یک شعر از مینا بنیاسد
خاکِ باغچه
بوی شعر میدهد
بوی دوتار
میان نتهایِ گنگِ
قندیلهایِ همیشه زمستان،
بوی شراب بازمانده از تاکهای تاکستان،
دستهایم م م…
دستهایم را گم کردهام
آفتاب به هزار گام
در چشمانم
تار مینوازد
چونان باد
لابه لای نارنجهای شیراز
دهانم توکا
جهان میرقصد
کولیوار
با لام الفبای همیشه در هم
مرگ
میان ذرات متبلور باغچه
ظهور کردهاست
انگشتهایم
تارتار
دستان شکستهی ویکتورخارا
مینوازد…
دستانم را
دستانم را ای کاش گم نمیکردم
#مینا_بنیاسد




















