آشیان / ادبیات / دو شعر از آزاده فراهانی

دو شعر از آزاده فراهانی

Azadeh-Farahani2-150x150 دو شعر از آزاده فراهانی

آزاده فراهانی متولد سال  ۱۳۵۸، دانش آموخته و مدرس زبان و ادبیات فارسی است و در حوزه‌ی شعر و نقد فعالیت دارد. او برنده جایزه‌ی نقد ادبی والس است و تاکنون اشعار و نقدهایش در مجلات و سایت‌های ادبی مختلفی چون والس، شهروند، همشهری، آوانگاردها، سرزمین اهورایی، نافه، بایا و… منتشر شده و کتاب «توفان بادیه» او نیز بزودی از سوی نشر بوتیمار منتشر می‌شود.

 

بخوابم تا زنگ بعد

از گذر بیهقی و نماز میانه

و تاریخ در آفتاب که ظهرِ زمستان می‌شد

من می‌آمدم

از نمازخانه و دانشگاه

از کتاب زیر سرم

و کابوس که عمیق‌تر می‌شد در تاریخ و بیهقی دوباره می‌پرید از خواب

شهرستان پی در پی از جانب دستار ، هلهله می‌بست

از گلوی تنفس نیامده بود شهرستان

باز فصلی می‌نوشت از جانب دار

و چشم‌هایم باز می‌شد از خفه

دوباره تاریخ ، زیر سرم

بخوابم تا زنگ بعد …

 

انتهای کبود

نشسته بر شرحه شرحه سینه که سر می‌خورد در مدام حمام

آن کاشی که خون زمین می‌شود

و آن صدا که زانوهایش رها نمی‌کند از لرز

دستی مدام پر می‌شود از گریه

پارو می‌زنم و پا و دست

که نمی‌داند جور کند این زندگی را یا جمع

تا زمین کبود و انتها

تا جفت کبود و انتها

تا انتهای کبود و جهان

و جان …

پس کجاست جان

همان که می‌دیدم و می‌رفت

همان که می‌رفت

همان که من

                خود

                    به چشم

                             خویشتن

                             می‌دیدم که می‌رفت …

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

پنج داستان ۵۵ کلمه‌ای از کتاب “زندان دیکتاتور” نوشته‌ی بهروز عرب‌زاده بهروز عرب‌زاده

  ۱. حسرتِ آغوشِ گمشده ای فضای سینه اش را آزار می داد کنار زن …

2 نظرات

  1. فوق العاده بود. بسار عالی ازامکانات زبانی استفاده کرده اید.

  2. از اشعارتان نهاین لذت را بردم. خصوصا شعر انتهای کبود.
    به شما تبریک میگم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *