آشیان / ادبیات (صفحه 4)

ادبیات

معرفی کتاب روباه شنی- نوشته محمد کشاورز

معرفی کتاب روباه شنی- نوشته محمد کشاورز، چاپ نخست ، ناشر:چشمه، سال 1394/2015  –  112صفحه چاپ کاغذی  در قسمت “معرفی کتاب| معرفی نویسنده” در شهرگان، می کوشیم آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن جهت که قصد این بخش نقد این آثار نیست، در کنار …

بیشتر بخوانید

معرفی کتاب نکتوفیلیا – نوشته سنا مژده

کتاب نکتوفیلیا – نوشته سنا مژده، چاپ نخست، ناشر:رایان نشر، تورنتو، 1396/2017 –  233 صفحه چاپ کاغذی در قسمت “معرفی کتاب/معرفی نویسنده” در مجلهء شهرگان،  می کوشیم  آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن جهت که قصد این بخش نقد این آثار نیست، در کنار …

بیشتر بخوانید

کلاغا چی دوست دارن؟

 “اگه بچه نداشتی بازم یه چیزی!” دیروز صبح زود مادر مراد آمده بود اینجا و گفته‌بود:” اگه بچه نداشتی بازم یه چیزی.” و من همان شب­ سارا را انداخته‌بودم روی دستم و تا خودِ قبرستان دویده‌بودم؛ کفش پاشنه­بلند به پا. لباس عروسی به تن. زمین سفیدِ سفید. برف تا زانو. …

بیشتر بخوانید

“اینا اونا نیستن”

رضا عابد    

رضا دلش می‌خواهد همچنان دمر روی تخت چوبی باقی بماند، اگر دست داد برای تمام روز. دوست دارد او را به حال خود بگذارند و هرکه برود سی خودش. به زبان خودمانی‌تر همه گور خود را گم کنند و بروند پی خیالات خودشان. دوست دارد دیگر هیچ جنبنده‌ای نجنبد در …

بیشتر بخوانید

معرفی کتاب سگ‌ها و آدم‌ها- نوشته فرشته مولوی

کتاب سگ ها و آدم ها- نوشته فرشته مولوی، ویرایش دوم، ناشر: فرشته مولوی، تورنتو، 1396/2017 –  97 صفحه، چاپ کاغذی  در قسمت “معرفی کتاب/ معرفی نویسنده” در مجلهء شهرگان، می‌کوشیم آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن جهت که قصد این بخش نقد این …

بیشتر بخوانید

آسمان کویر زیباست!

شیخ ایمان داد و ترسایی خرید عافیت بفروخت رسوایی خرید  منطق الطیر   گوشی به دست می‌ایستم مقابل شعله‌ها و شماره را وارد می‌کنم. می‌خواهم مربع سبز را لمس کنم که ناگهان آتش، گوشه‌ی عبایم را می‌گیرد. خودم را عقب می‌کشم، خاموش نمی‌شود. خودم را می‌اندازم روی ماسه، بوی کز …

بیشتر بخوانید

داستانی از آرام روانشاد

داستانی از آرام روانشاد

  درباره نویسنده: شروع داستان نویسی با حلقه قصه شیراز زیر نظر بزرگانی چون ابوتراب خسروی و محمد کشاورز از سال ۱۳۸۰ قبل از داستان نویسی به تاتر مشغول بوده (در مقام نویسنده و دستیار کارگردان) مدیر روابط عمومی خانه مطبوعات فارس از سال هشتاد و دو تا هشتاد و …

بیشتر بخوانید

بی‌وزن

«بی وزن»

حالا از آن حامد و کریستین و صلیب و فروهر، یک سطل خاکستر باقی مانده که من باید فکری به حالش می‌کردم. منی که هیچ چیز از قوانین کفن و دفن اینجا نمی‌دانستم. مردی که اینجا کار می‌کند و مسئول خاکسترهاست، در این چندروز خیلی به من کمک کرد. یک …

