In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

باران بارید، هژبر میرتیموری، آفریقا، شهرگان، داستان

و باران بارید

نوشته: کراسی. آ. اوگوت – کنیا ترجمه: هژبر میر تیموریرئیس قبیله وارد دروازه ده شده بود که دخترش اوگاندا او را دید که دارد می آید.  به سویش دوید. نفس نفس زنان پرسید: «چه خبر بابا؟ خوب یا بد؟ همه اهل قبیله منتظرند که بدانند بالاخره باران…
ادامه مطلب ...