Advertisement

Select Page

یک شعر از حمید فرحناک

یک شعر از حمید فرحناک

 

پاییزان
***

عمری به درازا کشید
پهنای هیچ باندی /بازی ام نگرفت !
قد بلند سایه ی باد بر دیوار !!
واین باران ..
که چشم دیدن ان آسمان را ندارد!!!
و این دریا..
پیش پای ان موج
شکست !!!!

پای لنگِ درخت
برگ هایی که
دست به عصا زرد می شوند !!!!!

آبروی چاک برداشته اخم
می ریزد برشیار چین ، چینِ زخم !!!!!!

صبر زمان
بی امان ..
پیاده رفته اند شعر تورا
جاده های جهان !!!!!!!

پرنده ، پروازش را
به لاک پشت سپرد
مُرد !!!!!!!

حالا ، من مانده ام
پیراهن تنگ تفسیر !!!!!!!!!

#حمید_فرحناک
پاییز/۱۴۰۴

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights