آشیان / برچسب آرشیوها:  دوباره بگو

برچسب آرشیوها:  دوباره بگو

دوباره بگو

سیگارش را تند‌تند دود می‌کرد. هر پکی که می‌زد، چشمانش پر می‌شدند از عذاب وجدان و پک بعدی را تندتر می‌زد که این لعنتی هرچه زودتر تمام شود. او، همه چیز را به خاطر آخرش می‌خواست. غذایش را تند‌تند می‌خورد که تمام شود. سرِ کار می‌رفت که برگردد. می‌خوابید که …

بیشتر بخوانید