تازه‌ترین‌ها
آشیان / شعر

شعر

سه شعر از سعید سلیمانی

  ۱   ننه سرما و عقده هایش گره باز کرده اند از بقچه و بازار شام از همیشه به قیصریه نزدیک تر شده مشت های گره کرده می روند مستطیل های چوبی سه رنگ بیاورند بوی عطر فروشی های بازار رضا جوراب های … _ عطار هم در طبله …

بیشتر بخوانید

دو شعر از فرناز جعفرزادگان

  ۱   حاجی فیروز  با دایره‌ی خود  در دایره های زیادی چرخیده   بهار فیروزه ای  می داند  ردپای درختان را  و عصایی که هر سال  با زمین سبز می شود   بهار فیروزه ای عمو نوروز های  زیادی را دیده که به دنبال  زندگی زیرزمینی خود می روند …

بیشتر بخوانید

دو شعر از نرگس الیکایی این دو شعر تقدیم است به نسرین ستوده و نرگس محمدی 

  «محوطه سکوت»   آفتاب را با پیراهنش تاق می زنم   این چشم‌ها تابنده  ترند   در تاریک و روشنی ما   در خانه   در اندوه آدمی  همه‌ی راه‌ها باید   به آبادی این خرابه ختم می شد   اینجا کجا باشد خوب است   فصل های آمده …

بیشتر بخوانید

چهار شعر از میثم مهرنیا

میثم مهرنیا در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در شهرستان بجنورد به دنیا آمد. پدر او قاسم مهرنیا از شاعران غزل سرای خراسان و مادرش محبوبه محمدزاده اصالتی آذری دارد. میثم از نوجوانی به کتابهای کلاسیک ادبی انس گرفت و به همین دلیل  رشته زبان و ادبیات فارسی را انتخاب کرد و …

بیشتر بخوانید

سه شعر از نرگس الیکایی

سه شعر از كتاب: اين النگو‌ها را كجا می‌بری زنان هزاران سال با آن رقصيده‌اند  از نرگس الیکایی به زودي در نشر آفتاب منتشر خواهد شد.   ” كشتي اندوه درياست “ آب را روي آتش بريز  درد را خلاصه مي كند  نترس دوباره متولد مي شوي  اين بار سنگ شكوفه …

بیشتر بخوانید

سه شعر از محمد گنابادی

محمد گنابادی؛ متولد گرگان از اواسط دهه‌ی هفتاد با شناخت جریان شعری براهنی و جریانات شعری آن دوران به نوشتن شعر آزاد روی آورد. چند سالی هست که در حوزه‌ی کتاب فعالیت می‌کند و در نشر نیماژ مشغول به کار است. بعد از بیش از بیست سال فعالیت در زمینه‌ی ادبیات در سال ۱۳۹۷ …

بیشتر بخوانید

کلافِ در هم پیچ باد

دستم را رها کرد؛ دستانش را رها کردم و بدرود میان‌مان دیوار کشید؛ دیواری ماندگار که به دو نیم‌مان می کرد.   دستانِ خشک شده ام را که به هزار آرزو از میله ها عبور کرده بود، پس کشیدم و بر سینه نهادم. از خلاءِ خاکستری رنگِ میان وجودم گذشت؛ …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از فرناز بنی شفیع

فرناز بنی شفیع، متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن تبریز است. شاعر و فعال ادبی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی فرش و صنایع دستی از دانشگاه تبریز. برگزیده جشنواره‌های ادبی از جمله:– نخستین کنگره سراسری شعر کویر ابرکوه یزد فروردین 1384 – شب های شعر رضوی ملکوت هشتم مشهد آبان 1386– چهارمین کنگره سراسری شعر …

بیشتر بخوانید

سه شعر از مريم سياهکالی

۱ عشقت را چون فانوسی در بی قراریم به ابرها آویخته ای باران صدای توست که میبارد   ۲ نمی خواستم درآغوشت زندانبان ماه وخورشیدم باشی دوست داشتم درمن ریشه کنی چون گلها يي سرخ دستانم با تیغ هایش خونین شود  و دردی از درون تسخیرم کند تا مرحم پوست …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از سارا خلیلی جهرمی

سارا خلیلی جهرمی متولد شهریور 1363 در جهرم است. او تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ادامه داده است و اکنون در مقطع دکتری در دانشگاه سوربن درس می‌خواند. او فعالیت حرفه‌ای خود را در حوزه ترجمه و شعر از سال 1382آغاز کرده است و ترجمه کتاب‌هایی …

بیشتر بخوانید

شش شعر از سینا بهمنش شاعر و نویسنده ساکن ایران

سينا بهمنش؛ متولد ١٣٤٨ کرمانشاه است.  كتاب‌های منتشر شدهٔ او عبارتند از : علاج – نشر آرست ١٣٧٢ آهوى ناتمام – انتشارات آواى كلار  ١٣٨٦ – چاپ دوم انتشارات مایا ۱۳۹۷ همه‌ى آنچه كه نگفتى – نشر نيماژ – ١٣٩٢ آن‌ها – داستان‌هاى كوتاه و خيلى كوتاه – نشر آسا – چاپ …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از محمدرضا حاج رستمبگلو

محمدرضا حاج‌رستمبگلو در ۳۰ آذرماه ۱۳۵۳ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. اگرچه این تاریخ در شناسنامه او بیست و هشتم شهریور ثبت شده، تا اینکه به دنیا آمدن وی در نیمه دوم سال باعث تاخیر یکساله در آغاز تحصیل نشود.  کودکی‌اش پُرفراز و نشیب و نوجوانی او سرشار از …

بیشتر بخوانید

چند شعر از میشل ولبک (برگردان از انگلیسی)

میشل ولبک در جزیره یونیون از متعلقات فرانسه به دنیا آمد. پدر و مادر او به علت اینکه مادرش از مرد دیگری حامله شده بود از هم جدا شدند و او مجبور شد که به نزد مادر بزرگش در نزدیکی پاریس نقل مکان کند. کودکی سختی را پشت سر گذاشت …

بیشتر بخوانید

چند شعر از مينو سياهکالی مرادی

(تئاتر بازی) پشت چراغی که سبز نمیشود  زیر بارانی که بند نمی اید  به خیابانی فکر میکنم  که باید قلبم نخستین عابری باشد که رو به روی تو کنار صحنه ایستاده است از خیابان های خیس  از درختانی که بی چتر  برای دیدن تو  سبز شده اند عبور می کنم …

بیشتر بخوانید

شعری از حسن پویا آنارشیست

زمین را پاس بداریم   زمین را پاس بداریم زندگی را نفس را آینده‌ی فرزندان مان را منافع شخصی منافع عمومی منافع فردی منافع جمعی  منافع خصوصی منافع اجتماعی مثل بایگانی کلمات پس ذهن مثل حفظ شعری دلنشین از سده‌های دور مثل آب و هوا  آب در کنار هوا تو …

بیشتر بخوانید

ترجمه سه شعر از استنلی اچ. بارکان

درباره نویسنده: استنلی اچ. بارکان؛ شاعر، مترجم، سردبیر و ناشر مطبوعات ، متولد سال ١٩٣٦ و اکنون یک معلم بازنشسته است . بنا به اظهاراتش منابع الهام او زندگی در بروکلین، دوستی های عمیق و افرادی خلاق که در سفرهای متعدد خود با آنها ملاقات کرده است ، می باشند. …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از نرگس الیکایی

۱ (هزار زاویۀ متغیر) من آن نیستم که باید  زندگی گاهی کم می‌آورد  سخت مي‌شود بودن  چمباتمه می‌زنی  راه می‌روی – می‌نشینی – می‌رقصی  من که نمی‌توانستم  چشم‌هایم  از هزار زاویۀ متغیر تبعیت می‌کردند  در فکری نبودم که باید  و از خودم  فقط جایی را می‌خواستم  تا رهگذران را فراموش …

بیشتر بخوانید

چند شعر از قاسم بغلانی

قاسم بغلانی؛ شاعر متولد۱۰/۱۰/۱۳۵۶درآبادان است. اشعاری از او در مجلات ادبی گوناگون به چاپ رسیده اند و در مجالس شعرخوانی متعددی شعرخوانی داشته است. ۱ تاسنگ به ماه زل می زند سرود باد بردستانم می نشیند آویخته برذهنم رویایی یونانی درنوشیدن مه فلسفه می خوانم راه می افتند چشمانم تا روزپرفانوس …

بیشتر بخوانید

۳ شعر کوتاه از سریا داودی حموله

۱ درخت  زن کاملی ست به هر طرف که بچرخد  ماه بی دلیل است! ۲ باد را در پیراهنش پنهان کرد آفتاب گردان  از سایه­ی خود گریخت اگر خورشید خواب بماند زن انکار می شود! ۳ ماهی ها در قرائت اول عمیق می خوابند وقتی می میرند از نسبت ما …

بیشتر بخوانید

چند شعر از فریبا حمزه‌ای

  فریبا حمزه‌ای مدت پانزده سال است شعر می‌سراید که سه سال آن به طور جدی و حرفه‌ای بوده. سابقهٔ همکاری با برنامه‌های رادیویی را در کارنامه دارد و اشعارش در سایت‌ها و کانال‌های معتبر منتشر شده‌اند. چند شعر از حمزه‌ای را می‌خوانیم:   ۱ دست به دهانِ در مانده …

بیشتر بخوانید

چهار شعر از زهرا آزادی کیا

شعر چهارم   سیفون توالت تو هستم مرا بکش بگذار خانه مان نفس بکشد؛ محکم تر بکش بگذار سرگین غلتان ها به خانه شان برگردند. در چین از من پرسیده بودی: بدون دخالت کمونیست نطفه ها چگونه بارور می شوند؟! در مصر هرم نوک بینی ام را لیسیده بودی و …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از امیر محمدی

  ۱ ماورای بهار است جانی که به هنگامه ی تغزل در تن تو جاری ست در این سیاه زنجیر که تنها مجال آمیزش شهد گل های در باد است با لبانی از شکوفه ببوس مرا. آنگاه که سبز با شاخه های نرم_نازک در آغوش می کشد پیراهن ابریشمی ترا …

بیشتر بخوانید

دو شعر از نیلوفر شریفی

دو شعر از نیلوفر شریفی

  ۱   دست بكش ! بر موهايم پروازِ بی شمارِكلاغ ها هنوز سیاه است و مرگ لبخند مى زند ! به زنى در بستر   چشم هايم باز است و ماهیان سُرخ با رفتاری زنانه قطره قطره  مى ريزند از نگاه روىِ پيراهنِ گلدارم   مرا ببوس ! باد …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از حمید چشم‌آور برگرفته از کتاب رهابند

برگرفته از کتاب رهابند

  حمید چشم آور؛ شاعر نویسنده ترانه سرا ، رییس انجمن شعر کرج از سال ۹۰ تا ۹۷ مولف کتاب‌های:  با چند شاخه گل به سر خاک هیچ کس( مجموعه شعر/ ۱۳۹۲) کولاژ ( گردآوری تاریخچه شعر کرج /۱۳۹۴) رهابند ( مجموعه شعر/۱۳۹۷) برگزیده جایزه کتاب سال دفتر شعر جوان فعالیت ادبی …

بیشتر بخوانید

دو شعر از کریم قیطانی فرد

‎ ۱ در پس زمینه سیاست هیچ اعتمادی نیست مثل پس زمینه تلفن همراهم که پدر در آن هرچه می آید به من نمی رسد مثل توهم پرواز کبوترها وقتی بر بال هواپیما نشسته اند یا تلویزیونی که خاشقجی در آن هر روز جور دیگری می میرد و زنده می …

بیشتر بخوانید

دو شعر از شبنم آذر

   آغوش های مکرر   ما آغوش های مکرریم در اندازه ی تن های هم می رویم فقط بگو که می دانی راه دیگری نمانده است   مهم نیست خورشید طلوع نخواهد کرد ما با همه چیز وداع گفته ایم بگو که ناامید نخواهی شد چرا که ما گل های …

بیشتر بخوانید

پنج ترانه از بابک سلیم ساسانی

۱میخوام چند روزی از چشم تموم شهر پنهون شمبرم هم صحبت خاک و رفیق عطر بارون شممیخوام از پاکی چشمه یه جسم تازه بردارممیخوام چند روزی روحم رو به دست باد بسپارم پشت سر میذارم این شهر شلوغو پشت سر میذارم این همه دروغو من به آفتاب یه سلام تازه …

بیشتر بخوانید

چند شعر از فرناز جعفرزادگان

[vc_row][vc_column][vc_column_text]۱ همه چیز به آن دو بر می‌گردد به آن اشاره   و دست‌هایی  که می‌ریزند در هر سو  وقتی که تاریکی را در گوش اذان می ریزند و  هست را در هوش هیچ… همه‌چیز به آن دو باز می‌گردد ۲ یا بسم رجیم  بخوان به نام نان  که سهم سنگین …

بیشتر بخوانید

چند فراشعر از نیلوفر مسیح (عضو مکتب اصالت کلمه)

«خاطرات یک دیوانه» کاتالوگ پیشامتن ۱- راوی، کاراکترها، مخاطب و نویسنده همه در زرف ساخت متن یکی هستند. ۲- سعی نکنید هویت کاراکترها را کشف کنید. ۳- به هیچ وجه این متن ، حاصل جریان سیال ذهن نیست یا خودآگاه کحض، حاصل مراقبه ایست که مدتهاست در نویسنده سیال و …

بیشتر بخوانید