In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از مهین میلانی

[clear]

فصل عزلت به درازا بِکِشید

[clear]

آفتاب در شهر جان می ریزد، کوه در زیر آبیِ آسمان شور

“رِک بیچ”، ساحل لختی ها آن پائین،

تن های عریان به بوسه می خواند.

من نمی دانم. هیچ نمی دانم

شوقی نیست

فصل عزلت به درازا بِکِشید

من پُرَم از تپش دل؟

از شراب در رگ، از قبضِ جنون، از نم؟

یا که خالی از پُر، یا از هیچ

هیچ فرقی بکند آیا؟

درونم تنهاست.

درپیِ هیچم؟

آن آرزوی مبهم راچه کنم؟

آن وهم هنوز جاندار را

این انتظار مرگ زا را چه کنم؟

و این بی رنگیِ در افق

کاش خاکستری، سیاه، چیزی پیدا بود.

پی چیزی می گشتم؟

پی خوابی، پی یک اسطوره؟

رؤیا؟

تو را یافتم

به رؤیا باختم

تو را دیدم

آرزو خشکید.

پی چی می گردم؟

یا که پیگردی نیست. ذوق و شوقِ دل من رفت به باد.

زندگی خالیست.

می نویسم. شاید نفسی

[clear]

[clear]

می چسبم به ته اندوه

[clear]

می چسبم به ته اندوه

نه که غم طلسم من باشد

این اندوه درونی شده است

به زمین می زندت

باید که در آن غرق شوم

که در آن غلت زنم

بگذارم که مرا بچزاند، بچلاند

که مرا به انتهای شاید نیستی ببرد.

شاید این اندوه خود جوهر هستیست

این هستی ِ نیست

که به تسخیر تو برخواسته است

بگذار که من با خود ببرد.

بیهوده دست نیاویز به نابودی او

یا که به عبث گمان جایگزینی به سرت راه مده

بگذار بِبارد برمن

بکشاند مرا تا به اعماقِ

به هرجا که بخواهد.

شاید خلاصی آنجاست.

شاید او همساز من است

شاید که زندگی همین است.

708c72fc0d70090e40a52c6611cfcede?s=100&d=mm&r=g دو شعر از مهین میلانی

مهین میلانی: روزنامه‌نگار آزاد، نویسنده، مترجم، عکاس، گرافیست و فارغ‌التحصیل روزنامه‌نگاری و جامعه‌شناسی از تهران و پاریس است. در ایران با روزنامه‌های آدینه و دنیای سخن، جامعه‌ی سالم، ادبیات اقلیت، شرق، و…فعالیت داشته است. در فرانسه با روزنامه‌های فرانسوار و لوپوان. در کانادا با نشریات لووار، جرجیا استریت، کامان گرانت، نورت شور، میراکل، شهروند‌ بی‌سی، رادیو زمانه و بسیاری نشریات دیگر.
کتاب “کنسرت در پایان زمستان” از اسماعیل کاداره نویسنده‌ای که بعد در سال 2005 برنده‌ی ادبی “‌من بوکر پرایز” شد را از زبان فرانسه به فارسی در ایران ترجمه کرد و نشر مرکز آن را به چاپ رساند. صدها مقاله، گزارش، نقد ادبی و ترجمه به زبان‌های فارسی، انگلیسی و فرانسه به چاپ رسانده است. با مجامع ادبی کانادایی و ایرانی در کانادا فعالیت های زیاد داشته و بارها برای داستان خوانی و شعر خوانی توسط آنها دعوت شده است. در سال 2004 به عنوان مدیر هنری فستیوال قصه خوانی ونکوور استخدام شد و چندین سال در فستیوال‌های فیلم و جاز این شهر سمت‌هایی در بخش مطبوعات داشته است. در اولین فستیوال فیلم به زبان فارسی در ونکوور به عنوان یکی از قضات در داوری فیلم‌ها شرکت داشت.
مهین میلانی کتاب “تهران کوه کمر شکن ” را در سال 2005 آغاز به نگارش کرد. نگارش آن متوقف شد تا سال 2009 و در سال 2010 اولین بار به چاپ رسید. این کتاب از طریق آن لاین به فروش می‌رود. به تازگی نشر زریاب افغانستان کتاب ” تهران کوه کمر شکن ” را منتشر ساخته است. مهین میلانی هم اکنون چندین مجموعه‌ی داستان کوتاه، شعر و رمان در دست انتشار دارد.
عکاسی و گرافیک دو رشته ایست که بخشی از تحصیلات و فعالیت های حرفه ای مهین میلانی را به خود مشغول داشته و با نشریات گوناگون به عنوان طراح گرافیست و دیجیتال آرتیست و عکاس همکاری داشته است.
http://milanimahin.blogspot.ca/
http://vancouverbidar.blogspot.ca/
[email protected]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال