دیدگاه گزيده‌ها

این‌بار چه نقشۀ شومی در سر داری؟

دو غزل از منیر طه

۱- اگر موافقِ دمکراسی برای ملت ایران هستی چرا علیه نخست وزیر دمکرات ایران ، علیه ملت دمکراسی خواهِ ایران کودتا کردی؟

۲- اگر مخالفِ جنایت و خودکامگیِ این حکومت هستی چرا آن را به گُردۀ ملت ایران نشاندی و اینهمه جنایت را به ملت ایران تحمیل کردی؟

۳- درست است که ملت ایران در هر دو حکومتِ شاهنشاهی و اسلامی زیر ضربِ تازیانه و تیغ زهرآلودِ دیکتاتور له و لَوَرده شده است ولی من، منِ ایرانی، می‌بینم چه حریصانه این شلاق در دست تو پیچ و تاب می‌خورَد و بر تنِ آفت دیده و مجروحِ من فرود می‌آید و چه اشتها آورانه این تیغ با دستِ تو کالبد مرا می‌دَرد و خونم را مسموم می‌کند.

ــــــــ

 میانِ من و تو دیواری است به تاریخ پیوسته. تو آن طرف، تیغ در دست و از دَورانِ شلّاق سرمست، دیوار را به سوی من خمانده‌ای. من این طرف، دست بسته و کالبد در خون نشسته، دیوار را به روی تو کوفته‌ام.

این بار چه نقشۀ شومی در سر داری؟

چه خواب آشفته‌ای برای ملت ایران دیده‌ای؟

آگوست 2018- ونکوور، کانادا

Related posts

دختر مریخی: من ابتدا یک زن هستم و بعد یک معلول!

صادق امیری

ممیزی و سانسور، با شعر منفعلِ عاطفی و آبکی کاری ندارد

صادق امیری

دشواری‌های زنی انسان‌گرا در مقابله با اسکیزوفرنی

مریم رحمانی تهرانی

اظهار نظر