In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

یک جنایت کوچولوی خنده دار، محمدرضا حجامی، داستان

یک جنایت کوچولوی خنده دار!

اولش کمی گیج زد اما بعد، خوب که ما را بالای سرش دید، جیغ کشید. تا جایی که می توانست جیغ کشید، جیغ کشید و ما هر کدام، به سویی پا به فرار گذاشتیم. تا می توانستم، تا جان داشتم دویدم. وقتی پایم به ریشه درختی که از زمین بیرون زده بود، گیر کرد،…
ادامه مطلب ...