In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

شعله رضازاده

دوباره بگو

سیگارش را تند‌تند دود می‌کرد. هر پکی که می‌زد، چشمانش پر می‌شدند از عذاب وجدان و پک بعدی را تندتر می‌زد که این لعنتی هرچه زودتر تمام شود. او، همه چیز را به خاطر آخرش می‌خواست. غذایش را تند‌تند می‌خورد که تمام شود. سرِ کار می‌رفت که…
ادامه مطلب ...

سکوت، تو را می‌شکند

این صداها که در گوشت می‌پیچد آرامت می‌کند. این هیاهو. همین که آدم‌ها هستند و صدایشان می‌آید برایت مثل این است که تنها نیستی. صدای حرف زدنشان را که می‌شنوی- حتی اگر با تو حرف نزنند- کمی از دلتنگی ات کم می‌شود. همان حسی که از قلبت شروع…
ادامه مطلب ...