صفحه را انتخاب کنید

غزلی برای ۲۵ سالگی شهروند بی‌سی

غزلی برای ۲۵ سالگی شهروند بی‌سی
غزلی برای ۲۵ سالگی فرزند پر خروش شما پیمان وهاب زاده پیمان وهاب زاده از ۱۹۸۹ در کانادا زندگی می‌کند و استاد جامعه شناسی در دانشگاه ویکتوریاست او نویسنده چهار کتاب به انگلیسی و ۸ کتاب به فارسی و ۵۰ مقاله و گفتگو است. داستان‌ها، شعرها، مقاله‌ها، و خاطره‌هایش تا کنون به فارسی و انگلیسی و آلمانی و کردی منتشر شده اند. چو نسیم صبحگاهان نفسی برون فشاندم چو شکوفه خنده‌ام را به جهان فزون فشاندم عشق تو چو ره نمودم غم تو به جان فزودم گل مهر سوی دشت همه لاله‌گون فشاندم تو چو آفتاب گشتی تو به گرمی‌ام گذشتی همه گرمیَت گرفتم به یخ درون فشاندم به سفر چو عزم کردم که رهایی تو جویم ز خرد گذشت عشقم به سرم جنون فشاندم به مقام رهروی تا برسم چه‌ها نکردم همه رفته راه‌ها را به ره کنون فشاندم چو به آسمان رسیدم به امیدی که بتابی به تنش ستارگان را بنگر که چون فشاندم به شب از سحر که گفتم ز شَعَف به رقص آمد طلبش نور شد از من که شراره‌گون فشاندم عشقت از عمق وجودم ز صفای تاروپودم نکنم جدا که پیمان ترا به خون فشاندم

پیمان وهاب زاده

پیمان وهاب زاده از ۱۹۸۹ در کانادا زندگی می‌کند و استاد جامعه شناسی در دانشگاه ویکتوریاست.

او نویسنده چهار کتاب به انگلیسی و ۸ کتاب به فارسی و ۵۰ مقاله و گفتگو است. داستان‌ها، شعرها، مقاله‌ها، و خاطره‌هایش تا کنون به فارسی و انگلیسی و آلمانی و کردی منتشر شده اند.

چو نسیم صبحگاهان نفسی برون فشاندم

چو شکوفه خنده‌ام را به جهان فزون فشاندم

 

عشق تو چو ره نمودم غم تو به جان فزودم

گل مهر سوی دشت همه لاله‌گون فشاندم

 

تو چو آفتاب گشتی تو به گرمی‌ام گذشتی

همه گرمیَت گرفتم به یخ درون فشاندم

 

به سفر چو عزم کردم که رهایی تو جویم

ز خرد گذشت عشقم به سرم جنون فشاندم

 

به مقام رهروی تا برسم چه‌ها نکردم

همه رفته راه‌ها را به ره کنون فشاندم

 

چو به آسمان رسیدم به امیدی که بتابی

به تنش ستارگان را بنگر که چون فشاندم

 

به شب از سحر که گفتم ز شَعَف به رقص آمد

طلبش نور شد از من که شراره‌گون فشاندم

 

عشقت از عمق وجودم ز صفای تاروپودم

نکنم جدا که پیمان ترا به خون فشاندم

 

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

بارگذاری...

آرشیو شهرگان