صفحه را انتخاب کنید

سپس و اکنون: ویژگی‌های خوب مجموعه‌ی سه گانی شعر علیرضا زرین

در، سه منظومه ی بلند، نشر رزقی، مهر ۱۳۹۹

یکم.  بهره وری از زمان و مکان به ویژه زمان که  نوعی ساعت منظم به کل متن بخشیده و از طریق دگردیسی به آواها و کلمات، واژه های مناسبی را در موضع های مناسبی در متن کاشته که انسجام توپولوژیک متن را کامل کرده اند.

 دوم.  استفاده از رنگ واژه ها مانند سپید سرخ ارغوانی و … همگام با سایر رکن های زبانی مثل زمان و مکان و اشیاء، کاریِر و حامل موج معنا هستند.

 سوم.  همبافتی در جنبه های گوناگون بلاغت مراعات شده. وجهه ی دیسکورسیو یا گفتمانی و رسانه ای و ریتوریک یا بلاغی زبان به موازات هم پیش رفته اند.

چهارم.  احضارها و فلش بک ها و آورفلاش های تاریخی (رجوع به آینده بوسیله ی لحن پرسشی و احضار آرزوها) عملکرد بسیار خوبی به نظام شمارش واژگان داده اند. نوعی مارش با شکوه که ویژگی آرکاییک هست با ریختی متمایل به کلام امروز در متن جاری شده.

پنجم.  باکس های معنایی مانند اندام بدن، موالید طبیعی مثل خورشید و ماه و ستارگان و سایه و جانوران و رود و کوه و دشت و سنگ ها و …‌ نشان می دهند شاعر به معرفت شناسی عینی از آنگونه که گاستون باشلار توضیح داده دست یافته و استخدام او از واژگان کاملا بهنگام و به جا ست.

 ششم.  خلاء معنا و سخن مشاهده نمی شود. گاف اطلاعاتی وجود ندارد.

 هفتم.  استفاده از ترصیع موسیقایی و واج آرایی بسیار خوب اجرا شده. مراعات نظیر های به جا و …. .

هشتم.  اگر عناصر تخییل و خیال انگیزی در معنای واژگانی که برای عبارتی خاص پرداخته شده اند ناکافی باشد جبران آن توسط  جابجایی عناصر همنشینی در نحو جملات چنان مراعات شده که متن به شعریت وفادار بماند.

 نهم.  توجه به باکس عواطف متضاد مانند امید و نومیدی، شادی و اندوه، خشم و ملاطفت و … همگام با مارش کلمات به پیش رفته و نوعی موج به متن بخشیده که خیلی خوب اجرا شده. این موج لازمه ی کاتارسیس ارسطویی و پالایش عواطف مخاطب و همراه کردن و چالش انگیختن با ذهن مخاطب است.

 دهم.  گماشتن لحن پرسشی و لحن خطابی و تعجبی در فرازهایی از متن که حکم زنگ ها و ناقوسها را دارند.

 یازدهم.  آنچه می تواند به چنین متن شاعرانه ای قدرت تاثیر بیشتری ببخشد بهره وری از طغیان و شوک و حیرت و ترس و وحشت است که از عناصر لازم برای فضای گفتار آرکاییک است.

البته شاعر امروز هیچگاه نمی خواهد و نمی تواند متنی مشابه متون کهن بنویسد زیرا چارچوب فرهنگی رشد هویت شاعر مانعی زمانی ایجاد می کند. زیبایی متن هایی که از آرکا بهره مند اند در این است که احیا و باز زایی تاریخی اما متناسب با زبان امروز از امر آرکاییک و معرفت شناسی اساطیری ارایه می دهند.

 دوازدهم.  احیای معرفت اساطیری در زبان شعر چیزی نیست که صرفا با ابزار بلاغت سنتی اجرا شود بلکه با توجه به همان باکس های معنا که نام بردیم و با چکش شوک .

– احیای معرفت اساطیری در زبان شعر چیزی نیست که صرفا با ابزار بلاغت سنتی اجرا شود بلکه با توجه به همان باکس های معنا که نام بردیم و با چکش شوک و وحشت انجام می شود و علیرضا زرین از این ابزارها در هر سه مجموعه نامبرده به خوبی استفاده کرده.

 سیزدهم.  شاعر باید اساطیری ببیند و بیاندیشد تا کلام از وجهه ای الهامی بهره ور گردد که خاص معرفت میتولوژیکال هست. این بینش اساطیری در متن علیرضا زرین کمابیش مشاهده می شود.

 چهاردهم.  جدای از همبافتی در عناصر و بدنه های زبانی شعر، جهان بینی و جهان زیستی شاعر به بلوغی رسیده اند که می تواند تاثیری تانل برانگیز بر دنیای مخاطب بگذارد.

این مجموعه سه گانی از جمله متن هایی است که انگیزه ی رجوع مکرر به آن را در خواننده ایجاد می کند و این یعنی در جهان رویدادها و لذت ها و شوک های مستعجل که ویژگی عصر امروزینِ رسانه و سرعت در پردازش انگاره ها و مفاهیم و اطلاعات است، تکرر بازخوانی می تواند از حسن ها و شاخصه های یک اثر ماندگار باشد

پانزدهم.درباب جایگاه شعر علیرضا زرین در این سه مجموعه در میان سایر شاعران از جریان های ادبی می توان گفت این مجموعه سزاوار بحث و معرفی و رجوع ممتازی است. چنانکه مساله روایت شاعرانه را به وجهی استادانه و خاص اجرا کرده.

روایت شاعرانه در آثار شاملو، اخوان، سهراب و براهنی و دیگران هریک به سیاق شخصی خود مورد اعتنا بوده و آثار شاخصی تولید کرده اند اما در این میان مجموعه ی سه گانی علیرضا زرین رنگ دیگری به روایت بخشیده.

چنانکه طولانی بودن هر کدام از این منظومه ها به خاطر وجود اپیزودها و پاراگراف هایی که هر کدام سفری درونی -به جهانبینی شاعر – و همزمان سفری بیرونی – به جهان زیستی شاعر و مخاطب جهانی او – را احضار کرده اند؛ نه تنها خسته کننده نیست بلکه از نوعی ساختار دُوری پنهان برخوردار است که با ایجاد شمیم لطیفی از سرگیجه و سماع، مخاطب را از ساختار خطی روایت پرت می افکند و به او اجازه بازیابی های مکرر از مکان و زمان و مساله تاریخمندی را ارایه می دهد.

این ساختار دوری را در داستان های قرآنی و متون مقدس دینی و اشعار شاملو نیز مشاهده می کنیم. این ابزار بلاغی خاص از ژانری تازه می باشد که بین ساحت های گوناگون گفتمان شناور است. چنانکه نه اساطیری صرف، نه روایی صرف و نه گفتمانی صرف است بلکه با ترکیب نظرگاه های گوناگون به مساله ی ابلاغ و رسانایی زبان، می تواند موضوع مشخص و همزمان گم بودگی آن را در متن نشانه روی کند.

این شمیم خفیف و ملایم معنا که از ابراز مستقیم و دلالت آشکار می گریزد وجه اصلی شاعرانگی است. بابت اجرای زیبای آن در اشعار علیرضا زرین به او تبریک می گوییم.

تهران – غروب هجدهم آذر ۹۹

 

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

آرشیو شهرگان