In touch with Diverse Iranian Community

۲ شعر از سریا داودی حموله

[clear]

۱

[clear]

آیینه

من می شود

من،

زن زیبایی

که در هیچ آیینه ای دیده نمی شود!

[clear]

[clear]

[clear]

۲

[clear]

رنگ دیگر کلاغ  را

به شناسنامه ام اضافه کنید

این شعر

روشنایی از رویاهای زنی دارد

که در نیمه ی دیگرم

از تو کم شده است!

[clear]

62dd9cae8355b3857c17a8fa8b410ed4?s=100&d=mm&r=g ۲ شعر از سریا داودی حموله

سریا داودی حموله شاعر، نویسنده و محقق کارنامه‌ای از شعر، نقد و پژوهش‌های مردم شناسی دارد. از مجموعه‌های چاپ شده‌ی شعرسپید، «اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می‌زنم! آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود! نان‌ ونمک میان گیسوان تهمینه، از عصای شکسته‌ی نیچه تا عصر مچاله‌ی لورکا، من ما بودم با دو فاعل اضافی، سِرنادهای میترائیک، همه‌ی کلمات در میدان ونک پیاده می‌شوند! در هرکلمه‌ای آفتاب پنهان است! خلیجی که از هر طرف خاورمیانه است! ادامه‌ی زنی که پلاک خانه را گوشواره کرده است! بادها با حرف میم شروع می‌شوند!…» و هم‌چنین در حوزه‌ی نقد ادبی تاکنون دو جلد از «آنتولوژی شعر شاعران معاصر، کلمات بیش ازآدمی رنج می‌برند!»، و یک جلد آنتولوژی شعر شاعران خوزستان به نام بافتارهای منفرد! و هم چنین « آنتولوژی شعر شاعران اقلیمی، بافتار و ساختار ادبیات قوم بختیاری» را منتشر کرده است. البته در زمینه‌ی پژوهش و تحقیقات مردم شناسی، سه گانه‌های «دانشنامه قوم بختیاری، موسیقی قوم بختیاری و ادبیات قوم بختیاری» را منتشر کرده است.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال