In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی بایگانی

داستان و رمان

زن‌‌ها و پنجره‌‌ها

سمیه کاظمی حسنوند متولد ۱۳۶۱ لرستان و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی آموزشی ست. همکاری با مجلات تخصصی ادبیات مثل تجربه، کرگدن، کتاب هفته، همشهری جوان و همکاری با روزنامه‌هایی مثل ایران، فرهیختگان، بهار و .. را در کارنامه دارد.او…
ادامه مطلب ...

دختر شایسته

معرفی نویسنده:رومینا نیک‌اندیش متولد سال ۱۳۷۳ در تبریز است که در همین شهر نیز سکونت دارد. او به تحصیل تئاتر پرداخت و فارغ‌التحصیل رشته‌ی بازیگری است.آغاز فعالیت ادبی رومینا به سال ۱۳۹۲ برمی‌گردد و دو داستان او در نشریه سرخاب تبریز…
ادامه مطلب ...

املت ( اقتباس آزاد از هملت؛ نوشته ویلیام شکسپیر)

تابستان تمام شد و نی بر دهان چوپان جنگل رمید.شهری بود نه چندان بزرگ اما با صفحاتی زرد شده و مچاله. بر گردن نازک اش مهره زردی آویزان بود از خاطره زنی کوبلن دوز با پشتی خمیده و چشم های ضعیف که مدام به جای سوزن نخ کردن، سوزن را در جاکلیدی…
ادامه مطلب ...

یک داستان کوتاه: میر صادق کمالی

میرصادق کمالی، خیلی اتفاقی مرد مهمی شد. میرصادق، مرد میان قد، با ابروها و سبیل های پر پشت، گرچه در نگاه همسر و خانواده‌اش خیلی مهم بود اما ظهر یک روزکاری، ورق زندگی‌اش طور دیگری برگشت .همه چیز از وقتی شروع شد که همشهری میرصادق  به سِمَتِ…
ادامه مطلب ...

ترجمه بخشی از داستان “دومین قانون ترمودینامیک”

روزنامهٔ تورنتو استار کانادا سالانه مسابقهٔ داستان‌نویسی برگزار می کند. برندهٔ امسال این مسابقه کورتنی کاسانو هامِل برای داستان "دومین قانون ترمودینامیک" بود که در ماه آوریل در روزنامه تورنتو استار منتشر شد. این داستان از بین هزار و صد اثر…
ادامه مطلب ...

قسمتی از فیلم‌نامه‌‌ی «۶۵ کیلو گرم» نوشتهٔ سعید نصیری

تابلوی جدول مسابقات با حذف نام کشتی‌گیر کوبا و قرار دادن اسم آرش و کشتی‌گیر روس حریف بعدی آرش را معرفی می‌کند.داخلی / سالن استراحت کشتی‌گیران / ادامهمحسن و آقا محمد در حالِ، تَر و خشک کردن آرش هستند. آقای حسینی وارد می‌شود.آقای حسینی:…
ادامه مطلب ...

سر درد، تب‌ْخالِ فردا، خوابِ نصف و نیمه!

دستم را می‌کنم در جیب کاپشن‌ام. ساعت را در می‌آورم، ساعت 2:08 دقیقه‌ی بامداد است! پریدن از خواب، تشنگی، روده‌هایم از گرسنگی قار و قور می‌کند! ولی درد  ضربه‌ای که به سرم خورده بود کمک می‌کند همه چی رو فراموش کنم. هنوز چند نفری نخوابیده‌اند و…
ادامه مطلب ...

شوخی نیست

عباسی، ری‌را؛ نویسنده، شاعر و بنیان‌گذار شعر صلح. وی عضو جنبش جهانی شعر برای تغییر در جهان است.در سال 1366 همزمان در حوزه  شعر و رمان فعالیتش را آغاز کرد. اولین شعرهایش در مجله‌های آدینه، کلک و دنیای سخن و داستانش در کارنامه منتشرشد. او…
ادامه مطلب ...

آرایش کن خاله

مداد را روی پلک‌اش، جایی که مژه‌ها روییده‌اند، می‌کشد و تا خط انتهای ابرو ادامه می‌دهد. بعد سایه‌ی صورتی را بالای پلک تا ابرو می‌مالد. رو به مریم می‌پرسد:ـ خوبه؟ به من می‌آد؟ـ نه، آبی بزن.ـ نه، صورتی بهتره.ـ چیه؟ آهان، حتما طرف از…
ادامه مطلب ...

برای نازنین

داستانِ «برای نازنین» برگرفته از کتاب تازه منتشر شده‌ی نوشا وحیدی با عنوان: هقت ترانه شاد و غمین در ونکوور کانادا است.ناشر این کتاب مؤلف است که توسط کتابفروشی «پان‌به» در ونکوور - کانادا چاپ و پخش می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند از طریق…
ادامه مطلب ...

سفته باز

بیگدلی، امیررضا (تهران 16 تیر1349)-داستان‌نویس ایرانی. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه پیشاهنگ شماره 3 در تهران شروع کرد و پس از انقلاب به همراه خانواده به کرج مهاجرت و در دانشگاه آزاد واحد کرج در رشته زبان و ادبیات فارسی تا سطح کارشناسی…
ادامه مطلب ...

«گرگ میش»

ژوان ناهید؛ متولد بهمن ۱۳۶۲ در تهران، فارغ التحصیل رشته‌ی مهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران و کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه تهران است. ژوان ناهید پس از سه سال اشتغال در زمینه‌ی مهندسی صنایع، فعالیت حرفه‌ای خود را در ادبیات و تئاتر…
ادامه مطلب ...

 داستان‌های کوتاهی از مهدی توکلی

مهدی توکلی تبریزی؛ متولد شهریور 1353 در شهر مشهد، دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی در مقطع کارشناسی از دانشگاه فردوسی مشهد آثار چاپ شده:داستان های کوتاه " نقطه , سرخط " در دوهفته نامه امرداد" یادم , تو را . . . " در روزنامه…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه حیرانی همراه با ترجمه انگلیسی

سپیده زمانی در سال ١٩٧٣ ميلادى در مازندران ايران شهر شاهى به دنيا آمد و پس از اتمام تحصيلاتش در رشته حقوق، سال ٢٠٠٠ ميلادى از ايران به آمريكا مهاجرت كرد. اهتمام سپیده زمانی در سال‌های اخیر سه مجموعه  داستان کوتاه  ” باربودا ”،  " خوابيدن در…
ادامه مطلب ...

تمام قاتل‌هايم محرم من‌اند

 با كمى فاصله از ميزش ايستادم. فكر ميكنم دهانم باز بود كه بعد از گذشت كمى ، گلويم آنطور خشك شده بود. سرش را از روى ميز بلند نكرد ،لابد داشت نامه نويسنده ديگرى را مينوشت : ‘خوب بفرماييد! موضوع ديگرى هست ؟آن موقع بود كه دهانم را بستم.آرام…
ادامه مطلب ...

 دو زن زیبا

شروع داستان نویسی با حلقه قصه شیراز زیر نظر بزرگانی چون ابوتراب خسروی و محمد کشاورز از سال 1380 قبل از داستان نویسی به تاتر مشغول بوده (در مقام نویسنده و دستیار کارگردان) مدیر روابط عمومی خانه مطبوعات فارس از سال هشتاد و دو تا هشتاد و…
ادامه مطلب ...

بیست کیلو گردوی سبز

مجتبی هوشیار محبوب (تهران 1366 ش)؛ داستان‌نویس ایرانی و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. از هوشیار محبوب سه کتاب منتشر شده است:داستان بلندی با نام آقای مازنی و دلتنگی‌های پدرش (1390)،اثری پژوهشی-انتقادی با عنوان  از…
ادامه مطلب ...

فانوس و نیمه شب

کربلایی پک عمیقی به سیگار زد و گفت: «ما که نبودیم. خودش بوده و ممدو. این دوره زمونه، دوره ی خوبی نیست. جوونها به حرف بزرگترهاشون گوش نمیدن! الله اکبر. به خداوندی خدا جوون بودیم، بزرگترامون می گفتن شبه، حرفی نداشتیم، می‌گفتیم حق با شماست.…
ادامه مطلب ...

داغ

امیررضا بیگدلی (تهران 16 تیر1349)؛ داستان‌نویس ایرانی. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه پیشاهنگ شماره 3 در تهران شروع کرد و پس از انقلاب به همراه خانواده به کرج مهاجرت و در دانشگاه آزاد واحد کرج در رشته زبان و ادبیات فارسی تا سطح کارشناسی تحصیل…
ادامه مطلب ...

کلاغا چی دوست دارن؟

 "اگه بچه نداشتی بازم یه چیزی!"دیروز صبح زود مادر مراد آمده بود اینجا و گفته‌بود:" اگه بچه نداشتی بازم یه چیزی." و من همان شب­ سارا را انداخته‌بودم روی دستم و تا خودِ قبرستان دویده‌بودم؛ کفش پاشنه­بلند به پا. لباس عروسی به تن. زمین سفیدِ…
ادامه مطلب ...

“اینا اونا نیستن”

رضا دلش می‌خواهد همچنان دمر روی تخت چوبی باقی بماند، اگر دست داد برای تمام روز. دوست دارد او را به حال خود بگذارند و هرکه برود سی خودش. به زبان خودمانی‌تر همه گور خود را گم کنند و بروند پی خیالات خودشان. دوست دارد دیگر هیچ جنبنده‌ای نجنبد…
ادامه مطلب ...

آسمان کویر زیباست!

شیخ ایمان داد و ترسایی خرید عافیت بفروخت رسوایی خرید  منطق الطیر گوشی به دست می‌ایستم مقابل شعله‌ها و شماره را وارد می‌کنم. می‌خواهم مربع سبز را لمس کنم که ناگهان آتش، گوشه‌ی عبایم را می‌گیرد. خودم را عقب می‌کشم، خاموش نمی‌شود.…
ادامه مطلب ...

داستانی از آرام روانشاد

درباره نویسنده:شروع داستان نویسی با حلقه قصه شیراز زیر نظر بزرگانی چون ابوتراب خسروی و محمد کشاورز از سال ۱۳۸۰قبل از داستان نویسی به تاتر مشغول بوده (در مقام نویسنده و دستیار کارگردان)مدیر روابط عمومی خانه مطبوعات فارس…
ادامه مطلب ...

بی‌وزن

حالا از آن حامد و کریستین و صلیب و فروهر، یک سطل خاکستر باقی مانده که من باید فکری به حالش می‌کردم. منی که هیچ چیز از قوانین کفن و دفن اینجا نمی‌دانستم. مردی که اینجا کار می‌کند و مسئول خاکسترهاست، در این چندروز خیلی به من کمک کرد.یک سطل…
ادامه مطلب ...

معرفی کتاب | معرفی نویسنده؛ همراه با صدای نویسنده

در قسمت "معرفی کتاب| معرفی نویسنده" در مجلهء شهرگان،  می کوشیم  آثاری از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی را معرفی کنیم. از آن جهت که قصد این بخش، نقد این آثار نیست، در کنار بخشهایی از این آثار، نقد و نظرات دیگر خوانندگان این آثار را در…
ادامه مطلب ...

چند داستانک از بهاره اکبری

۱پدرپدرم مرد خودخواهی بود، با دستانی بزرگ و سری کوچک. بلندی پیشانی‌اش آدم را می‌ترساند. او هرگز نمی‌توانست جلوی آن آینه شفاف آویزان از درخت با تیغ صورت‌اش را بتراشد. چشمان‌اش می‌ترسید و آب دهان‌اش زیاد می‌شد. یک صبح بی نفت وقتی چراغ…
ادامه مطلب ...

روزهای آسایشگاه شماره چهار

خون از بین خط سیمانی موزاییک ها شیار شیار روان می‌شد و سفیدی مربعی شکل کف نمایان بود. عبیر رعشه داشت و می لرزید. انگشت به خون می مالید و روی دیوار سفید اتاقش در آسایشگاه نقش می‌کشید. شکل و شمایلاتی نامفهوم. میان نقش‌ها نقاب زن‌ها را پررنگ…
ادامه مطلب ...

سیب ترش، باران شور

سه روز و سه شب است که باران می‏بارد. سه روز است که باران از باریدن ایستاده. سه روز است که ابری است. سه شب است که خورشید می‌‏تابد. سه روز است که جاده در تاریکی فرو رفته است. رود قرمز است. یادم نمی‏‌آید آخرین بار کی چیزی خورده‌‏ام. راه می‏روم…
ادامه مطلب ...

پیراهنی صورتی روی صندلی

تنها سرفه یادگار آن دوران نیست. بیرون که آمد همه‌چیز زیر و رو شد. اول از همه، اعتماد و باورش. فکرش را هم نمی‌کرد که یک موجود میکروسکوپی ناچیز، یک ویروسِ ناقابل، بی‌هیچ فلسفه و سخنی، همه‌ی عشق و تعهد همسرش را در هم شکند. همه‌ی روزها و…
ادامه مطلب ...

روز شکرگزاری

وقتی رسیدم همه آمده بودند.  برای روز شکرگزاری، برادرم  تمام فامیل و یکی از دوستانش را هم با همسرش دعوت کرده بود. برادرم تلفنی به من گفته بود ، آنها چند هفته ای است به ونکور آمده اند تا پسرشان را ببینند و گویا خانم دوستش، با من هم دانشکده…
ادامه مطلب ...

عکاس دوره گرد

نائله یوسفی؛ روزنامه نگار، شاعر و نویسنده است که طی چهارسال گذشته با نشریه‌های صدف، ابتکار و کرگدن همکاری داشته و آثارش در آن‌ها چاپ شده‌است.پیرمرد قبل از اینکه وارد دستشویی بشود زیپ شلوارش را باز کرد. همسرش با دست جلو دهانش را گرفت…
ادامه مطلب ...

کاملیا

وسواس عجیبی داشت، بعداز سکس به هیچ چیزدست نمی‌زد، بلافاصله می‌رفت و دوش می‌گرفت. می‌گفتم بگیر بخواب، مگرصبح دوش نمی‌گیریم؟‌ اخم‌هایش را درهم می‌کشید و می‌گفت اییییییی... بعداز دوش که خودش را خشک می کرد، می‌آمد و لحاف را تا روی گونه‌اش…
ادامه مطلب ...

زیر باران

مادمازل کتی و چند داستان دیگر، اولین مجموعه داستان میترا الیاتی در سال ۱۳۸۰ توسط انتشارات چشمه منتشر شد. این کتاب از سوی منتقدین ادبی مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جوایزی مختلفی همچون: جایزه اولین مجموعه داستان سال ۸۱ «بنیادگلشیری»، و…
ادامه مطلب ...