In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از فرزانه قوامی

فرزانه قوامی متولد 1347  و دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طبا طبایی است. آثار منتشر شده‌ی او به شرح زیر است:

– گفته بودم من از نسل شهرزاد های مضطربم (نشر میر کسری-1381) – کاندید جایزه‌ی شعر کارنامه –بخش روزنه

– از من فقط النگویی می ماند (نشر آرویج-1384) – کاندید جایزه‌ی شعر خبرنگاران –کاندید ماهنامه‌ی شعر نگاه نو

– بعد از هفت ساعت و بیست و نه دقیقه گریه نشر نیلوفر

عصر یخبندان

جهان با بوسه آغاز شد

دوستت دارم

زیر برگ‌ها

به رشد اولیه‌اش ادامه داد

مرد به اکتشاف برف‌ها رفت

زن مثل ماده خرسی باهوش

غارشان را آب و جارو کرد

مرتب به توله‌هایشان شیر داد

غروب اولیه آغاز شد

زن آتش اولیه را روشن کرد

 مرد بازوان اولیه‌اش را به شکار برد

شب اولیه آغاز شد

دیر آمدی

من روی دیوارهایمان نیمرخ اولیه‌ات را کشیده‌ام

چقدر پوست خرس و رنگ برنز نیزه‌ها به تو می‌آمد

و من یاد گرفته‌ام

اصطکاک

راه خوبی است برای گرم شدن

 دی 89

لبخند غلیظ

نخ نما شده‌ام

سوژه‌ای قدیمی

روی دکه‌های شوش و خراسان

اگر بدانید چقدر به پیوند اشک و استخوان نیازمندم

و از طبقه‌ی پنجم عمارت آجری‌ام

به حمل و نقل آدم‌ها

روابط عمومی ماشین‌ها

و مناسبات عاشقانه‌ی گربه‌ها می‌نگرم

رادیو بلند می‌گوید

دیروز همان امروز است

فردا همان امروز است

این لبخند غلیظ را با خود داشته باشد

زیر میز و روی صندلی

توی سوپر مارکت

یا رو به روی باجه‌های خودپرداز

اگر بدانند چقدر لبخند زده‌ام

به اشیا و اجسام و جامدات و مایعات و گازها

اما موفقیت

مجله‌ای است

که می‌گویند باد نمی‌کند

از فردا

باید بارانی کهنه‌ی دیروزم را

شاعرانه بپوشم

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال