صفحه را انتخاب کنید

واژه‌های سکوت

واژه‌های سکوت

انگار کن که غروب جمعه بود، زمانی متروکه در منتهی الیه تاریخ تصویری فرسوده از ابدیت خشکیده تندیسِ سرخِ جنون برهوتِ صدا های آویخته در گلو… تِکه زار دل غَرقه زار خون همان خونِ دل آلوده این بود همان محصولِ نم گرفته ی خاموشی از غزل هایی که تنشان درد می کرد از شعرهایی که سقط شده بودند واژه هایی که خودکشی کرده بودند در دهان های دوخته شده به دست دندان ها… مگر چه پیش آمده بود؟ مگر کدام کهکشان از هم گسیخته بود؟ سقف کدام رویا فرو ریخته بود..!؟ #عاطفه مشرفی

1 نظر

  1. عاطفه مشرفی

    درودهااا فوق العاده س سایتتون

Advertisement

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This