آشیان / شعر (صفحه 3)

شعر

چند شعر از ساره سکوت

برگردان دو شعر از یوجین اتلبرت میلر همراه با یک شعر او به زبان انگلیسی

  ۱ کبودتر های صلح از شانه های ما به شانه های ضحاک می پرند و سپیده، واژگونه گل اشکی ست که به حفره های تاریکِ چشم بر می گردد گفتم ببین گلبرگهای سرخ با چشم های تیره گرد ستونهای تخت جمشید ایستاده اند ایستاده بودی در دوردست و مثل …

بیشتر بخوانید

چند شعر از بهار زبردست

بهار زبردست؛ ۱۴ ساله، متولد شیراز است. جغرافیای زندگی‌اش بستری ایجاد کرده تا این شاعر نوجوان دغدغه‌هایش فرصت‌سوزی زندگی، گریه، ابرهای خیس و قطره‌های اشک باشد. ذهن‌اش درگیر نمادها، اشاره‌ها و استعاره‌هایی از رنج و اندوه و دلتنگی‌است. شعرهای او آینه‌‌ای از دنیای نوجوانان و جوانان امروز ایران است. چند …

بیشتر بخوانید

دو شعر از سپیده جدیری

دو شعر از سپیده جدیری

اشاره: این دو شعر را سپیده جدیری به ترتیب در دو رویداد فرهنگی – سیاسی اخیر در واشنگتن به نام‌های “گرفتنِ اخبار از اشعار” و “ناپدید شدنِ حقیقت” که با شرکت شاعران پیشروی آمریکایی برگزار شد، اجرا کرده بود. در گفت‌وگوی این شماره‌ی شهرگان با جدیری، به تفصیل به این …

بیشتر بخوانید

چند شعر از سمیه جلالی

چند شعر از سمیه جلالی

سمیه جلالی؛ متولد 1359/ بندرعباس، دانش اندوخته‌ی ادبیات و زبان فارسی مدت فعالیت ادبی: به صورت حرفه ای از سال 1393 آثار و تالیفات: مجموعه شعر یک گفتگو با گریه‌های احتمالی (در دست چاپ)/ جمع آوری اشعار و ترانه‌های محلی جنوب ایران /هرمزگان و جنوب کرمان/ (در حال پژوهش و جمع آوری) حوزه …

بیشتر بخوانید

شعری از منیر طه

برای گل و گیاه و برای دکتر بهرام گرامی

گل و گیاه به دامن، پیامِ یار آمد به پیشبازِ خزان موکبِ بهار آمد درونِ سینۀ افسرده ارغوان رخشید صبا به در زد و با ارمغانِ یار آمد ستاره بوسه به چشمِ ترِ سحرگه زد نسیمِ صبحِ زراندوده مشکبار آمد به ساحتِ قدمش لاله صد چراغ افروخت لهیبِ خونِ شقایق …

بیشتر بخوانید

انتخاب هفت شعر از منا کرمی

منا کرمی هستم متولد فروردین ماه سال ۱۳۶۳ کارشناسی ریاضی کاربردی دارم اما به دلیل گرایش خاصی که از همان ابتدای نوجوانی به هنر و ادبیات داشتم بعد از فارغ التحصیلی به سمت سرودن شعر کشیده شدم

منا کرمی هستم متولد فروردین ماه سال ۱۳۶۳ کارشناسی ریاضی کاربردی دارم اما به دلیل گرایش خاصی که از همان ابتدای نوجوانی به هنر و ادبیات داشتم بعد از فارغ التحصیلی به سمت سرودن شعر کشیده شدم از اواخر سال ۸۹ سرودن شعر برایم جدی شد و قالب غزل را …

بیشتر بخوانید

چند شعر از شوکا حسینی

چند شعر از شوکا حسینی

شوکا حسینی متولد تهران، از دوران نوجوانی شروع به شعر گفتن کرده‌ است. در ابتدا شعر موزون می گفته که می‌توان گفت تلاش‌هایی در زمینه‌ی شعر کلاسیک فارسی بوده و خودش معتقد است که الزاماً نمی‌توان نام شعر بر آن تجربه‌ها و تقلیدها گذاشت. در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی …

بیشتر بخوانید

شعری‌از: ارسلان‌چلبی؛«خونریزی میلەهای کلفت زندان»

«خونریزی میلەهای کلفت زندان»

«خونریزی میلەهای کلفت زندان»   حیف کە تو این فرصت کسی گُذرش بە این زندان نیفتاد هیچ کس پتو رو  از رو  این زندانی برنداشت رٶیاها در آنجا خودشون رو پنهان کردە بودن آە از این پنجرە کە در آنجا فریاد میزد روشنایی جِلو درشو گرفتە بود چاقو روش کشیدە …

