In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

رویا صحرائی، داستان کوتاه، که‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ژال، شهرگان، مدرسه فمینیستی

داستان کوتاه که‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ژال

به سختی سر بر می گرداند و نگاهش بر کوه های پُر رمز و راز کردستان خیره می ماند. جریان گرم خونی که از لابه لای موهایش به راه افتاده همچون دستی نوازشگر صورتش را می پوشاند. چشمانش را با آرامش می بندد و می اندیشد که اگر زنده بماند دیگر منتظر هیچ…
ادامه مطلب ...