UA-28790306-1

صفحه را انتخاب کنید

سطل افقی جهان 

سطل افقی جهان 

 

قطار روی خط بریل/ سفر را دود می کند 

بی آنکه واگنی روایتگر ریل ها باشد 

ریل ها تغییر می دهند سوزنبان ها را

به گونه ای که اهرم ها بماند ثابت

آی دی کارت ها /سنگ قبری برای زندگانند

قبل از تصاحبِ سنگ قبر بزرگتر 

در روایتِ کثیفِ سطل/ازدحام/فروپاشیده از آدم های باطله 

و بر صندلی/ بلیط های دارای هویت 

سنگینیِ سفر اضافه بار نمی خورد 

توجه به سایه چمدان ها

آخرین راه برای فراموشی سنگینی آن هاست 

کجا/دست هایش را گرفته به ما /گم نشود 

مقصد شک داشت کجای نقشه  مستقر گردد 

وگرنه قطار می دانست کجا می رود 

رسیده بودیم حتی پیش از مقصد 

اینبار اما شهر در من پیاده

به پنجره/ نگاه وُ می شکنم 

کسی نیست او را روایتگر 

پنجره ی قطار مردد/ آخر کدام تصویر را نشان؟ 

شکست روایت در پنجره وُ 

واژگونی/ رویای قطار را می بافد پریشان

از تعطیلات آخر هفته تا قرار کاری 

بر خاک پاشیده 

سایه های ما تمارز می کردند به نقشِ بر زمین گشتن

بی آنکه جراحتی احساس 

حتی ناله ها در همهمه ی سایه ها/نبود از گلوی خودشان

سایه ها به طریقی قرار گرفتند تا در صراحت نور نباشند 

سفر/ وعده هایی بود از سطل های افقی 

خوش به حال سایه ی سطل ها/نمی گندند هیچگاه 

اتاقکِ پرسِ آهن آلات 

خاطراتِ فلزی قطار را می فرستد بایگانی

تا اوقاتِ آلیاژیِ ناوگان/ اسقاط نماند 

پس ما زباله های چه کسی بودیم بازیافت نشدیم؟ 

 

 

 

 

آرشیو نوشته‌ها و شناسایی نویسنده:

>> واپسین نوشته‌ها

عارف معلمی

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: