UA-28790306-1

صفحه را انتخاب کنید

شعر تازه‌ای از منیر طه

شعر تازه‌ای از منیر طه

 

مرغِ سحر


تا به کِی مرغِ سحر ناله سر کند
داغِ تو داغِ مرا تازه تر کند

تا به کِی سوزِ آه سینه سوزِ ما
سینه را سوزد و زیر و زبر کند

—–

هر زمانی که سری بر دار است
مرغِ پرکنده بورسِ بازار است

می‌فروشَندَش با تنبک و دف
می‌خرندَش به شور و شوق و شعف

ما به جان آمده از ناله و آه
تا پسِ گردنمان رفته کلاه

وقتِ آن است که مَن مَن نکنیم
پای در کفشِ تهمتن نکنیم

همصدا با صدایِ آزادی
همقدم رو به سوی آبادی

قفلِ هر بند و هر قفس شکنیم
مشت بر دامِ ظالمانه زنیم

تا که پر گیرد و رها گردد
رهنمای من و تو ما گردد

ور نه خونخواره باز برخیزد
خون ز منقارِ مرغکان ریزد


 ونکوور، بریتیش کلمبیا – ژانویه ۲۰۲۴

 

آرشیو نوشته‌ها و شناسایی نویسنده:

>> واپسین نوشته‌ها
>> واپسین نوشته‌ها

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: