In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

نامه‌های اثیری، شهرآشوب

نامه‌های اثیری

4 مارس 2009 از مینا به جهان جهان جان (جهنم، ارث بابام که نیست!) زنگ که زدی خونه بودم. مشغول ظرفشوری. تا اومدم دستکشهارو در بیارم رفت روی پیامگیر. وقتی هم که بعد از یکی دو جمله ات رسیدم به تلفون، نمیدونم چرا فکر کردم گوشی رو…
ادامه مطلب ...

نامه‌های اثیری – بخش بیست و پنجم

12 فوریه 2009 از جهان به مینا من پیشنهاد بهتری دارم. کارن را چندروز بفرست فرانکفورت به گونتر در امور اداری و غیر اداری کمک کند و سرکارهم لطف بفرمائید، اندام زیبا و خنده های دلنشین اتان را برای ولو یکی دوروز، راهی این طرفها بکنید.…
ادامه مطلب ...

نامه‌های اثیری – بخش بیست و چهارم

اول فوریه 2009 از مرمر به مینا مینا جانم سلام از تسلیتت در مورد مرگ طفلکی فخری بی نهایت ممنون. همانطور که پای تلفون گفتم چندمین بار بود که دست به خودکشی میزد و متاسفانه این بار موفق شد. روحش شاد. طفلک چندین سال گرفتار پریشانحالی…
ادامه مطلب ...