ادبیات داستان و رمان گزيده‌ها

چُرت کوتاه

هژبر میرتیموری
گفت من یک چرت دو دقیقه‌ای بزنم. اما دیگر بیدار نشد. هنوز ساعتی از آمدنم نگذشته بود. داشتم تکه‌های پنیر هلندی را که همراه کاهو...