آشیان / سریا داودی حموله

سریا داودی حموله

سریا داودی حموله شاعر، نویسنده و محقق کارنامه‌ای از شعر، نقد و پژوهش‌های مردم شناسی دارد. از مجموعه‌های چاپ شده‌ی شعرسپید، «اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می‌زنم! آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود! نان‌ ونمک میان گیسوان تهمینه، از عصای شکسته‌ی نیچه تا عصر مچاله‌ی لورکا، من ما بودم با دو فاعل اضافی، سِرنادهای میترائیک، همه‌ی کلمات در میدان ونک پیاده می‌شوند! در هرکلمه‌ای آفتاب پنهان است! خلیجی که از هر طرف خاورمیانه است! ادامه‌ی زنی که پلاک خانه را گوشواره کرده است! بادها با حرف میم شروع می‌شوند!...» و هم‌چنین در حوزه‌ی نقد ادبی تاکنون دو جلد از «آنتولوژی شعر شاعران معاصر، کلمات بیش ازآدمی رنج می‌برند!»، و یک جلد آنتولوژی شعر شاعران خوزستان به نام بافتارهای منفرد! و هم چنین « آنتولوژی شعر شاعران اقلیمی، بافتار و ساختار ادبیات قوم بختیاری» را منتشر کرده است. البته در زمینه‌ی پژوهش و تحقیقات مردم شناسی، سه گانه‌های «دانشنامه قوم بختیاری، موسیقی قوم بختیاری و ادبیات قوم بختیاری» را منتشر کرده است.

۳ شعر کوتاه از سریا داودی حموله

۱ درخت  زن کاملی ست به هر طرف که بچرخد  ماه بی دلیل است! ۲ باد را در پیراهنش پنهان کرد آفتاب گردان  از سایه­ی خود گریخت اگر خورشید خواب بماند زن انکار می شود! ۳ ماهی ها در قرائت اول عمیق می خوابند وقتی می میرند از نسبت ما …

بیشتر بخوانید

خوانش شعرهای منصور خورشیدی به مناسبت پر کشیدن شاعر به دیار ابدیت

… سفر از کدام سو آغاز می‌کنی؟ … ـ از من سوم / همزاد رمیده‌ام / حروف نام را / در خطابه‌ی پیامبران می‌خواند / مجنون پریشان کدام قبیله‌ای / که خیمه روی هوش می‌زنی / آن‌گاه نیمی پَر / نیمی پرنده / روی صخره‌ها / پرواز تازه / آغاز می‌کنی / زمان در رگان من / رؤیای سپید را / به ایمان خاک می‌سپارد / شبی که شعر / به اشارت انگشت / روی گونه‌های تو / می‌ریزد. / «آبی ناگهان» …

بیشتر بخوانید

معرفی کتاب «کبودی همه‌ی‌ سپیدی‌ها»

آنتولوژی شعر شاعران خوزستان با عنوان «کبودی همه‌ی سپیدی‌ها» اثر سریا داودی حموله در نشر سیب سرخ منتشر شد. در جلد اول و دوم آنتولوژی شعر خوزستان با عنوان «کبودی همه‌ی سپیدی‌ها» کارنامه شعری بیش از صد شاعر مورد واکاوی قرار گرفته است. در این کتاب شاعران خوزستان‌ از نظر رویکردیکه به …

بیشتر بخوانید

۳ شعر از سریا داودی حموله

۳ شعر از سریا داودی حموله

  ۱ آیینه من می‌شود من زن زیبایی که در هیچ آیینه‌ای دیده نمی‌شود!   ۲ من رنگ می‌گیرم از بنفشه‌های محال و هر روز زیباتر از آیینه می‌شوم!   ۳ گل‌هاي روسري‌ام بزرگتر شد حالا مي‌توانم كفش‌هاي پاشنه‌دار بپوشم و ترا به گيومه‌اي تبعيد كنم!  

بیشتر بخوانید

…خواهران ماه و خورشید…

نخست: بنفشه حجازی ـ داستان از زمانی شروع شد / که نمایش روی آنتن رفت. / حدسم کاملاً درست بود / تو اصلاً عاشق نبودی / در یکی از رستوران‌های شهر شنیدم: / «کلمات اعتبار خود را از دست داده‌اند» / مدتی ست که از تو خبری نیست / مثل برمودا / هنوز هم مرسوم است؟ / از زندگی‌ات چیزهایی را وام می‌گیرم / جدول …

بیشتر بخوانید

شعر« نمای هفتم» (۱) شعری از سریا داودی حموله

   یک زن یک مرد یک چراغی  که از این جهان بی شکل جدا شوند   ماه زن زیبایی بود به تاریکی عادت نمی کرد و کلاغ به تنهایی مرد نوک می زد     زن به سمت خود سنگ پرتاب می کند و نمی داند با  هیچ سایه ای  جفت …

بیشتر بخوانید

خوانش مجموعه شعر «من به اتفاق مادرم به دنیا آمدم» یونس گرامی

اگر چه زبان حسی ـ مفهومی نمودی عینیت‌مند دارد، اما اندیشه بیشتر از احساس در شعرها موج می‌زند. «منِ» رمانتیک،«منِ» انسانی و «منِ» اجتماعی موجب تداعی معناهای بدیع و دور از ذهن می‌شود. در این راستا «من» شاعر معنای «ما» دارد.

بیشتر بخوانید

دو شعر از سریا داودی حموله

    ۱ پیغام هایت را به پای درناها مبند بهار کوتاهست می ترسم ماه بمیرد و شفاعت هیچ پیامبری را نپذیرد!   ۲ به هر دری بزنی زنی فرنگیس ام می کند این بار با سیب سرخی برگرد  و سر رسیدی که تحمل عشق ما را داشته باشد!

بیشتر بخوانید

شعری از سریا داودی حموله

  بايد خنده هاي پايان قرن را بر دارم تا هيچ پرنده اي انگشت بريده اي را نبيند آن گاه حرفي به زخم زمين بزنم و كمي دورتر از پيراهن تو در آوازهاي كوچك ماه پنهان شوم شايد هنوز هم ميان دو گلسنگ حرفي مانده باشد!  

بیشتر بخوانید

۳ شعر از  سریا داودی حموله

۱ پشت همه ی فعل ها زنی  به خواب هایم مبتلاست. ترس ترس ندارد بین من و آیینه همیشه جنگ است!   ۲ به رنگ های زمین  عادت نمی کنم میان خواب های گندم خوابیده ام تا تو از تو برگردد!   ۳ لازم نیست به نفع بادها کنار بکشی …

بیشتر بخوانید

۲ شعر از سریا داودی حموله

۲ شعر از سریا داودی حموله

۱ [clear] زنان نامی ناتمام اند وقتی در من به هم می رسند لکنت می گیرند [clear] اگر عشق خواهری کند به زبان کج سوسن ها برنگردد از خودم بالا می روم شاید فردا با نام دیگری بشکفد!  [clear] [clear] ۲ تا ماه  نام ات را به من گفت [clear] …

بیشتر بخوانید

«نه» بختیاری به تحریف تاریخ در سریال«سرزمین کهن»

بختیاری معتقد است که در سریال«سرزمین کهن»  غرور ملی‌اش زیر پا گذاشته شده است

سریال «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی در سوم بهمن سال 1392 پخش شد، و در قسمت چهارم به سبب تحریف واقعیت‌های تاریخ مورد اعتراض شدید  قرار گرفت. آن چنان که  در دی ماه ۱۳۹۲ خشم مردمان  بختیاری را برانگیخت و سبب توقف و پخش آن شد.  «سرزمین کهن» تقابل …

بیشتر بخوانید

دو شعر از  سریا داودی حموله

در گفت‌و‌گو با سریا داودی حموله

[clear] ۱ ماهی‌ها در قرائت اول عمیق می‌خوابند وقتی می‌میرند از نسبت ما می‌پرسند نمی دانند همه‌ی زن‌ها یک آیینه‌ی اضافی دارند! ۲ هیچ کس نمی‌تواند در من جهت عوض کند من می‌توانم به نام تمام گیاهان بسوزم از میان خطوط موازی بگویم سایه‌ام چقدر درخت دارد!

بیشتر بخوانید

دو شعر از سریا داودی حموله

 [clear] ۱  [clear] کدام کلمه کلاغ ندارد من مرده ام و جای خالی یک حرف باز به سرم می خورد  [clear] جای پیراهن من نیستی تا در سایه ی زنی بسوزی که در سایه ی خود گم شده است!  [clear] [clear] ۲ از خواب کوه که برمی گردم تو را …

بیشتر بخوانید

کنکاشی در مجموعه شعر «لبریخته‌ها»‌ی یدالله رویایی

ـ ما مقصد آب را نمی‌دانستیم / که آب / طولِ زیبایش را به ما نداد / اندامِ نهرها مدام / ورق می‌خورد / با توشه‌ای از نگاه و بی ‌از دست / ما مست / پیاده بر رطوبتِ روح / در ساقه‌های جست‌وخیز می‌ماندیم / و در ظرفِ دیگرِ آب / آن رابطه‌ی رونده پاهای پریدن را معنی می‌کرد. / «لبریخته‌ها» یدالله رویایی (متولد 1311) شاعر …

بیشتر بخوانید

۲ شعر از سریا داودی حموله

[clear] ۱ [clear] آیینه من می شود من، زن زیبایی که در هیچ آیینه ای دیده نمی شود! [clear] [clear] [clear] ۲ [clear] رنگ دیگر کلاغ  را به شناسنامه ام اضافه کنید این شعر روشنایی از رویاهای زنی دارد که در نیمه ی دیگرم از تو کم شده است! [clear]

بیشتر بخوانید

زبانیت در «خطاب به پروانه‌ها…» رضا براهنی

[clear] ـ نام تمامی پرنده‌هایی را که در خواب دیده‌ام برای تو در این‌جا نوشته‌ام / نام تمام آن‌هایی را که دوست داشته‌ام / نام تمامی آن شعرهای خوبی را که خوانده‌ام / و دست‌هایی را که فشرده‌ام / نام تمامی گل‌ها را در یک گلدان آبی برای تو در این‌جا نوشته‌ام / وقتی‌که می‌گذری از …

بیشتر بخوانید

شعری از سریا داودی حموله

 [clear] خود را به روی هرچه تویی قفل کرده ام. [clear] بعد از میم آخر تنها زرد پروانه ای شدم بر گوش باد تا سه چهارم فردی باشم که همیشه مفعول است نیمه ی خالی ام حجرالاسودی ست در نیمه ی دیگر [clear] مرا تحویل خودم بدهید دارم می ترسم …

بیشتر بخوانید

سه شعر کوتاه از سریا داودی حموله

[clear] ۱ [clear] خواب هاي من  پر از گيومه هاي دلتنگيست [clear] [clear] ۲ [clear] اگر روزی کلاغ ماه را پاک کند هیچ کس خواب های ما را نمی بیند! [clear] [clear] ۳ [clear] حرفی به سکوت آسمان اضافه خواهم کرد تا بدانی کفش های من هیچگاه اشتباه نمی کنند! …

بیشتر بخوانید

خوانش مجموعه شعر«نیلوفر نام دیگر زخم است!» نیلوفر شریفی

ـ  قبول کن/ زندگی سراسر درد بود/ و ما/ در غارهای کوچک/ یکدیگر را/ لمس می کردیم/ و عشق/ پیراهن گل داری بود/ با رنگ های سیاه/ با رنگ های کبود/ باید /چند بار مادر شوم؟/ چند بار/ در غارهای 50 متری/ به دخترم/ بگویم:/ هیس هیس/ گناه دارد/ به …

بیشتر بخوانید

سه شعر از سریا داودی حموله

[clear] ۱ [clear] کوه ها اعضای یکدیگرند بنفش هر کجا باشد اتفاق می افتد!  [clear] ۲ کفشی که ما را تعقیب می کند نمی داند کلمات هر کجا بخواهند  ما را می برند! [clear] ۳ به همه چیز فکر می کنم جز پرنده ای که به خواب هایم نوک می …

بیشتر بخوانید

خوانش«همصدایی با دوئت شبانصبحگاهی»هادی ابراهیمی رودبارکی

ـ همیشه فصلی از سال/ دسته‌ای/ به سمت جنوب در پروازند / و جامانده‌ای/ پروازش را / به سمت جنوب می‌کشاند/ انتهای مهاجرت کجاست و/ کی تمام می شود؟ / خورشید چرا / برای شادی دل من/ یک بار/ فقط یک بار/ به سمت جنوب غلتی نمی‌زند / تا کابوس …

بیشتر بخوانید

خوانش مجموعه‌ی«جمهوری برزخ» مظاهر شهامت

ـ دهان در بسته است/ دهان قفل بسته است/ دهان پل بسته است/ و بسته است تنها موجود عریان این جزیره منم/ هر روز/ در وقتی معین/ از روی یکی از این پله های بنفش/ استخوان های زرد را کنار می زنم/ می نشینم/ به صف/ زنان مرا می مکند/  …

بیشتر بخوانید

خوانش مجموعه «مرگ نمایشی زنی در اتاق خواب» زولما بهادر

ـ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲ ﺑﻪﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ ﮔﯿﺴﻮﯼﺯﻥ ﺩﺭ ﺗﺮﺍﮐﻤﯽ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﻪﺭﻗﺺ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﻧﮓ ﻣﯽﺩﻫﺪ  ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﻪﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪﭘﺮﺩﻩ ﻣﯽﺭﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﺎﻟﺒﺪﻫﺎﯼﻋﺎﺭﯾﻪ ﺭﺍ ﺍﺯﺑﻬﺖﻣﺎﺟﺮﺍ ﭘﯿﺎﺩﻩﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﯽﺗﺎﻣﻞﺩﺭﺩﻫﻠﯿﺰﺑﻮﺩﻥﻫﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪﯼﺯﻥﻫﺎﺭﺍ ﺩﺍﺩﻣﯽﺯﻧﻢ ﯾﺎﺩﺵﻧﻤﯽﺁﯾﺪ ﺍﺯﺁﻥﺗﻮﻟﺪﻟﻌﻨﺘﯽﺑﻪﺑﻌﺪ ﻫﯿﭻﺁﺳﯿﺎﺑﯽﻣﻮﻫﺎﯼﺳﻔﯿﺪﺵﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﺳﺖ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﻭﻗﺖﺁﺧﺮﯾﻦﻧﯿﻤﮑﺖ ﭘﻠﮏﻫﺎﯾﻢﺭﺍﭘﺮﻧﺪﻩﻣﯽﺑﻨﺪﺩ ﻭ ﺭﻭﯾﺖﺗﺎﺭﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩﭘﺮﺩﻩ ﺧﺎﻟﯽﺻﺤﻨﻪﺭﺍ  ﻣﻮﺝﻣﯽﺯﻧﺪ ﯾﺎﺩﻡﻧﻤﯽﺁﯾﺪ. …

بیشتر بخوانید

خوانش مجموعه «آفتابه شاد» محمدرضا طاهر نسب

ـ آسمان را مسطح کردم/ و دریا را مسطح کردم/ انسان را مسطح کردم/ بر هر جنبده ای کله ای مسطح نهادم/ آنگاه در خمره ای کوچک گوشواری دیدم/ نه متعلق به زنان بهشت/ نه مربوط به جنبش های دهه ی شصت/ آن روز را مسطح کردم/ و نامش را …

بیشتر بخوانید

واکاوی مجموعه‌ی «قبرهای دست دوم»رضا  خان‌بهادر

[clear] ـ شناسنامه ماجرای مرا جدی گرفته بود/ قانون/ برگ برگم را برابر یک اصل کرد/ در جلد آخری/ خالی بودم از پر بودن من/ شناسنامه خودم شده بود/ سنجاق و تمبری/ تکذیب تکرارم./ شعر«تکذبون» در مجموعه ی «قبرهای دست دوم» رضا  خان بهادر[1]ساختار روایی مبتنی بر آشنایی زدایی های …

بیشتر بخوانید