بیشتر بخوانید

اشعار شاعران ایرانی در همبستگی با اعتراضات مدنی کردستان

اشاره: اشعار به ترتیب الفبایی نام خانوادگی شاعران آمده است.   سپیده جدیری «برای کردستان»   مناطقی هست که شعرهایش   شعرهای دیگری دارد و غصه‌هایش  غصه‌های دیگری دارد و چشم‌هایش  چشم‌های دیگری دارد   مناطقی هست که صدای پایش، صدای پا ندارد دمای دیگری دارد؛ دمای سنگِ برهنه شده از …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از منیژه رضایی

منیژه هستم ۳۶ ساله از تهران. از بدو تولد با بیماری مادرزادی که از عوارض دوران جنگ بود ، بدنیا امدم از یک خانواده ی فرهنگی و متوسط هستم  تا اول دبیرستان به مدرسه‌ی عادی و در کنار بچه‌های دیگه درس می‌خواندم تا اینکه در اثر مرور زمان دچار ضایعه نخاعی …

بیشتر بخوانید

چهار شعر از فریبا حمزه‌ای

فریبا حمزه‌ای مدت پانزده سال است شعر می‌سراید که سه سال آن به صورت جدی و حرفه‌ای بوده است. اشعارش در سایت‌ها و کانال‌های معتبر نشر داده‌شده‌اند. همکاری با برنامه‌های رادیویی را در کارنامه دارد. چهار شعر از او را می‌خوانیم.   ۱ دست به دهانِ در مانده واژه های …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از مریم رئیس دانا

مریم رئیس دانا دارای لیسانس مترجمی زبان فرانسه از تهران، ویراستار و آشنا به زبان انگلیسی ا‌ست. مترجمی را سال اول دانشگاه با دو نامه اداری صادق هدایت به زبان فرانسه آغاز کرد. بعدها این دو نامه در کتاب ‌نامه های صادق هدایت منتشر شد. ترجمه بعدی، مصاحبه رادیویی برناردو برتولوچی با …

بیشتر بخوانید

سه شعر جدید از عباس فتحی‌زاده

۱ مِنهای ما من نیستم، این مــن فقط من نیستم تن ها تنیده در تنـم، تنها  همین تـــــن نیستم در اوج شور زنـــدگی، هنگامه ی بالندگـــی تا پرکشم از بنـــدگی، با رنج میـــهن زیستم من تشنـــه ی دانستنم، آمـــاده ی  وارستنم زنهار می جویم که تا، روشن شود من چیستم …

بیشتر بخوانید

منتخبی از ترانه‌های آترا عظیمی

تیترِ خبر    وقتی که توی این اتاق ، تنهایی‌مو سر می‌کنم دُنیامو لای یه کتاب پیدا وُ از بر می‌کنم وقتی که روی کاناپه ،  خیره به دودِ سیگارم میونِ چند تا آگهی ، دنبالِ جا واسه کارم وقتی که پشتِ سَر پُر از ، حادثه­‌های ناگوار نداشته ها …

بیشتر بخوانید

سه شعر از داوود مالکی

۱ اگر تو نبودی انگشت‌هایم به چه کار می‌آمد؟   دست‌هایم را در تو از دست می‌دادم و پاهایم چون رودی در سراشیبی خیز برمی‌داشت   اگر تو نبودی دراز به دراز می‌مردم چون پرچمی که باد به سویش نمی‌وزد و از شر آتش در سفارتخانه‌اش پناه گرفته است   اگر …

بیشتر بخوانید

دو شعر از حمیده رئیس‌زاده (ح. ر. سحر)

منم مجنون، منم لیلا، منم وامق ، منم عذرا سرود عشق من گشته بر عالم همچو افسانه رهایم کن “سحر”، حایل مشو بر منظر وصلش به منظر گاه دیدارش ، فشانم جان چو جانانه   ۱ بیگانه بیگانه گلیبسن اوز اوزه باخما منه بیگانه – بیگانه اؤتورمه ایریلیق یوردون گزیم …

بیشتر بخوانید

چند شعر از احسان نجفی به گزینش صادق امیری

احسان نجفی هستم بهمن ۱۳۶۴ در روستای چیابوور کاکی از توابع شهر گهواره واقع در استان کرمانشاه به دنیا آمدم سالهاست شعر می نویسم تاکنون پنج مجموعه شعر آزاد  و یک مجموعه ترانه به زبان کوردی چاپ کرده ام سال ۸۹ برگزیده  جشنواره شعر جوان ایران( جایزه شب های شهریور) …

بیشتر بخوانید

دو شعر از ساره سکوت

رجعت   1- رنجم را از تن در می­‌آورم خیره می­‌شوم در سرخ که به سیاهی میل می‌­کند چیزی نمی­‌خورم تا خونم را به خورد خون ماشین­‌ها دهم می­‌گذارم مرا به شماره تبدیل کنند (حالا یک شماره‌­ام. شماره‌­ی ناشتا، شماره­‌ی بعد از صبحانه، شماره‌­ی بعد از ناهار، شماره­‌ی قبل از …

بیشتر بخوانید

پنج شعر از امیر قاضی‌پور

خود‌زندگی‌نوشت کمی غیرمعمولِ امیر قاضی‌پور: امیر قاضی پور، متولد شش دی ماه ۱۳۶۰ در تهران . بیشتر از مدرسه، از کتاب‌ها ، شعرها‌، فیلم‌ها و تصاویر آموختم‌. سواد من همین قدر است بجای دیپلم یا لیسانس. سه کتاب بصورت الکترونیکی منتشر کردم‌. کتاب‌های «الیت»، «جان پرنده‌ای از حشره‌های بلند» و …

بیشتر بخوانید

سرودهٔ تازه‌ای از منیر طه

آن سویِ دریاها

تا آنجا که بتوانم در خورد و خوراکم رعایت بهداشت را می‌کنم هفتۀ پیش از سوپر مارکتِ ساحل، روبروی خانه غذا خریدم به انضمام ته دیگ که قورمه سبزی خوش مزه‌ای هم آرایشگرش بود. دخترم تلفن کرد و در بارۀ کتابش که  اینک بر صفحۀ آمازن نشسته است و منتظر …

بیشتر بخوانید

دو شعر از زلما بهادر

 ۱ فرسنگ ها پوست روی تنم قوز کرده اند هزاران فرسنگ  جاده هزار سلول پیاده از پا که می دود به سمت پلی یک نفر مدام طنابی بر گردن و سنگ هایی می برندش به قعر آب پوست کهنه ی تب به مرگ دایره ای فکر می کند از فرط …

بیشتر بخوانید

ترجمه چند شعر کوتاه کوچر ابوبکر از زبان کردی

سال ۱۹۸۸ در کردستان ایران متولد شد و در سن پنج سالگی همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرد و در کردستان عراق شهر سلیمانی ساکن شد. دنیای کودکی او همچون همه کودکان کرد عراقی سرشار از رعب و وحشت و ترس گذشت.  ذهن او مملو از سوالاتی بسیار درباره جنگ …

بیشتر بخوانید

پنج شعر منتخب از زهرا حاصلی

زهرا حاصلی؛ متولد پنجم تیر ماه ۱۳۶۸ کرمانشاه و تحصیلات او کارشناسی مهندسی مکانیک بیوسیستم است. او از سال‌های نوجوانی حدود دوازده سالگی با خواندن کتاب شعر فروغ فرخزاد که متعلق به مادرش بود، انگیزه ی نوشتن پیدا کرده و به دنیای شعر پا گذاشت و شروع به سرودن شعر کرد. از سال …

بیشتر بخوانید

اشعاری از محمدعلی حسنلو

محمدعلی حسنلو متولد ۱۴ آذر ۱۳۶۵ در شهرستان شمیران است. مدرک کارشناسی خود را، در رشته ریاضیات کاربردی، از دانشگاه شهید بهشتی و مدرک کارشناسی ارشدش را، در رشتهء تحقیقات در عملیات، از دانشگاه صنعتی امیرکبیر دریافت کرده است. فعالیت حرفه‌ای اش را در عرصه ادبیات در سال ۱۳۸۴ آغاز کرد و در …

بیشتر بخوانید

چند شعر از مهدی عبدالله زاده راد

مهدی عبدالله زاده راد- متولد ۱۳۶۳،  زاده لاهیجان است. دوازده سال است به  بصورت حرفه‌ای در حوزه شعر، تئوری و نقد ادبی کار می‌کند. اشعار و نقدهای او در مجلات و نشریه‌های مجازی و کاغذیِ معتبر و مختلفی از جمله، ویرگول، کتاب هفته خبر، رودکی، راوی، افلاک و… چاپ شده …

بیشتر بخوانید

ترجمه دو شعر فرناز جعفرزادگان به زبان ترکی

یعقوب نامی، یکی از مترجمین ترک زبان، دو شعر از فرناز جعفرزادگان را به زبان ترکی ترجمه کرده که در زیر می‌خوانید: ۱ ویترین‌ها مانکن‌ها خیابان را فریاد می‌زنند حتی عروسک‌ها هم خسته‌اند از رفت از نخ‌نما شدن آمد.   ترجمه: ویترین لر مانکن لر خیاوانی باغیریرلار قولچاقلاردا داها یورولوبلار …

بیشتر بخوانید

اشکِ پاییز

آن سویِ دریاها

  قدردانی کن از آنچه در دست داری پیش از آنی که دستت تهی گردد از آن حرف روی درازی، سیاهیِ شب نیست شعلۀ شمع ناپایدار است و لرزان باغ سرد است و توفان زده، اشک پاییز از سر و سینۀ شاخه ها برگ‌ریزان بنگر اینمایه گستاخیِ نورسان را پیشِ …

بیشتر بخوانید