صفحه را انتخاب کنید

نگاه فرناز جعفرزادگان بر کتاب شعر «کف خیابان فراق سالی بود» اثر سپیده جدیری 

نگاه فرناز جعفرزادگان بر کتاب شعر «کف خیابان فراق سالی بود» اثر سپیده جدیری 

«لوایح سکوت»

هر سروده  که ذاتی هنری دارد دلیل اصلی آن زبان است که مورد ستایش واقع می گردد و ما را به کشف و بررسی می خواند . و به راستی زبان است که بینش درونی شعر را نشان می دهد . کشف درونیات شعر نیز نیازمند گشایش متن  است . 

 هایدگر نیز ، ” هنر را همچون گشایش حقیقت هستی ” معرفی می کند  و زبان را روشنگر ماهیت هستی می داند ” : 《زبان بیش از هرچیز هستی را تبدیل به هستی گشوده می کند 》 ” تاویل متن ص560 “

کتاب “کف خیابان، فراق سالی بود ” اثر سپیده جدیری ، همانطور که از نامش پیداست ”  به درد عمیق اجتماع و افراد اشاره دارد به تلخی هایی که بر ما و روزگار ما رفته و شاعر این تلخی ها را به جان چشیده و به شعر در آورده شعر های سپیده جدیری اغلب زبان گراست یعنی  زبان کارکرد اصلی ساختار و اندیشه ی شعر را بر دوش می کشد 

در این مجموعه  باشعر هایی روبرو می شویم که جسارت  و بی پروایی شاعر را برای این گفتمان ها بر می انگیزد و مخاطب را به فریاد  و سویه های حقیقی و بدون سانسور می برد  گاهی زبان روایی شعر مبتنی بر روابط است .  که از طریق تفاوت یا تقابل مطابق با جنبه مجزای روابط همنشینی و جانشینی ساختار بندی شده   این  ساختار در ذهن به وجود می آید که  با یکدیگر مرتبطند

فقط 

لوایح سکوت پشت سکوت 

و قلب پشت قلب 

می دانید ؟ 

که تبریز چه درد بزرگی شد 

برای امتداد لق ما 

گور به سنگ هایمان گفت 

چه لکه های آسانی 

چه لکه بندی آسانی ! ( ش،ش 1، ص9 ) 

در شعرهای سپیده، بخش هایی را می توان دید که شاعر به واژه و مکان ها تشخص می بخشد و به گفتمان درونی بدل می شود و اینجاست که شعر واگویه ای ست برای مشرق و مغرب و شب و شهری که یاد آوار کوفه و بی مهری مردمانش است 

(ش، ش 4 ، ص16)

عاشقانه تر از توام مگر / ای کافه به روزهای من برگرد / …….

….و آن عزای الیم /که از عذاب بری بود /از کوفه از من چه می خواست ؟ / نمی دانم / کوفه از من چه می خواست /ای بیرق از تو آرام/ در اوج های آسمانی ات /چه می خواستی ؟…..

باهم شعر شماره 16 که نام کتاب نیز برگرفته از آن است می خوانیم 

چشم هایم را باز کنم به شعر

چشم هایم را پیروز کنم 

مگر تمام شدنش چه بی حادثه بود؟

 

چه برشمردنی بود!

چه برشمردنی!

چه پر شدنش چه بی راه رفتنش!

کف خیابان سویش هوای مسلم است

کف خیابان 

سویش غروب های شفا دهنده 

کف خیابان

هنوز دست می کشد 

کف خیابان/هنوز قلب می کشد 

قلب هامان به هم شکسته شده 

ودست های تظاهرات 

کمی شروع تر! /کمی عبورتر !

بسته شده

کف خیابان،

 برگ‌های شکوفه دهنده

کف خیابان قلب های فروشی 

و سنگ های فلزی عمیق /عمیق

کف خیابان /غروب زد و رفت 

کف خیابان فراق سالی بود 

 

در این سروده، زبان و اندیشه، هر دو دارای نظام و ساختار هستند. 

اگر شعر به مثابه یک منولوگ  و گفتمانی درونی  در نظر گرفته شود بدان معنا ، متن دیگر یک ابژه نیست و بدل به کنش و فر آیند  در مناسبات خود آگاهی و ایدئولوژی می‌ گردد.

 مفاهیم انتزاعی در ذهن  با بهره‌گیری از مفاهیم عینی سازمان‌بندی شده اند  و با توجه به فضای مدنی و اندوه بار ، که در شعر جاریست 

زبان  ، اندیشه ی شاعر را نه تنها رمزگذاری بلکه به سمت و سوی استعاره ها می برد.

.

” کف خیابان قلب های فروشی 

و سنگ های فلزی عمیق /عمیق

کف خیابان /غروب زد و رفت 

کف خیابان فراق سالی بود “

.

.

از منظر زیبایی شناسی در شعر جدیری می توان به تخیل وچینش واژه ها جهت به تصویر درآوردن آن ها و برجسته سازی که بخش فور گراندینگ و تشخص است اشاره داشت 

که سبب گسترش معنای متن و در نتیجه لذت و بهره وری بیشتر خواننده از آن می گردد 

بنا به گفته ی  هگل : تخیل عنصر ضروری هر گونه تولید زیبایی ، قطع نظر از هر شکلی است که زیبایی به خود می‌گیرد. 

کف خیابان 

سویش غروب های شفا دهنده 

کف خیابان

هنوز دست می کشد 

کف خیابان/هنوز قلب می کشد 

سپیده ، با بهره‌گیری از تخیل و تصویر و ایماژها ،  با ادراک خود  جهانی تازه و دگرگون در معنای کلامی و بستر اندیشگانی می‌آفریند . اندیشه‌های شاعر، زبان اوست که در قالب شعر بیان می شود و در ذهن مخاطب متبادر می گردد و نگاه خواننده  را به لایه های اجتماع ، زخم های پنهان ، احساس ، عشق و عاطفه ، درد های مشترک جهانی و حتی  سویه های اروتیکی  پرتاب می کند .

10آبان 1399

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

آرشیو شهرگان