Advertisement

Select Page

یک غزل از شهپر کارگریان

یک غزل از شهپر کارگریان

 

با حضورت واژگان عشق معنا می‌گرفت
بیت‌های عاشقی در یک غزل جا می‌گرفت

شور یک مستی دیرینه درون ذهن من
در کنار تو چه بی‌صبرانه بر پا می‌گرفت

آیه‌های نور هر دم با تلاوت های تو
نقش جان می‌شد به روحم تا که فتوا می‌گرفت

در کنارت هر طلوع و صبح یک امید بود
گردش ایام با عشق تو فردا می‌گرفت

غربت و بیگانگی با روح من دمساز نیست
هر چه را با عشق بود در جان من پا می‌گرفت

#شهپرکارگریان

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights