In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

زن نعناپونه‌ای، داستان، سهیل شریفان

زن نعناپونه‌ای

آن‌روز یادت هست، حتما یادت هست، صدا زدند نهار! ، آمدی. عطر نعنا تمام خانه را پرکرده بود. نشستی سر سفره، یک بشقاب کوچک و چند پر نعنا، مثل دسته‌گل کوچکی سر سفره غذا. غذا؛ کوفته، نان، آب و یک سبد نعنا. با خودت گفتی یک بشقاب کوچک نعنا و…
ادامه مطلب ...