایش فروریختهاند. از سوی دیگر دختری جوان که از سنت بریده ولی همچنان اسیر روابط پیچیده اجتماعی است، گرفتار اجتماعی که رنگ و لعاب مدرن دارد ولی در درون و گوهر خود هنوز زنستیز باقی میماند و برای خود حق و حقوقی بیشتر طلب می کند. خود را حق مطلق میبیند که دوست دارد هر چه میخواهد انجام دهد و هیچ اعتراضی را تحمل نمیکند.
این نماینده نسل جوان و تحصیل کرده دوست ندارد مانند نسل گذشته زندگی کند. دوست دارد خود تصمیم بگیرد و با معیارهای خود زندگی کند هر چند بهطور کامل درک میکند که در خیلی موارد اشتباه میکند ولی از اینکه به دلخواه خود اشتباه میکند خوشنود است. ولی همین خانم که در ظاهر به خیلی از سنتها پشت پا میزند هنوز خود را در مقابل مردها ضعیف نشان میدهد و سعی دارد که در کانون توجه مردها باشد و تایید شود. انتظار دارد که دیگران حتی زمانی که متوجه میشود که پیرمردی فاسد با هدفی مشخص کمکش میکند به ماجراجویی خود ادامه دهد. او نیز گرفتار مشکلات بسیار است و راهحل آسانی برای مشکلات خود ندارد حتی از سر درماندگی رگ دست خود را میبرد، در حالی که میتواند اندکی از زندگی تجملاتی خود بکاهد و با قدرت، شهامت و جسارت روی پای خود استوار و با متانت زندگی کند. هر چند این شورشی بیدار میشود و آن ذات و اخلاق انسانی خود را نشان میدهد و عشق و اخلاق را به پول ترجیح میدهد. ولی دیر شده.
این همان نقطه ضعف تاریخی ایرانیان است که همیشه دیر میکنند و تصمیمات خود را در زمان مناسب نمیگیرند. بنابراین نتیجه دلخواه و مفید حاصل نمی گردد. حتی این نکته در یک دیالوگ فیلم دیده میشود. آنجا که پدر میگوید « اگر به فکرکردن پول میدادند ایشان میلیادر میشد».
نسل جوان اگر منفعل باشد و نظارهگر فقط باید در انتظار مرگ باشد، همانند نسل گذشته. و در دل این خاک عزیز چه رازهای مگویی که نهفته هست – یکی از دلایل آن – بیهوده گفتنها در گذشته و سکوت مرگبار امروزی است. فیلم واقعیت زندگی اجتماعی امروز ایران را نشان میدهد؛ افراد نه به یکدیگر احترام واقعی را دارند و نه هیچ قانونی را رعایت میکنند. مشروب مینوشند مواد مخدر مصرف میکنند روابط خارج از ازدواج دارند، در جلسات زیرزمینی شرکت میکنند که همه این موارد در قانون ایران غیر قانونی هستند که نشان میدهد قوانین باید متناسب با شرایط اجتماعی و مورد قبول حداکثر جامعه باشند تا بتوانند اثر گذار گردند. به همین خاطر زندگی در دو دنیای متفاوت، چند لایه و متضاد با شدت تمام در جریان است.
این فیلم دیدنی نشان میدهد که در جامعه امروز ما چقدر پایههای اخلاق و وجدان فردی و اجتماعی ویران شده است و بیننده در شاهکاری زیبا، این سقوط آزاد اخلاقی را در نقاشی قهوهخانهای داستان کشته شدن سهراب بدست رستم (پدر) مشاهده میکند. در روزگاری بس کهن پدری پهلوان پسر خویش را به خاطر سرفرازی وطن میکشد ولی امروز پدری حاضر نیست به خاطر پسرش از هوس شیطانی خود بگذرد و دست به جنایت و حتی فرزند کشی میزند. و البته نشانهای مکرر از تاریخ خونبار سرزمین عزیزمان ایران.
موضوع مهم دیگری که در فیلم مشاهده میشود این است که جامعه تحمل و رواداری خود را از دست داده و برای موارد خیلی معمولی و ساده قصد کشتن و نابودی همدیگر را دارد . کشتن تبدیل به یک امر عادی شده و این موضوع بسیار خطرناکی است. اگر افراد نسل گذشته و کهنسال دست از خودمحوری، لجاجت و خودشیفتگی بیمارگونه بر ندارند و راه را به نسل جدید که رفتار، کردار و گفتار اخلاقیتری دارند واگذار نکنند هم خود و هم بچههای خویشتن را قربانی خواهند کرد. بنظر میرسد که کلید حل مشکلات متعدد جامعه دور از دسترس میباشد ولی گم نشده است. اگر تفاهمی حاصل گردد هم کلید موجود است هم میتواند از خونریزی فجیع جلوگیری کند. ولی زمان محدود است و خیلی از اتفاقات غیر قابل بازگشت. آیا ایرانیان باز دیر بیدار خواهند شد؟
ونکوور، نوامبر ۲۰۲۵





















