آشیان / شعر

شعر

سه شعر از سمیه جلالی

    ۱   سلام  هستِ من منانه ی به باران لَخشیده تن تنانه ی من/  نشسته باشی به دست به بندِ انگشت   من منانه ی در تن فرو چند انگشت به باد دهم چند نشانه؟ چند شهر ویران شود چند خیابان؟ چند خرامیده باشی بر پوست! با دهانی جا …

بیشتر بخوانید

دو شعر برای ابراهیم رزم آرا، تولدت مبارک شاعر! 

ابراهیم رزم آرا شاعر و منتقد ادبی، دیدن پائیز را طاقت نیاورد و پیش از مرگِ برگ در پاییز ۲۰۰۷، قلبش از تپیدن باز ایستاد و در اوج شکوفایی ادبی‌اش ما و جامعه فرهنگی شهر را ترک کرد. جمعه ۱۰ می‌ماه برابر است با زادروز شاعر مهاجر. پیکر شاعر در …

بیشتر بخوانید

هفت شعر از علیرضا کلیایی

  علیرضا کلیایی: متولد (۱۳۶۲/۳/۱۶) ليسانس موزيك از سوربن مستر يك و دو ادبيات از اينالكو-سوربن مدرس ادبيات و زبان فرانسه مدرك استادي زبان از اليانس – پاريس شاعر و تصنیف سرا از نمونه همکاری‌های ایشان آلبوم ترک_نگاه_دخت_پری_وار و آلبوم فروغ  اثر استاد علیرضا_قربانی . در_شعله_با_تو_رقصان مهیار_علیزاده . دیوار و چین …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از داوود محمدکیا

  داوود محمدکیا، متولد دیماه ۱۳۵۸ دورود لرستان ، ساکن کرج، شاعر و غزلسرا، سه مجموعه کتاب  به نامهای غزل های عاشقی ، غزلهایی برای تو و غزلهای دلتنگی و یک اثر از سپیدنوشته های وی به نام سپید نوشته های دلتنگی به چاپ رسیده است.   ۱. بی تاب …

بیشتر بخوانید

خلیجی  که از هر  طرف خاورمیانه است! چند شعر از سریا داودی حموله

  ۱ رودی  که تقویم ماه را می نویسد از سمت فراموشی تو تاریک است!   ۲ در همه ی خواب هایم سربازان خسته اند لطفا یک لیوان خلیج فارس   مبادا صندلی بیدار شود روی آنچه اتفاق نیفتاده!   ۳ دکمه های تاریکی را مبند دوشنبه تعارف ماه بود …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از نرگس باقری

  نرگس باقری عضو هیات علمی دانشگاه و دارای دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است تا کنون از او آثاری چون «زنان در داستان» در حوزه پژوهش و سه مجموعه شعر با عناوین «از هزاره ی ترنج»، «نزدیک به نبض ماهی‌ها» و «در جریان رگ‌هایم باش» از سوی انتشارات …

بیشتر بخوانید

شعری از فرشته وزیری

فرشته وزیری نسب ,کرمان , ارشناسی ارشد , ادبیات انگلیسی, ایران , ۱۳۸۰ , آلمان ,مهاجرت

  چطور می‌شود به این دهان‌های حیوانی پر هوس گفت که کشاله‌های من خسته‌اند از عبور دست‌های بی تبلور؟ چطور می توان گفت که از جای خالی عشق در میان چشم‌های شیشه‌ای عروسک مرده‌ام؟ چطور میتوان گفت که در نبود دوران نازک سر انگشت‌ها بر پوست وقتی که بیخ گوش …

بیشتر بخوانید

چند شعر از محبوبه رحیمی صفایی

  ۱  از کف پاهایم  برف می بارد اما نگاه…. بارش باران چشمهات را  سپید می بارم  ۹/۲/۱۳۹۳     ۲   ایستگاه آخر تکه های دلتنگیم را میپوشم امروز میهمان همیشه های مسافرم ۹/۲/۱۳۹۳   ۳    ماه پخش و تکه های خیال  در دستان خیس حرف  غوطه ور …

بیشتر بخوانید

چهار شعر از نرگس الیکایی برای مردم ایران که باران و سیلاب‌ها‌ی اخیر آنان را در چنگال خود فرو برده‌.

(ابری تلوخوران مست)   اشك هایم طعم آب و در یا  را از یاد برده است  بر چهره ام شیاری تلخ نشست چگونه به آب و دریا بیندیشم  اینكه آب مایه ی آفرینش است  خدا رفت شراب بیاورد  ابری تلوخوران مست  بر تركمن صحرا نشست    باران ببین! كه زیبایی …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از حانیه دری

حانیه دری متولد بیست و هفتم آذرماه ۱۳۷۲- کارشناس ادبیات نمایشی(دانشگاه هنر تهران)- دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد پژوهش هنر- از سال ۸۹ به طور جدی شعر می‌نویسد. برگزیده‌ی دوم کشوری در مسابقات خوارزمی. تجربه‌ی کاری‌ او به کار با روزنامه‌ها و مجلات برمی‌گردد که اصلی‌ترین آن حضور به عنوان …

بیشتر بخوانید

دو شعر از آذین جعفریان

  ۱   ما راوی افسانه های خویشتن ایم   ما راوی افسانه های خویشتن ایم؛ افسانه هایی ازلی از آن زمان که حتی به یادش نمی آوریم، افسانه هایی در تقلای هست شدن، زیستن. و گرچه بسیارند  افسانه های گمشده، نیمه رها شده تا که در هم گره خورده …

بیشتر بخوانید

اشعاری از آرش افشار

 آرش افشار متولد نوزدهمِ فروردین‌ماهِ سالِ ۱۳۶۰ خورشیدی در تهران است؛ دانش‌آموخته‌ی روان‌شناسی و هنرآموخته‌ی موسیقی و فیلم‌نامه‌نویسی. او در دهه‌ی هشتادِ خورشیدی بیش‌تر به روزنامه‌نگاری پرداخته و پس از همکاری با نشریات مختلف (به‌عنوانِ نویسنده، دبیرِ سرویس‌های موسیقی و سینمایی و…)، در اواخرِ این دهه، سردبیری ماه‌نامه‌ی «رویش» و …

بیشتر بخوانید

پنج شعر  از محمد نویری

محمد نویری، متولد ۱۳۶۳  – اهواز؛ کارشناس مهندسی معدن دانشگاه صنعتی اصفهان. آغاز جدی ترانه‌سرایی: ۱۳۸۲  عضو شورای مرکزی کانون ادبی دانشگاه صنعتی اصفهان و دبیر و عضو هیئت موسس کانون ترانه‌سرایان اهواز. سابقه همکاری با مهدی یغمایی، ۲۵ بند، پوریا حیدری، نادر مسچی، مهدی نصر، امید عراقی و … سابقه …

بیشتر بخوانید

سه شعر از سعید سلیمانی

۱ ننه سرما و عقده هایش گره باز کرده اند از بقچه و بازار شام از همیشه به قیصریه نزدیک تر شده مشت های گره کرده می روند مستطیل های چوبی سه رنگ بیاورند بوی عطر فروشی های بازار رضا جوراب های … _ عطار هم در طبله اش عطر …

بیشتر بخوانید

دو شعر از فرناز جعفرزادگان

  ۱   حاجی فیروز  با دایره‌ی خود  در دایره های زیادی چرخیده   بهار فیروزه ای  می داند  ردپای درختان را  و عصایی که هر سال  با زمین سبز می شود   بهار فیروزه ای عمو نوروز های  زیادی را دیده که به دنبال  زندگی زیرزمینی خود می روند …

بیشتر بخوانید

دو شعر از نرگس الیکایی این دو شعر تقدیم است به نسرین ستوده و نرگس محمدی 

  «محوطه سکوت»   آفتاب را با پیراهنش تاق می زنم   این چشم‌ها تابنده  ترند   در تاریک و روشنی ما   در خانه   در اندوه آدمی  همه‌ی راه‌ها باید   به آبادی این خرابه ختم می شد   اینجا کجا باشد خوب است   فصل های آمده …

بیشتر بخوانید

چهار شعر از میثم مهرنیا

میثم مهرنیا در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در شهرستان بجنورد به دنیا آمد. پدر او قاسم مهرنیا از شاعران غزل سرای خراسان و مادرش محبوبه محمدزاده اصالتی آذری دارد. میثم از نوجوانی به کتابهای کلاسیک ادبی انس گرفت و به همین دلیل  رشته زبان و ادبیات فارسی را انتخاب کرد و …

بیشتر بخوانید

سه شعر از نرگس الیکایی

سه شعر از كتاب: اين النگو‌ها را كجا می‌بری زنان هزاران سال با آن رقصيده‌اند  از نرگس الیکایی به زودي در نشر آفتاب منتشر خواهد شد.   ” كشتي اندوه درياست “ آب را روي آتش بريز  درد را خلاصه مي كند  نترس دوباره متولد مي شوي  اين بار سنگ شكوفه …

بیشتر بخوانید

سه شعر از محمد گنابادی

محمد گنابادی؛ متولد گرگان از اواسط دهه‌ی هفتاد با شناخت جریان شعری براهنی و جریانات شعری آن دوران به نوشتن شعر آزاد روی آورد. چند سالی هست که در حوزه‌ی کتاب فعالیت می‌کند و در نشر نیماژ مشغول به کار است. بعد از بیش از بیست سال فعالیت در زمینه‌ی ادبیات در سال ۱۳۹۷ …

بیشتر بخوانید

کلافِ در هم پیچ باد

دستم را رها کرد؛ دستانش را رها کردم و بدرود میان‌مان دیوار کشید؛ دیواری ماندگار که به دو نیم‌مان می کرد.   دستانِ خشک شده ام را که به هزار آرزو از میله ها عبور کرده بود، پس کشیدم و بر سینه نهادم. از خلاءِ خاکستری رنگِ میان وجودم گذشت؛ …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از فرناز بنی شفیع

فرناز بنی شفیع، متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن تبریز است. شاعر و فعال ادبی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی فرش و صنایع دستی از دانشگاه تبریز. برگزیده جشنواره‌های ادبی از جمله:– نخستین کنگره سراسری شعر کویر ابرکوه یزد فروردین 1384 – شب های شعر رضوی ملکوت هشتم مشهد آبان 1386– چهارمین کنگره سراسری شعر …

بیشتر بخوانید

سه شعر از مريم سياهکالی

۱ عشقت را چون فانوسی در بی قراریم به ابرها آویخته ای باران صدای توست که میبارد   ۲ نمی خواستم درآغوشت زندانبان ماه وخورشیدم باشی دوست داشتم درمن ریشه کنی چون گلها يي سرخ دستانم با تیغ هایش خونین شود  و دردی از درون تسخیرم کند تا مرحم پوست …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از سارا خلیلی جهرمی

سارا خلیلی جهرمی متولد شهریور 1363 در جهرم است. او تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ادامه داده است و اکنون در مقطع دکتری در دانشگاه سوربن درس می‌خواند. او فعالیت حرفه‌ای خود را در حوزه ترجمه و شعر از سال 1382آغاز کرده است و ترجمه کتاب‌هایی …

بیشتر بخوانید

شش شعر از سینا بهمنش شاعر و نویسنده ساکن ایران

سينا بهمنش؛ متولد ١٣٤٨ کرمانشاه است.  كتاب‌های منتشر شدهٔ او عبارتند از : علاج – نشر آرست ١٣٧٢ آهوى ناتمام – انتشارات آواى كلار  ١٣٨٦ – چاپ دوم انتشارات مایا ۱۳۹۷ همه‌ى آنچه كه نگفتى – نشر نيماژ – ١٣٩٢ آن‌ها – داستان‌هاى كوتاه و خيلى كوتاه – نشر آسا – چاپ …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از محمدرضا حاج رستمبگلو

محمدرضا حاج‌رستمبگلو در ۳۰ آذرماه ۱۳۵۳ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. اگرچه این تاریخ در شناسنامه او بیست و هشتم شهریور ثبت شده، تا اینکه به دنیا آمدن وی در نیمه دوم سال باعث تاخیر یکساله در آغاز تحصیل نشود.  کودکی‌اش پُرفراز و نشیب و نوجوانی او سرشار از …

بیشتر بخوانید

چند شعر از میشل ولبک (برگردان از انگلیسی)

میشل ولبک در جزیره یونیون از متعلقات فرانسه به دنیا آمد. پدر و مادر او به علت اینکه مادرش از مرد دیگری حامله شده بود از هم جدا شدند و او مجبور شد که به نزد مادر بزرگش در نزدیکی پاریس نقل مکان کند. کودکی سختی را پشت سر گذاشت …

بیشتر بخوانید

چند شعر از مينو سياهکالی مرادی

(تئاتر بازی) پشت چراغی که سبز نمیشود  زیر بارانی که بند نمی اید  به خیابانی فکر میکنم  که باید قلبم نخستین عابری باشد که رو به روی تو کنار صحنه ایستاده است از خیابان های خیس  از درختانی که بی چتر  برای دیدن تو  سبز شده اند عبور می کنم …

بیشتر بخوانید

شعری از حسن پویا آنارشیست

زمین را پاس بداریم   زمین را پاس بداریم زندگی را نفس را آینده‌ی فرزندان مان را منافع شخصی منافع عمومی منافع فردی منافع جمعی  منافع خصوصی منافع اجتماعی مثل بایگانی کلمات پس ذهن مثل حفظ شعری دلنشین از سده‌های دور مثل آب و هوا  آب در کنار هوا تو …

بیشتر بخوانید

ترجمه سه شعر از استنلی اچ. بارکان

درباره نویسنده: استنلی اچ. بارکان؛ شاعر، مترجم، سردبیر و ناشر مطبوعات ، متولد سال ١٩٣٦ و اکنون یک معلم بازنشسته است . بنا به اظهاراتش منابع الهام او زندگی در بروکلین، دوستی های عمیق و افرادی خلاق که در سفرهای متعدد خود با آنها ملاقات کرده است ، می باشند. …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از نرگس الیکایی

۱ (هزار زاویۀ متغیر) من آن نیستم که باید  زندگی گاهی کم می‌آورد  سخت مي‌شود بودن  چمباتمه می‌زنی  راه می‌روی – می‌نشینی – می‌رقصی  من که نمی‌توانستم  چشم‌هایم  از هزار زاویۀ متغیر تبعیت می‌کردند  در فکری نبودم که باید  و از خودم  فقط جایی را می‌خواستم  تا رهگذران را فراموش …

بیشتر بخوانید

چند شعر از قاسم بغلانی

قاسم بغلانی؛ شاعر متولد۱۰/۱۰/۱۳۵۶درآبادان است. اشعاری از او در مجلات ادبی گوناگون به چاپ رسیده اند و در مجالس شعرخوانی متعددی شعرخوانی داشته است. ۱ تاسنگ به ماه زل می زند سرود باد بردستانم می نشیند آویخته برذهنم رویایی یونانی درنوشیدن مه فلسفه می خوانم راه می افتند چشمانم تا روزپرفانوس …

بیشتر بخوانید

۳ شعر کوتاه از سریا داودی حموله

۱ درخت  زن کاملی ست به هر طرف که بچرخد  ماه بی دلیل است! ۲ باد را در پیراهنش پنهان کرد آفتاب گردان  از سایه­ی خود گریخت اگر خورشید خواب بماند زن انکار می شود! ۳ ماهی ها در قرائت اول عمیق می خوابند وقتی می میرند از نسبت ما …

بیشتر بخوانید

چند شعر از فریبا حمزه‌ای

  فریبا حمزه‌ای مدت پانزده سال است شعر می‌سراید که سه سال آن به طور جدی و حرفه‌ای بوده. سابقهٔ همکاری با برنامه‌های رادیویی را در کارنامه دارد و اشعارش در سایت‌ها و کانال‌های معتبر منتشر شده‌اند. چند شعر از حمزه‌ای را می‌خوانیم:   ۱ دست به دهانِ در مانده …

بیشتر بخوانید