In touch with Diverse Iranian Community

کنسرتو ویولن بتهوون

Nourbakhsh کنسرتو ویولن بتهوونعلی نوربخش – نوازنده و مدرس ویولن
[email protected]

 [clear]

از این شماره هر ازگاه و گاه به ضرورت از این قلم یادداشت‌های موسیقی در این ستون به‌چاپ می‌رسد.
علی نوربخش مدرس نوازندگی و نویسنده مقالات آموزشی ویولن است. وی دارای سابقه تدریس این ساز، در مقاطع دانشگاهی کاردانی و کارشناسی رشته نوازندگی ویولن در ایران است. نوربخش که نویسنده برگزیده سه دوره جشنواره وبسایت‌های موسیقی ایران از طرف هیات داوران “خانه موسیقی” است، تاکنون بیش از هفتاد مقاله در زمینه آموزش نوازندگی ویولن تالیف نموده است.
علی نوربخش هم‌اکنون در ونکوور کانادا زندگی می‌کند.

 [clear]

 ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه درزمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد وتا سالها بعد ازآفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید. “کنسرتو ویولن بتهوون” اپوس 61 در” ر” ماژور که در سال 1806 تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر،  فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثررا در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت.

 عدم ارائه مطلوب اثربه شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن،  ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(1831-1906) این اثررا دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید.

 رازجاودانگی این اثربیش از هرچیز به دو عنصر ” تعادل”  و”غنای” موسیقی آن وابسته است.  درموومان اول  این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگرمی سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرودآمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد.

تکنوازدرزیباترین لحظات موسیقی ازهمراهی ارکستربهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکسترهمراه می گردد  و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز،  ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد.

 در میانه اولین موومان،  گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار،  که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغازمی گردد. اما این بارتکنوازموسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد.

 در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را،  لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است  و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید.

 روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند “موسیقی ناب” نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ  آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی وتکامل درآن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند وهمواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است.

 در این میان، عنصر” تعادل” میان تکنوازوارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است.

 استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این سازوهمینطوراستفاده ازامکان نواختن گلیساندوهای زیبا ونت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن درجابجای این اثر، ازدیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است.

 کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی،  مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است.

 در موومان دوم پس ازتمی کوتاه که زهی های ارکسترآن را بسط می دهند، تکنوازبه همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستررا به اوج می رساند . در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است.

 در واقع اندیشه مصنف دراین موومان، بعد ازاین اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع  به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید.

 دومین موومان این اثردر انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها وبارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند.  درسراسراین موومان، گویی تکنواز وارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند.

 پس ازچند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت وتکرار گشت، تکنواز تمی

دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با تکنوازمی پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد.

 آخرین موومان این کنسرتوکه در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد.

 امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را ازآن بعمل آورده اند. از زیباترین این اجراها، می توان به اجرایی اشاره نمود که دو استاد بزرگ موسیقی قرن، یاشا هایفتز و آرتور توسکانینی، به همراهی ارکستر سمفونیک – ان بی سی- ازاین اثر بعمل آورده اند.

 دراین اجرا که ازرهبری فوق العاده حرفه ای توسکانینی برخوردار است، ارکستردر توازون کامل با سولیست می باشد و تمامی فرازوفرودهای آن با دقت ووسواس تمام رهبر، انجام می گردد.

 هایفتز نیز نهایت ظرافت را، در نواختن تک تک جملات این موسیقی به انجام می رساند و می توان گفت از هیچ جمله ای به سادگی نمی گذرد مگر آنکه حق مطلب آنرا بجا آورده باشد و زیبایی موجود در آن جمله را بخوبی به معرض اجرا گذاشته باشد. . دراین اجرای هیستوریک، هایفتز کادانس تکنیکی و زیبایی را که آوئر برای این اثرساخته با تسلط کامل می نوازد

 تکنیک بالای هایفتز، زیبایی و ظرافت گلیساندوهایی که توسط او اجرا می گردد واجرای نوانس های خاص موسیقایی ، که از شاخصه های سبک هایفتز در نوازندگی ویولن می باشد، ازآن اجرایی ماندگار در تاریخ ویولن ساخته است.

 این مقاله پیشتر در ژورنال موسیقی “گفتگوی هارمونیک” به انتشار رسیده است.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال