In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

محمدرضا حجامی

طاعون

صندلی را عقب کشید و روبروی پرندهٔ کاغذی نشست. سرش را کمی به راست چرخاند و به ظرفِ آب پرنده که نزدیکِ درِ بازِ قفس قرار داشت، زل زد. لازم نبود چیزی بگوید و یا کلمه ای بنویسد. خوب می‌شناختمش. می‌دانستم که کارتا آنجا بیخ پیدا کرده که حالا در…
ادامه مطلب ...

گزارشِ یک مرگ!

مرد، هراسان به‌طرف میزِ کنفرانسِ‌ِ بزرگِ وسطِ اتاق پیش می‌آید اما نرسیده به آن، متوقف می‌شود. انگار برای شنیدنِ صدایی گوش تیز کرده باشد، بی‌حرکت بر جا می‌ماند. بی‌آنکه سرش را بچرخاند، به چپ و راست چشم می‌گرداند. بااحتیاط محتوای مشتش را در…
ادامه مطلب ...