بیشتر بخوانید

سئوالاتی پیرامون فرمایشات یک سردار

این اسم پروژه (پروژه استراتژی هم‌گرایی نتیجه‌بخش) از لحاظ تاریخی خیلی اهمیت ویژه‌ای دارد. آیا رئیس دفتر پسر صدام و برادر زن صدام در انتخاب این اسم دخالت داشتند یا نه؟ لطفا برای رفع ابهام تاریخی مشخص بفرمایید کدام پسر صدام؟ کوچیکه؟ یا بزرگه؟ سردار رضایی در ارتباط با بررسی‌های …

بیشتر بخوانید

معرفی رمان روزگار شیرین- نوشته مصطفی عزیزی

در قسمت «معرفی کتاب| معرفی نویسنده» در مجلهء شهرگان،  می کوشیم  آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن‌جایی که قصد این بخش، نقد این آثار نیست، در کنار بخش‌هایی از این آثار، نقد و نظرات دیگر خوانندگان این آثار را نیز در اختیار شما قرار می‌دهیم.  …

بیشتر بخوانید

معرفی کتاب | معرفی نویسنده؛ همراه با صدای نویسنده

در قسمت “معرفی کتاب| معرفی نویسنده” در مجلهء شهرگان،  می کوشیم  آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن جهت که قصد این بخش، نقد این آثار نیست، در کنار بخشهایی از این آثار، نقد و نظرات دیگر خوانندگان این آثار را در اختیار شما قرار …

بیشتر بخوانید

استعاره ساختاری در شعر فروغ

استعاره ساختاری در شعر فروغ

فروغ استاد استعاره ساختاری است که با استعاره سطری درخشانتر می شود- مانند نیما، اخوان، شاملو. شاعران سترگ از پس استعارات ساختاری در اشعارشان بر می آیند. شاعران دیگر استعارات خطی بکار می برند که فضای شعری را بهم می ریزند. استعاره نسبت یک چیز به چیز دیگر است؛ واژه …

بیشتر بخوانید

چند داستانک از بهاره اکبری

چند داستانک از بهاره اکبری

۱ پدر پدرم مرد خودخواهی بود، با دستانی بزرگ و سری کوچک. بلندی پیشانی‌اش آدم را می‌ترساند. او هرگز نمی‌توانست جلوی آن آینه شفاف آویزان از درخت با تیغ صورت‌اش را بتراشد. چشمان‌اش می‌ترسید و آب دهان‌اش زیاد می‌شد. یک صبح بی نفت وقتی چراغ علاءالدین خوب دود می‌کرد و …

بیشتر بخوانید

روزهای آسایشگاه شماره چهار

نائله یوسفی

خون از بین خط سیمانی موزاییک ها شیار شیار روان می‌شد و سفیدی مربعی شکل کف نمایان بود. عبیر رعشه داشت و می لرزید. انگشت به خون می مالید و روی دیوار سفید اتاقش در آسایشگاه نقش می‌کشید. شکل و شمایلاتی نامفهوم. میان نقش‌ها نقاب زن‌ها را پررنگ تر می‌کشید. …

بیشتر بخوانید

سیب ترش، باران شور

نگاهی به مجموعه داستان سیب ترش، باران شور نوشته بی‌تا ملکوتی

سه روز و سه شب است که باران می‏بارد. سه روز است که باران از باریدن ایستاده. سه روز است که ابری است. سه شب است که خورشید می‌‏تابد. سه روز است که جاده در تاریکی فرو رفته است. رود قرمز است. یادم نمی‏‌آید آخرین بار کی چیزی خورده‌‏ام. راه …

بیشتر بخوانید

پیراهنی صورتی روی صندلی

پیراهنی صورتی روی صندلی

تنها سرفه یادگار آن دوران نیست. بیرون که آمد همه‌چیز زیر و رو شد. اول از همه، اعتماد و باورش. فکرش را هم نمی‌کرد که یک موجود میکروسکوپی ناچیز، یک ویروسِ ناقابل، بی‌هیچ فلسفه و سخنی، همه‌ی عشق و تعهد همسرش را در هم شکند. همه‌ی روزها و شب‌هایی که …

بیشتر بخوانید

روز شکرگزاری

وقتی رسیدم همه آمده بودند.  برای روز شکرگزاری، برادرم  تمام فامیل و یکی از دوستانش را هم با همسرش دعوت کرده بود. برادرم تلفنی به من گفته بود ، آنها چند هفته ای است به ونکور آمده اند تا پسرشان را ببینند و گویا خانم دوستش، با من هم دانشکده …

بیشتر بخوانید

عکاس دوره گرد

عکاس دوره گرد نائله یوسفی

نائله یوسفی؛ روزنامه نگار، شاعر و نویسنده است که طی چهارسال گذشته با نشریه‌های صدف، ابتکار و کرگدن همکاری داشته و آثارش در آن‌ها چاپ شده‌است. پیرمرد قبل از اینکه وارد دستشویی بشود زیپ شلوارش را باز کرد. همسرش با دست جلو دهانش را گرفت و گفت: ئه ئه نکن، …

بیشتر بخوانید

کاملیا

کاملیا

وسواس عجیبی داشت، بعداز سکس به هیچ چیزدست نمی‌زد، بلافاصله می‌رفت و دوش می‌گرفت. می‌گفتم بگیر بخواب، مگرصبح دوش نمی‌گیریم؟‌ اخم‌هایش را درهم می‌کشید و می‌گفت اییییییی… بعداز دوش که خودش را خشک می کرد، می‌آمد و لحاف را تا روی گونه‌اش بالا می‌کشید، پشتش را به من می‌کرد، خودش …

بیشتر بخوانید

سه شعر از علی عظیمی

سه شعر از علی عظیمی

۱ با دوری ات در من چنان قدرتی هست که توان آفرینش گورستان ها را دارم و با دیری در من چنان نفرت ست که دخترکان احساس را جرات زنده به گور کردن به پا خیزم!… قلب های نخ نما در گرو آفرینش گورهای کهنه می مانند و چشم ها …

بیشتر بخوانید

زیر باران

داستان «زیر باران»- از مجموعه داستان «کافه پری دریایی»/ نشر چشمه.

مادمازل کتی و چند داستان دیگر، اولین مجموعه داستان میترا الیاتی در سال ۱۳۸۰ توسط انتشارات چشمه منتشر شد. این کتاب از سوی منتقدین ادبی مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جوایزی مختلفی همچون: جایزه اولین مجموعه داستان سال ۸۱ «بنیادگلشیری»، و جایزه‌ی کتاب سال «خانه‌ی داستان»، را از آن …

بیشتر بخوانید

شعری از حسین درخشنده‌فر

شعری از حسین درخشنده‌فر

بیدار شدم چند لحظه پیش بی‌نام و نشان در گاهواره‌ی لرزان شب که لالایی‌اش را مادری گنگ در دلواپسی‌های سکوت اندیشه می‌کرد درمیان این مزرعه‌ی اندوه وجودم از تلخ پونه‌های تنهایی در هوای بی‌کسی گُر گرفته است کاش کسی بود و این بریده ناف را گره می‌زد به یک لبخند …

بیشتر بخوانید

ترجمه‌ی چند شعر کردی از خالد بایزیدی

ترجمه شعرهای کوتاه طاهر آهنگری (شاعرمعاصرکرد – مهاباد) | ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر) ونکوور

ترجمه شعرهای کوتاه طاهر آهنگری (شاعرمعاصرکرد – مهاباد)  ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر) ونکوور [clear] [clear] ۱ [clear] شاعری! اینقدرتورا نوشت تاکه شاعرشد… شعرنیز… اینقدرتورا درخودجاداد تاکه شعرشد [clear] [clear] ۲ [clear] ابری! اینقدرشیفته ی باران بود تاکه سرانجام بامن گریست… [clear] [clear] ۳ [clear] نه باریدند آن ابرهای که دلشان …

بیشتر بخوانید

چند شعر از قربان بهاری

چند شعر از قربان بهاری

قربان بهاری-1361، فعالیت رسمی خود را از سال 1379 با شرکت در جلسات کانون ادبی امیرکبیر – زیر نظر استاد ضیاءالدین ترابی آغاز کرد. فعالیت‌های دیگر او عبارتند از: شرکت در جلسات حوزه هنری، فرهنگ‌سرای خاوران، جلسات هنر رسانه‌ی اردیبهشت و…، عضو دوره دهم دفتر شعر جوان زیر نظر مرحوم …

بیشتر بخوانید

ماهی سرخِ تنگ

پیراهنی صورتی روی صندلی

آخه پدرسگِ جنده! تو که می‌خواستی بچه‌ات پدر داشته باشه، باید اول شوهر می‌کردی بعد تصمیم می‌گرفتی بزای! چرا سقط‌اش نکردی؟ خواستگارت نشد؟ می‌نشستی خونه‌ی پدرت، بالاخره یه پدرسگی پیدا می‌شد بگیردت! خوب حالا کاریه که شده. دستِ خودم که نبود. تو من رو این‌طوری نوشتی. حالا همون‌جوری که من …

بیشتر بخوانید

دو شعر از سعیده پاک‌نژاد

دو شعر از سعیده پاک‌نژاد

۱ دایره‌ی پرسش‌ها، نبض‌ام کند می‌زند. گل‌های کاغذی باغچه دلتنگی چای خوردن تا حد مرگ و سیگاری پر از دیوانگی. دود تا نهایت آسمان بی‌رنگ و جسد دختران همسایه سفیدند در میان دسته گل‌های سرخ سرخ‌اند در میان سفیدی بی‌پایان. اگر پی جواب نمی‌گشتند خوشبخت می‌شدند. چشم‌ام راه می‌کشد کدام …

بیشتر بخوانید

آزاده خانم و نویسنده‌اش را

محمد آزرم متولد تهران است و از سال ۱۳۷۱ به طور حرفه‌ای در حوزهٔ ادبیات در مطبوعات قلم زده است. به تازگی کتاب شعری از او با نام «هوم» توسط انتشارات بوتیمار در ایران منتشر شده که گزیده‌ای از شعرهایی را در بر می‌گیرد که در خلال سال‌های ۸۴ تا …

بیشتر بخوانید

چند شعر از محمد آشور

چند شعر از محمد آشور

متولد ۱۲ آبان ۱۳۵۱ در شهرستان کرج، عضو پیوسته انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران.  همکاری با ماهنامه‌ی «معیار» عضویت در تحریریه و سرویس ادبی ماهنامه‌ی «نامه» طی سال­‌های ۸۴ و ۸۵ دبیر بخش شعر سایت «خرابات» دبیر بخش ایران سایت بین‌المللی «ماه و هور» عضو شورای سردبیری ماهنامه‌ی «آناهید» مسؤول صفحات …

بیشتر بخوانید

چند شعر از ماندانا زندیان

ماندانا زندیان ، شاعر، روزنامه‌نگار، و پزشک، زادۀ  سال ۱۳۵۱ در شهر اصفهان و دانش‌آموختۀ رشتۀ پزشکی در ایران است.

ماندانا زندیان ، شاعر، روزنامه‌نگار، و پزشک، زادۀ  سال ۱۳۵۱ در شهر اصفهان و دانش‌آموختۀ رشتۀ پزشکی در ایران است. [clear] آثار منتشر شده: *شش مجموعه شعر با عناوین « نگاه آبی » (نشر پژوهه/ ایران)/ «هزارتوی سکوت» (نشر پژوهه/ ایران)/ «وضعیت قرمز» (شرکت کتاب لس‌آنجلس)/ «در قلب من درختی‌ست» …

بیشتر بخوانید

چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

۱ آیا شعری با مزه ی بال مرغ خوانده اید؟ آیا شعری با طعم زبان رسمی فارسی چشیده اید؟ آیا به ناگاه دریافتید کدام چاشنی به شعر بیدل افزوده شد؟ شعر مثل کندن مو با موچین است نثر تراشه های آهن است بزاق دهان است اما شعر کلاه لبه دار …

بیشتر بخوانید

شعری از فرامرز پورنوروز

فرامرز پورنوروز شاعر و داستان‌نویس ساکن ونکوور است. آثار او در نشریات متنوع فرهنگی – ادبی خارج کشور منتشر شده‌است.

فرامرز پورنوروز شاعر و داستان‌نویس ساکن ونکوور است. آثار او در نشریات متنوع فرهنگی – ادبی خارج کشور منتشر شده‌است. از فرامرز پورنوروز تاکنون نزدیک به ۱۰ مجموعه شعر و کتاب داستان‌ در کانادا منتشر شده و لوح دو جایزه تیرگان و صادق هدایت را برای داستان‌نویسی در کارنامه دارد. …

بیشتر بخوانید

غزلی برای ۲۵ سالگی شهروند بی‌سی

غزلی برای ۲۵ سالگی فرزند پر خروش شما پیمان وهاب زاده پیمان وهاب زاده از ۱۹۸۹ در کانادا زندگی می‌کند و استاد جامعه شناسی در دانشگاه ویکتوریاست او نویسنده چهار کتاب به انگلیسی و ۸ کتاب به فارسی و ۵۰ مقاله و گفتگو است. داستان‌ها، شعرها، مقاله‌ها، و خاطره‌هایش تا کنون به فارسی و انگلیسی و آلمانی و کردی منتشر شده اند. چو نسیم صبحگاهان نفسی برون فشاندم چو شکوفه خنده‌ام را به جهان فزون فشاندم عشق تو چو ره نمودم غم تو به جان فزودم گل مهر سوی دشت همه لاله‌گون فشاندم تو چو آفتاب گشتی تو به گرمی‌ام گذشتی همه گرمیَت گرفتم به یخ درون فشاندم به سفر چو عزم کردم که رهایی تو جویم ز خرد گذشت عشقم به سرم جنون فشاندم به مقام رهروی تا برسم چه‌ها نکردم همه رفته راه‌ها را به ره کنون فشاندم چو به آسمان رسیدم به امیدی که بتابی به تنش ستارگان را بنگر که چون فشاندم به شب از سحر که گفتم ز شَعَف به رقص آمد طلبش نور شد از من که شراره‌گون فشاندم عشقت از عمق وجودم ز صفای تاروپودم نکنم جدا که پیمان ترا به خون فشاندم

پیمان وهاب زاده از ۱۹۸۹ در کانادا زندگی می‌کند و استاد جامعه شناسی در دانشگاه ویکتوریاست. او نویسنده چهار کتاب به انگلیسی و ۸ کتاب به فارسی و ۵۰ مقاله و گفتگو است. داستان‌ها، شعرها، مقاله‌ها، و خاطره‌هایش تا کنون به فارسی و انگلیسی و آلمانی و کردی منتشر شده …

بیشتر بخوانید

شعری از فرهنگ روشنی

فرهنگ روشنی شاعر، روزنامه نگار مدرک تحصیلی: کارشناسی خبرنگاری  دانشجوی ارشد روزنامه نگاری متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۹ در تهران کتابهای شعر منتشر شده: لبخند بزن حتی به زور ۱۳۹۱ کانکس ۱۳۹۴ برف پاک کن ۱۳۹۶ سابقه فعالیت در روزنامه های هنرمند، صبا، شرق، عصر اقتصاد ماهنامه دیده بان، مجله موفقیت …

بیشتر بخوانید