تبلیغات

صفحه را انتخاب کنید

تجربه هیپنوتیزم

تجربه هیپنوتیزم
تبلیغات

 

مطابق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا در سال ۲۰۱۴، هیپنوتیزم یا هیپنوز«حالتی از آگاهی است که در آن  توجه متمرکز همراه با کاهش هشیاری نسبت به اطراف داریم و مشخصه این حالت افزایش توان پاسخ به تلقین ها و پیشنهادها است.» هر تجربه آگاهانه ای را، چه خودبخودی و چه القا شده توسط غیر، که این سه شرط را داشته باشد می توان هیپنوتیزم نامید. اما این تعریف به ما نمی گوید که تجربه هیپنوز چگونه چیزی است و چه حس و طعمی دارد. هیپنوز را به عنوان یک تجربه انسانی چگونه می توان توصیف کرد؟

همانند آگاهی ، هیپنوز یک تجربه عمدتا ذهنی است. یعنی در دنیای درون فرد می گذرد. در هیچ دو نفری تجربه هیپنوز کاملا یکسان نیست و حتی یک نفر هم ، در دو بار هیپنوز ، ممکن است دو تجربه متفاوت داشته باشد. هرچند هیپنوز به صورت یک کل یکپارچه توسط  فرد ادراک و تجربه می شود اما ، به جهت توصیف ، می توان آن را از زوایای مختلف نگاه کرد و شرح داد.

فردی که هیپنوتیزم می شود آن را به صورت مجموعه ای از تغییرات جسمانی و روانی حس می کند. همانطور که ذکر شد بخش عمده این تغییرات سوبژکتیو هستند ، یعنی تنها توسط خود فرد حس می شوند و مشاهده کننده هیچ راهی برای دیدن ، ارزیابی و اندازه گیری آنها ندارد. تنها از راه توصیف های خود او است که ما می توانیم از این تجربه ها آگاه شویم. اما بخشی از تجربه های هیپنوتیک عینی و ابژکتیو هستند. ، اینها تغییرات فیزیولوژیکی هستند که حین هیپنوز دیده می شوند و می توان آنها را  به شکل تغییرات حرکتی مشاهده کرد و یا  به کمک ابزارهایی مثل نوار مغزی یا تصویربرداری ها  آنها را ثبت کرد و دید. حال بیاییم نگاهی  بیندازیم به برخی از مهم ترین تغییراتی که حین هیپنوز تجربه می شوند و اصطلاحا «پدیده های هیپنوتیک» hypnotic phenomena خوانده می شوند.

توجه متمرکز: مشخصه اساسی هیپنوتیزم توجه متمرکز است. روش هایی که هیپنوتراپیست برای القای هیپنوز و عمیق کردن آن به کار می گیرد در واقع چیزی نیستند جز کارهایی که توجه فرد را ، هرچه بیشتر و بیشتر ، به یک نقطه یا کانون متمرکز و آن را از تمام محرک های اطراف منحرف  می کنند.  نشان استاندارد هیپنوتیزم همین توجه کاملا انتخابی به یک محرک معین و زدودن هرچه بیشتر محرک های جانبی است.

انفکاک dissociation : آن چه به دنبال توجه متمرکز اتفاق می افتد پدیده جالبی است که انفکاک خوانده می شود. در ذهن ما سیستم های مختلف شناختی شامل افکار ، باورها ، عقاید ، عادات ، خاطره ها ، تجربیات ، داوری ها و مانند اینها وجود دارند که هم زمان در حال کار هستند. علاوه بر این ها به نظر می رسد که  ما یک بخش مرکزی هم در ذهن داریم که «من اجرایی » executive ego خوانده می شود و کنترل کننده همه این ها است. در برابر یک واقعه ، تاثیر هرکدام از این قسمت های مختلف و متعدد باید از مجرای «من اجرایی» بگذرد و توسط آن تایید شود. «من اجرایی» همه این بخش ها را بررسی و میزان تاثیر آنها را تعیین می کند. انفکاک یعنی آن که در جریان هیپنوز این بخش های ذهنی تا حدی از کنترل «من اجرایی» خارج می شوند و کم و بیش می توانند خودمختار عمل کنند. در نتیجه پدیده انفکاک است که برخی از آثار شگفت انگیز هیپنوتیزم را شاهد هستیم.

منطق خلسه: کارکرد بخش منطقی ذهن در حین هیپنوز ، به دلیل پدیده انفکاک ،با کارکرد معمولی و روزانه آن متفاوت است. نقادی کمتر است؛ دیدگاههای جدید بهتر پذیرفته می شوند و فرد آماده است تا پدیده ها را از زاویه های جدید ببیند حتی اگر با منطق روزمره و آموخته او متفاوت باشند.

تلقین پذیری: با ایجاد انفکاک، «من اجرایی» اندکی عقب می نشیند. منطق خلسه به فرد این توانایی را می دهد که،  تحت هیپنوتیزم،  تلقین پذیرتر باشد.

توان تخیل و تجسم: به دلیل تغییرات بالا، تحت هیپنوتیزم فرد توان بیشتری در تخیل ، تجسم و تصویرسازی پیدا می کند. عالم خیال به عالم واقع نزدیک تر و تصاویر آن زنده تر می شوند.  از آنجا که زبان ذهن ناخودآگاه بیش از آن که کلمه باشد تصویر است ، این افزایش تخیل و تجسم در واقع دسترسی ما را به ذهن ناخودآگاه  افزایش می دهد. به این ترتیب هم می توان به محتوای نا خودآگاه بهتر دست یافت و هم تغییرات مثبت مربوط به درمان را راحت تر به ذهن عرضه کرد.

ناظر پنهان: باید توجه داشت که «من اجرایی» هرچند عقب نشسته و به بخش های مختلف ذهن خودمختاری بیشتری داده است و فرد تلقین پذیرتر شده است ، هنوز بخش هایی از ذهن هستند که  مراقب و ناظر هستند. وظیفه این بخش ناظر محافظت از فرد است.به همین دلیل است که در هیپنوز نمی توان فرد را وادار به کاری کرد که با اصول اخلاقی او متفاوت است. به جهت وجود همین ناظر است که هیپنوز عملی است بی خطر که  فرد معمولا در طول جلسه از آن چه می گذرد آگاه است و همیشه کنترل خود را در دست دارد.

مخدوش شدن زمان و مکان: تجربه هیپنوتیزم باعث به هم خوردن ادراک زمان و مکان می شود. افراد تحت هیپنوز معمولا به درستی نمی دانند چه مدت هیپنوز آنها طول کشیده است. همراهی این خصیصه با پدیده های مربوط به انفکاک به ما کمک میکند تا تحت هیپنوز بتوانیم پدیده معروف «بازگشت سنی» را تجربه کنیم. «بازگشت سنی» یعنی توان به یاد آوردن خاطره هایی مربوط به گذشته های دور که در حالت آگاهی روزانه معمولا به راحتی یا به طور کامل به یاد نمی آیند.

تغییر در ادراک های حسی: بخش هایی از بدن در حین هیپنوتیزم ممکن است سبک تر یا سنگین تر از طبیعی به نظر آیند. ممکن است فرد به لمس حساس تر شود. تغییر در ادراک های حسی به ما این امکان را می دهد که از هیپنوز برای کنترل دردهای مزمن استفاده کنیم.

تغییرات عضلانی: آرمیدگی relaxation یکی از پدیده های است که معمولا حین هیپنوز دیده می شود. پدیده دیگر که بسیار در هیپنوتیزم شایع است «بی حرکتی عضلانی» یا catalepsy است. ترکیب دو خصیصه بالا است که هیپنوتیزم را به یک «درمان آرمیدگی» relaxation therapy قدرتمند و دلپذیر تبدیل می کند. از این رو است که هیپنوتیزم می تواند وسیله مناسبی برای مدیریت استرس باشد و کمک شایانی در درمان بیماری های حاصل از استرس کند.

 هیپنوتیزم یک تجربه کاملا چند وجهی است. آنچه در بالا ذکر شد هرچند معروف ترین پدیده های هیپنوتیک هستند اما تمام آنها نیستند. در هر فردی، با ترکیب انواع و درجات مختلف از پدیده های هیپنوتیک ، تجربه منحصر به فردی از هیپنوتیزم پدید می آید. تمام این پدیده ها در واقع چیزی نیستند جز دارایی ها و توانایی های بالقوه ای که در ذهن و جسم ما وجود دارد.آین  توانایی ها در حالت طبیعی  خام و توسعه نایافته اند. بسیاری از ما حتی نمی دانیم که چنین توانایی هایی داریم. هیپنوتیزم این توانایی های طبیعی را تقویت می کند ، بسط می دهد و ما را از آنها آگاه می سازد. بدین ترتیب با هیپنوز ما قادر می شویم که از آنها برای بهبود خود کمک بگیریم. درمان هیپنوتیزمی چیزی نیست جز استفاده از قابلیت های طبیعی هر فرد در جهت بهبودی.

   

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

پادکست شهرگان


آرشیو شهرگان