In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

اجتماع

امسال به یاد ریحانه خون می‌سوزانم و اسفندم روی آتش است

طراح دکوراسیون بود و مرتضی از او می خواهد برای انجام کار به دفترش مراجعه کند. ریحانه برای گفت و گو درباره کم و کیف کار به دفتر مرتضی می رود و پس از چند لحظه متوجه می شود که محل مورد نظر شباهتی به دفتر کار ندارد. مرتضی آب میوه ای به ریحانه…
ادامه مطلب ...