In touch with Diverse Iranian Community

 آمریکا بازندهٔ نهایی «جنگ تجاری»

0 111

تحولات جهانی از زمان ریاست جمهوری “دونالد ترامپ” در آمریکا، قاعده مالوف و نظم معمول خود در حوزه لیبرال دمکراسی را تا حدود زیادی از دست داد و نوعی از ناسیونالیسم اقتصادی البته در چارچوب مرحله امپریالیستی برای جلوگیری از افول هژمونی این کشور کلید خورد. این وضعیت را ترامپ ایجاد نکرده است که به آن دلیل وی را مبتکر آن دانست بلکه این تا حدودی مرتبط با تغییر دیدگاه “دولت پنهان”، اتاق های فکر و محافل قدرتمند در ساختار سیاسی – اقتصادی آمریکاست که دیگر به دلیل نقش آفرینی قدرت های نوظهور اقتصادی و گستردگی عوامل تولید که در جغرافیای کنونی نیروی کار شرق آسیا را در چرخه “کالایی” اقتصاد جهانی بی بدیل کرده است، از این ناسیونالیسم اقتصادی در جهت بازدارندگی استفاده می کنند. آنچه در ماه های اخیر به عنوان “جنگ تجاری” مطرح شد و در روزهای اخیر با اجرایی شدن آن تبلور واقعی یافت در واقع در چارچوب همین تغییرات اساسی انجام گرفته است و دونالد ترامپ تنها مهره اجرای این بازی هدفمند می باشد. اصولا ساختار سیاسی آمریکا در تفکیک قوای اجرائیه، مقننه و قضائیه با توجه به قدرت تعیین کنندگی خود جهت جلوگیری از بر هم خوردن نظم حاکم طوری سازماندهی شده است که هرگز یک رئیس جمهوری نمی تواند قاعده و تصمیمات کلان آن را نقض کند. به همین دلیل بلبشوشی که امروز ترامپ در عرصه جهانی ایجاد کرده است به نوعی برمی گردد به “آنارشی” حاکم بر تحولات جهانی و اراده واشینگتن برای جلوگیری از افول هژمونی آمریکا که در دو دهه گذشته رقم خورده است. آنچه از دیوانگی یا اقدامات غیرمالوف ترامپ گفته می شود بیشتر در حوزه شیوه اجرایی این سیاست می باشد در حالی که اصل داستان به اراده و عزم جناح نئومحافظه کار در درون حزب جمهوریخواه ارتباط دارد که اگر موافق نبود به راحتی با مکانیزم حقوقی در کنگره جلوی آن را می گرفت.

بدون تردید ادامه اختلافات رهبران ناتو با آمریکا و هم چنین اتحادیه اروپایی مورد تهدید تجاری ترامپ به واسطه اشتراک منافع با چین در این خصوص می تواند نقش اساسی را ایفاء کند.

با دستور اجرایی شدن وضع تعرفه 25 درصدی بر روی 818 کالا و تجهیزات چینی در روز جمعه 6 ژوئیه توسط رئیس جمهوری آمریکا که حدود 34 میلیارد دلار را شامل می شود این بازی رسما کلید خورد. چینی ها که از قبل هم اقدامات تلافی جویانه خود را اعلان و مشخص کرده بودند تنها در کمتر از سه ساعت بعد از این دستور ترامپ اعلان کردند که بر روی حدود 100 قلم کالای آمریکایی به مبلغ 34 میلیارد دلار تعرفه 25 درصدی اعمال می کنند. این در حالی بود که چند روز قبل از آن با سفر “مایک پومپئو” وزیر امور خارجه آمریکا به چین جهت جلوگیری از اقدامات تلافی جویانه پکن و هم چنین متقاعد کردن چینی ها برای کاهش خرید نفت از ایران بدون هیچ موفقیتی این کشور را ترک کرده بود. در کنار اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه بزودی بر روی دیگر کالاهای چینی به ارزش 16 میلیارد دلار نیز تعرفه اعمال می شود هم بلافاصله چینی ها نیز کارتی از لیست 16 میلیاردی تعرفه بر کالاهای آمریکایی را روی میز گذاشتند. تهدیدات دو طرف مبنی بر تلافی جویی و گسترش برنامه تعرفه یی هم اکنون مرزهایی ورای اختلافات تجاری پیدا کرده است و کاملا تبدیل به یک جنگ تجاری تمام عیار شده که به نظر می رسد در ادامه از حوزه اکونومی به حوزه ژئوپلتیک هم کشیده خواهد شد. اینکه دونالد ترامپ می گوید که کسری تجاری چین و آمریکا حدود 375 میلیارد دلار است و بعضی از تحلیلگران هم به دلیل تراز بالای حجم صادرات چین در مقابل صادرات آمریکا نتیجه می گیرند که دست ترامپ بر روی این میز قمار پر تر از طرف چینی است به دلایل زیر تا حدودی گمراه کننده است:

اول اینکه هفتاد درصد اقتصاد چین دولتی و متمرکز بوده و در یک رقابت، این دولت ملی و بسیار ثروتمند می تواند به راحتی زیان را کنترل و مهار کند در حالی که اقتصاد کاملا خصوصی آمریکا برای زیان بران هیچ پوشش جبرانی ندارد.
دوم اینکه در مقایسه 375 میلیارد حجم تجارت چین با آمریکا در مقابل صدور حدود 130 میلیارد کالای آمریکایی به چین هم یک مغالطه آماری انجام می شود چرا که از حجم 375 میلیارد دلاری صادرات چین به آمریکا حجم عظیمی از آن مربوط به کالاهای ابرشرکت های آمریکایی و بین المللی از جمله “اپل” و خودروسازی “جنرال موتورز” می باشد که به دلیل کارگر ارزان چینی خط تولید خود را در این کشور به راه انداخته و کالای ساخته شده را به آمریکا صادر می کنند. ‌
سوم اینکه در خزانه داری چین هم اکنون بیش از 1,8 هزار میلیارد اوراق قرضه دولتی آمریکا وجود دارد که در صورت نیاز، با عرضه به بازار می تواند دلار را به سقوط بکشاند.
چهارم اینکه چین در آخرین کنگره حزب کمونیست با پیش بینی چنین وضعیتی سیاست تمرکز بر بازار داخلی را در کانون توجه خود قرار داد و این بازار 1,3 میلیارد نفری پتانسیل بزرگی برای جذب کالای ملی دارد اما آمریکا دچار یک اشباع بازار در داخل کشور می باشد.
پنجم اینکه محاسبات غلط آمریکایی ها برای تشدید جنگ تجاری همه جانبه با دیگر حوزه ها و از جمله چین و روسیه به عنوان رقیب و اروپا و آمریکای شمالی به عنوان متحدین تاریخی خود در این مبارزه آنان را در انزوا قرار داده است چنان که در طی ماه های اخیر دولت های اروپایی، کانادا و مکزیک نیز به صراحت از اقدامات تلافی جویانه خود در مقابل واشینگتن برای ورود به بازی تعرفه ها اذعان کرده اند.                                                        

نکته مهمی که هم اکنون تمام طرف های درگیر با واشینگتن با زیرکی آن را دنبال می کنند اعمال تعرفه بر روی کالاهایی است که در ایالت ها و پایگاه رای جمهوریخواهان از جمله آلاباما، میشگان، پنسیلوانیا، کارولینای جنوبی، تگزاس و ویسکانسین در آستانه انتخابات کنگره اعمال کرده اند و این می‌تواند موجب شکست حزب جمهوریخواه در کسب اکثریت کنگره شود. اینکه چینی ها اقلامی مثل سویا (تولیدی در ایالت‌ها میانی جمهوریخواه) و ماشین سازی (در ایالت‌هایی که رای کارگران آن نقش عمده‌یی در پیروزی ترامپ بازی کردند) را در سیبل تنبهات خود قرار داده اند دقیقا یک حمله سیاسی نیز به حوزه قدرت رئیس جمهوری است. در چنین شرایطی روزهای 11 ژوئیه موعد نشست سران ناتو با توجه به اختلافات و تهدیدات ترامپ علیه متحدین برای افزایش بودجه و رعایت سقف دو درصدی و هم چنین چهار روز بعد نشست سران اتحادیه اروپایی با چین در 15 ژوئیه از اهمیت تعیین کننده یی برخوردار است. بدون تردید ادامه اختلافات رهبران ناتو با آمریکا و هم چنین اتحادیه اروپایی مورد تهدید تجاری ترامپ به واسطه اشتراک منافع با چین در این خصوص می تواند نقش اساسی را ایفاء کند. واشینگتن در شرایط کنونی توان یک جنگ تجاری همه جانبه با تمامی قدرت های جهانی را ندارد و شاید در حوزه اقتصادی امنون ترامپ در همان گرداب اشتباه محاسبه یی افتاده باشد که قبل از آن “ناپلئون” و “هیتلر” در حوزه نظامی دچار آن شدند. امکان دیگری که در این جنگ تجاری آمریکا را به شدت تهدید می کند شکایت این کشورها به “سازمان تجارت جهانی” است که ترامپ در حال نقض تعهدات آن می باشد و به همین دلیل از هم اکنون زمزمه های خروج آمریکا از این سازمان به گوش می رسد.

        18/4/97                                                                     اردشیر زارعی قنواتی    

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال