آشیان / ادبیات /  بهارینه‌های شهرگان – ۲
نوروز ۱۳۹۴ فرخنده‌باد

 بهارینه‌های شهرگان – ۲

گنج و مار

م_ ن_کویر (مسعود نوری )

Nowruz  بهارینه‌های شهرگان - ۲
نوروز ۱۳۹۴ فرخنده‌باد

در بهاران جام و دست یارگیر
باده ای از ساقی هشیار گیر

نغمه های گرم و زیبا ساز کن
بوسه ای از گونه ی دلدار گیر

شور و حالی ده به بزم دوستان
از دل افسردگان زنگار گیر

سیرت زیبا و روی خوش بیار
زندگی را ساده و هموار گیر

خود تکانی کن به روز وسال نو
چون درخت مهر و الفت بار گیر

شیشه ی دل را به سنگ غم مزن
غم ز بار سینه ی بیمار گیر

شور و شادی را روان کن هر طرف
مهربانی را به هر جا کار گیر

با لب خندان چو گل بشکفته شو
سینه را از مهر دل سرشار گیر

گنج بی رنجت نمی آید به دست
روی هر گنجی نشان از مار گیر

زادگاه و ملک هر کس گنج اوست
گنج و گنجینه ز دیو هار گیر

پایمال گرگ و کفتار گر که شد
گوش و دم از گرگ و از کفتار گیر

گر گلستانت به خار و خس نشست
تیشه ای بر ریشه های خار گیر

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

گرافیتی‌های «مسعود کاظمی؛ زندانی آزادی بیان» در تهران

گرافیتی‌هایی از مسعود کاظمی، روزنامه‌نگارِ زندانی به جرم اندیشه، که برای مصادیق آزادی بیان در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *