In touch with Diverse Iranian Community

جامعه ایرانی‌تبار کانادا در تهران بی‌صدا شد!

Well Done Canada
جامعه ایرانی‌تبار کانادا در تهران بی‌صدا شد!

News1204010 جامعه ایرانی‌تبار کانادا در تهران بی‌صدا شد!

در حالیکه جامعه ایرانی در کانادا منتظر عکس‌العمل شایسته‌ی دولت کانادا در پاسخ به کارزار بازگشایی بخش ویزای سفارت کانادا در تهران بود به ناگاه با اعلام خبر بسته شدن سفارت کانادا در تهران توسط دولت محافظه‌کار هارپر، دچار شوک و ناباوری دیگری ‌شد. میانه‌ی بهار امسال، دولت کانادا بخش صدور ویزای خود را در تهران به بهانه‌ی صرفه جویی در هزینه‌ها تعطیل کرد.  این اقدام کانادا باعث شد تا شهروندان ایرانی در تهران برای دریافت ویزا و دیدار خانواده‌هایشان، هزینه و رنج سفر ناخواسته به ترکیه را متحمل شوند.

در اوایل تابستان امسال نیز کانادا جستجو و تحقیق پیرامون دارایی‌های ایرانی‌ها در بانک‌های این کشور را در دستور کار خود قرار داد و به انگیزه‌ی اجرای بخشی از تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، حساب‌های عده‌ی زیادی از مشترکین بانک‌ها عمدتاً مشترکین بانک TD مسدود ‌شد. (به دور از هرگونه پیشداوری در صحت و سقم دارایی حساب مشترکین و وابستگی آنها به جمهوری اسلامی، یادآوری این مورد را به خاطر روند و رویکرد سیاسی دولت هارپر در ارتباط با ایران در یکسال گذشته ضروری دانسته‌ام)

 براساس آمار تائید نشده‌ای بیش از ۲۰۰هزار تن مهاجر ایرانی در کانادا حضور دارند.  اما دولت هارپر در ازای پاسخ درخور به جامعه ایرانی مبنی بر بازگشایی بخش صدور ویزا، بطور ناگهانی با بستن سفارت کانادا در ایران، این جامعه را دچار شوک بزرگتری کرد.

 تمامی دلایلی که وزیر امور خارجه کانادا عنوان کرده‌است هیچ‌یک نمی‌تواند دلیل بسته شدن سفارت کانادا در ایران و اخراج دیپلمات‌های ایرانی از کانادا شود.  نقض آشکار حقوق بشر در ایران توسط حاکمان جمهوری اسلامی، مسئله تازه‌ای برای کانادا نبوده و نیست.  موضع ضد اسرائیلی حکومت اسلامی ایران همراه با شعارهایی علیه اسرائیل و آمریکا در طی بیش از ۳۰ سال، چیز جدیدی نبود.  قتل زهرا کاظمی روزنامه‌نگار کانادایی – ایرانی و اعدام فعالان حقوق بشر، آزادیخواهان ایرانی، بهایی‌ها و قتل‌های زنجیره‌ای و صدها موارد آشکار نقض حقوق بشر و … چیزهایی نبودند که دولت هارپر آن‌ها را تازه شنیده‌باشد.  تا همین چند وقت پیش کانادا برای سرمایه‌گذاران ایرانی، تور سرمایه‌گذاری در جزیره ویکتوریا و ونکوور راه انداخته بود. سرمایه‌های کلان به سرقت رفته در بانک‌های آن ذخیره می‌شد و سرمایه‌داران فراری این کشور را ماوای امن برای خود و سرمایه‌های خود می‌دانستند.

 چه اتفاقی قرار است بیفتد؟  آیا کانادا در وضعیت جنگ با ایران قرار گرفته‌است؟  چه میزان لابی اسرائیل در دولت محافظه‌کار هارپر ایفای نقش می‌کند؟  برای یافتن پاسخ سئوالات خود به گمانه‌زنی روی می‌آوریم تا اینکه کمتر از ۴۸ ساعت از زمان این اقدام دولت کانادا – با پیام تشکر نتانیاهو – تنها تیکه‌ای دیگری از این پازل سیاسی به دست می‌آید. نشریه اسرائیلی هاآرتص می‌نویسد: «اوباما درخواست نتانیاهو را برای دیدار نپذیرفت».  آیا این تیکه دیگری از این پازل است؟ آیا کانادا در غیاب همراهی اوباما با سیاست جنگی اسرائیل علیه ایران، دارد جای خالی آمریکا را پر می‌کند.  بنظر می‌رسد که کانادا به دنباله‌روی و همراهی با اسرائیل، گویا می‌خواهد جبهه جنگی علیه ایران تشکیل بدهد‌ تا در صورت اجرای آن، نگران سفارت، سفیر و پرسنل خود در تهران نباشد!

آیا بر روی این تیکه پازل نقش خطرناک جنگ، صلح را تهدید می‌کند؟

بیانیه تعلیق روابط دیپلماتیک کانادا با ایران روز جمعه گذشته هنگامی اعلام شده بود که تمام کارکنان دیپلماتیک کانادا، ایران را پیش از این ترک کرده‌بودند و تنها دیپلمات‌های ایرانی در کانادا، هاج و واجاز از این اقدام، مهلت ۵ روز گرفته‌بودند تا خاک کانادا را ترک کنند.

 مشاوران دولت هارپر در زمینه ایران چه کسانی هستند؟  مشاوران و مدافعان ایرانی این اقدام دولت کانادا چه می‌گویند؟

خانم نازنین افشین جم، دختر شایسته اسبق کانادا و فعال حقوق بشر بین الملل، رئیس و یکی از بنیانگذاران سازمان «اعدام کودکان را متوقف کنید» و نویسنده «روایت دو نازنین» که فعالیت زیاد و درخشانی در پرونده‌ی حقوق بشری‌اش دارد از این خبر استقبال کرده و ابراز خوشحالی می‌کند. او برای نجات جان هم‌نامش «نازنین فتحی» از طناب اعدام در ایران، با راه اندازی کمپین توقف اعدام «نازنین»، توانست او را از خطر اعدام نجات دهد.  اما یکی از پارامترهای موفقیت‌آمیز او در این اقدام، باز بودن همین سفارت کانادا در ایران بود که به صورت اهرم فشار کارکرد مثبتی داشت. چرا ایشان از بسته شدن سفارت کانادا در ایران و اخراج دیپلومات‌ها ابراز خوشحالی می‌کند(!؟) و می‌گوید: “Well Done Canada” .  آیا حضور سفارت‌خانه‌هایی مثل کانادا و دیگر کشورهای مدافع حقوق بشر در کشورهایی با سیستم طالبانی و جمهوری اسلامی ایران، به نفع مردم آن کشور نیست؟ آیا با غیبت سفیر یک کشور مدافع حقوق بشر مثل کانادا در کشوری چون ایران، می‌توان به اهداف حقوق بشری کمک کرد؟  فردا جامعه ایرانی از کانادا سئوال خواهد کرد که سفارت‌اش در جلوگیری از نقض آشکار حقوق بشر و جلوگیری از آتش‌افروزی جنگ در ایران چه نقشی ایفا کرده و دیپلماسی خود را چگونه پیش برده‌است.  متحد او کی بوده‌است و آیا اصلاً در ایران حضور داشته است؟  به‌یاد بیاوریم شرایط‌های فشار و خفقان در دوره‌های متفاوت حکومت‌های ایران و نقش سفارت‌خانه‌های خارجی را.  نقش انستیتو گوته وابسته به سفارت آلمان در دوره فعالیت نویسندگان و روشنفکران در زمان شاه، مثال روشن و قابل اتکایی است. بهترین اجراها و ضبط‌های هنری و فرهنگی در موقع مسدود شدن امکانات دولتی و تشدید سانسور و فشار در همین دوره ۳۰ ساله حکومت اسلامی، در تعدادی از سفارت‌خانه‌های کشورهای اروپایی منجمله ایتالیا و آلمان صورت پذیرفت. این سفارت‌خانه‌ها پذیرنده هنرمندان ایرانی بودند و در اشاعه فرهنگی کشورمان نقش ایفا کردند.  سفارت کانادا چه کارنامه‌ای نزد ایرانیان خواهد داشت؟  آیا باید با اعلام این بیانیه‌ی کانادا مفتخر بود؟

تبریک مریم رجوی به دولت کانادا مبنی بر بسته‌شدن سفارت این کشور در ایران، چیز تازه‌ای در من بر نمی‌انگیزد و این موضع او، ادامه‌ی سیاست‌های رهبری مجاهدین خلق است.  اما امروز این صدا هم‌پیمانان جدیدی پیدا کرده‌است.

آقای رضا پهلوی یک روز پس از پیام تشکر آمیز نتانیاهو از اقدام دولت هارپر، پیامی برای جان برد وزیر امور خارجه می‌فرستد و در این پیام نسبت به این اقدام دولت هارپر می‌گوید: «از سوی هم میهنانم از شما سپاسگزاری می نمایم». معلوم نیست آقای رضا پهلوی در کدام همه‌پرسی نماینده‌ی هم‌میهنان شده‌است؟!  در شرایطی که در نوشتار و گفتار دوستان سلطنت‌طلب، ترس از تجزیه شدن ایران، رگ گردن‌شان بیرون می‌زند، و علی‌الظاهر شعار حفظ یکپارچگی می‌دهند، نمی‌دانم چرا این‌بار شامه تیزشان حضور دولت‌های خارجی و چندپاره کردن ایران را حس نمی‌کند؟  چرا از تلاش‌های اوباما و دیگر دولت‌های غربی برای سر عقل آوردن حاکمان جمهوری اسلامی ایران و بازگذاشتن راه مذاکره و دادن شانس به صلح، تشکر نمی‌کنند.  مگر ما نمونه‌های عراق و افغانستان و لیبی را پیش رو نداریم؟  دست‌آورد جنگ برای این کشورها چه بوده‌است؟

 من این دیدگاه‌ها را پیش از این در مصاحبه‌ با «نورت شور نیوز» و «گلوبال اند میل» مطرح کرده‌ام و کماکان بر این باورم که بستن سفارت کانادا در این مقطع و با این بهانه‌های بی پشتوانه هیچ‌کس را متقاعد نخواهد کرد که دولت کانادا در جهت منافع مردم ایران، منطقه و جهان گام برداشته‌است.  من احساس می‌کنم به عنوان یک شهروند کانادایی – ایرانی صدایم را در تهران از دست داده‌ام.  اعتراض من از طریق سفارت دولتی که کشور آن را خانه دوم خود کرده‌ام، به گوش دولت و حکومت ایران نمی‌رسد. برخورداری از امتیاز شهروندی دوگانه‌ی ایرانی – کانادیی، تنها مشروط به باز بودن سفارت کانادا در ایران برای مسافران ایرانی‌تبار معنی می‌داد. اگرچه تاکنون در موارد زیادی کانادا نتوانسته بود از حقوق شهروندان ایرانی – کانادایی خود در تهران کمک کند، اما هنوز می‌توانست بر افسارگسیختگی دولت ایران در ارتباط با بیشتر محدود کردن فعالان حقوق بشر، و وبلاگ‌نویسان ایرانی تبار، نقش ایفا کند. امروز دوتن از ایرانی – کانادایی‌های گرفتار در زندان جمهوری اسلامی، دسترسی به‌هرگونه دریافت حمایت از دولت کانادا را از دست داده‌اند.

 سایه شوم جنگ هر لحظه بر بام ایران گسترده‌تر ‌می‌شود.  صدالبته در این شوم‌آوازی جنگ، حکومت اسلامی ایران سهم اساسی‌تری را نسبت به دیگر کشورهای جنگ‌افروز، ایفا می‌کند.

d99eabbdb8d3466b289cc77c45c1bf5c?s=100&d=mm&r=g جامعه ایرانی‌تبار کانادا در تهران بی‌صدا شد!

هادی ابراهیمی رودبارکی؛ شاعر، نویسنده و سردبیر هفته نامه شهرگان آنلاین و شهروند بی. سی است.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال