In touch with Diverse Iranian Community

خوانش مجموعه شعر «من به اتفاق مادرم به دنیا آمدم» یونس گرامی

اگر چه زبان حسی ـ مفهومی نمودی عینیت‌مند دارد، اما اندیشه بیشتر از احساس در شعرها موج می‌زند. «منِ» رمانتیک،«منِ» انسانی و «منِ» اجتماعی موجب تداعی معناهای بدیع و دور از ذهن می‌شود. در این راستا «من» شاعر معنای «ما» دارد.

دو شعر از سریا داودی حموله

  ۱ پیغام هایت را به پای درناها مبند بهار کوتاهست می ترسم ماه بمیرد و شفاعت هیچ پیامبری را نپذیرد! ۲ به هر دری بزنی زنی فرنگیس ام می کند این بار با سیب سرخی برگرد  و سر رسیدی که تحمل عشق ما را داشته باشد!

شعری از سریا داودی حموله

بايد خنده هاي پايان قرن را بر دارم تا هيچ پرنده اي انگشت بريده اي را نبيند آن گاه حرفي به زخم زمين بزنم و كمي دورتر از پيراهن تو در آوازهاي كوچك ماه پنهان شوم شايد هنوز هم ميان دو گلسنگ حرفي مانده باشد!

۳ شعر از  سریا داودی حموله

۱ پشت همه ی فعل ها زنی  به خواب هایم مبتلاست. ترس ترس ندارد بین من و آیینه همیشه جنگ است!   ۲ به رنگ های زمین  عادت نمی کنم میان خواب های گندم خوابیده ام تا تو از تو برگردد!   ۳ لازم نیست به نفع بادها کنار بکشی اولین زنی…

۲ شعر از سریا داودی حموله

۱ زنان نامی ناتمام اند وقتی در من به هم می رسند لکنت می گیرند اگر عشق خواهری کند به زبان کج سوسن ها برنگردد از خودم بالا می روم شاید فردا با نام دیگری بشکفد!   ۲ تا ماه  نام ات را به من گفت كجاي جهان ايستاده ای كه هرچه…

«نه» بختیاری به تحریف تاریخ در سریال«سرزمین کهن»

سریال «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی در سوم بهمن سال 1392 پخش شد، و در قسمت چهارم به سبب تحریف واقعیت‌های تاریخ مورد اعتراض شدید  قرار گرفت. آن چنان که  در دی ماه ۱۳۹۲ خشم مردمان  بختیاری را برانگیخت و سبب توقف و پخش آن شد.  …

دو شعر از  سریا داودی حموله

۱ ماهی‌ها در قرائت اول عمیق می‌خوابند وقتی می‌میرند از نسبت ما می‌پرسند نمی دانند همه‌ی زن‌ها یک آیینه‌ی اضافی دارند! ۲ هیچ کس نمی‌تواند در من جهت عوض کند من می‌توانم به نام تمام گیاهان بسوزم از میان خطوط موازی بگویم…

دو شعر از سریا داودی حموله

  ۱   کدام کلمه کلاغ ندارد من مرده ام و جای خالی یک حرف باز به سرم می خورد   جای پیراهن من نیستی تا در سایه ی زنی بسوزی که در سایه ی خود گم شده است!   ۲ از خواب کوه که برمی گردم تو را پشت ویرگولی پنهان می کنم میان آیینه های…

کنکاشی در مجموعه شعر «لبریخته‌ها»‌ی یدالله رویایی

ـ ما مقصد آب را نمی‌دانستیم / که آب / طولِ زیبایش را به ما نداد / اندامِ نهرها مدام / ورق می‌خورد / با توشه‌ای از نگاه و بی ‌از دست / ما مست / پیاده بر رطوبتِ روح / در ساقه‌های جست‌وخیز می‌ماندیم / و در ظرفِ دیگرِ آب / آن رابطه‌ی رونده…

زبانیت در «خطاب به پروانه‌ها…» رضا براهنی

ـ نام تمامی پرنده‌هایی را که در خواب دیده‌ام برای تو در این‌جا نوشته‌ام / نام تمام آن‌هایی را که دوست داشته‌ام / نام تمامی آن شعرهای خوبی را که خوانده‌ام / و دست‌هایی را که فشرده‌ام / نام تمامی گل‌ها را در یک گلدان آبی برای تو در…

شعری از سریا داودی حموله

  خود را به روی هرچه تویی قفل کرده ام. بعد از میم آخر تنها زرد پروانه ای شدم بر گوش باد تا سه چهارم فردی باشم که همیشه مفعول است نیمه ی خالی ام حجرالاسودی ست در نیمه ی دیگر مرا تحویل خودم بدهید دارم می ترسم از زنانی که در…

خوانش مجموعه شعر«نیلوفر نام دیگر زخم است!» نیلوفر شریفی

ـ  قبول کن/ زندگی سراسر درد بود/ و ما/ در غارهای کوچک/ یکدیگر را/ لمس می کردیم/ و عشق/ پیراهن گل داری بود/ با رنگ های سیاه/ با رنگ های کبود/ باید /چند بار مادر شوم؟/ چند بار/ در غارهای 50 متری/ به دخترم/ بگویم:/ هیس هیس/ گناه دارد/ به…

خوانش«همصدایی با دوئت شبانصبحگاهی»هادی ابراهیمی رودبارکی

ـ همیشه فصلی از سال/ دسته‌ای/ به سمت جنوب در پروازند / و جامانده‌ای/ پروازش را / به سمت جنوب می‌کشاند/ انتهای مهاجرت کجاست و/ کی تمام می شود؟ / خورشید چرا / برای شادی دل من/ یک بار/ فقط یک بار/ به سمت جنوب غلتی نمی‌زند / تا کابوس مهاجرت…

خوانش مجموعه‌ی«جمهوری برزخ» مظاهر شهامت

ـ دهان در بسته است/ دهان قفل بسته است/ دهان پل بسته است/ و بسته است تنها موجود عریان این جزیره منم/ هر روز/ در وقتی معین/ از روی یکی از این پله های بنفش/ استخوان های زرد را کنار می زنم/ می نشینم/ به صف/ زنان مرا می مکند/  مردان مرا/…

خوانش مجموعه «مرگ نمایشی زنی در اتاق خواب» زولما بهادر

ـ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲ ﺑﻪﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ ﮔﯿﺴﻮﯼﺯﻥ ﺩﺭ ﺗﺮﺍﮐﻤﯽ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﻪﺭﻗﺺ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﻧﮓ ﻣﯽﺩﻫﺪ  ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﻪﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪﭘﺮﺩﻩ ﻣﯽﺭﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﺎﻟﺒﺪﻫﺎﯼﻋﺎﺭﯾﻪ ﺭﺍ ﺍﺯﺑﻬﺖﻣﺎﺟﺮﺍ ﭘﯿﺎﺩﻩﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﯽﺗﺎﻣﻞﺩﺭﺩﻫﻠﯿﺰﺑﻮﺩﻥﻫﺎ…

خوانش مجموعه «آفتابه شاد» محمدرضا طاهر نسب

ـ آسمان را مسطح کردم/ و دریا را مسطح کردم/ انسان را مسطح کردم/ بر هر جنبده ای کله ای مسطح نهادم/ آنگاه در خمره ای کوچک گوشواری دیدم/ نه متعلق به زنان بهشت/ نه مربوط به جنبش های دهه ی شصت/ آن روز را مسطح کردم/ و نامش را جمعه نهادم./ شعرِ«50»…

واکاوی مجموعه‌ی «قبرهای دست دوم»رضا  خان‌بهادر

ـ شناسنامه ماجرای مرا جدی گرفته بود/ قانون/ برگ برگم را برابر یک اصل کرد/ در جلد آخری/ خالی بودم از پر بودن من/ شناسنامه خودم شده بود/ سنجاق و تمبری/ تکذیب تکرارم./ شعر«تکذبون» در مجموعه ی «قبرهای دست دوم» رضا  خان بهادرساختار روایی…