In touch with Diverse Iranian Community

نقد شعر و نقاشی ناهید سرشگی

1 31

 

 

 تخیل و الهام خود را کنار مگذار؛ برده مدل {واقعیت} خود نشو.  رویت ستاره ها مرا به رویا می برد. – ون گوگ، 1853- 1890، نقاش هلندی، نویسنده شهوت/ شور زندگی براساس 902 نامه، با 800 نقاشی و 800 طرح. در حیات خود نتوانست حتی یکی از کارهایش را بفروشد؛ اکنون گران ترین تابلوها، به قیمت 135 میلیون دلار هر کدام در 2006 ، بقلم مو/ کاردک اوست.

 تبلور فکر به کلام و نقاشی پیش از تاریخ در حیات هنری انسان وجود داشته. البته رقص و موسیقی را هم باید افزود. نقاشی جانوران ماقبل تاریخ، 32 هزار سال پیش، در غارهای انسان نشین  جنوب  اروپا و شرق آفریقا دیده می شود.  سپس این رابطه در تاریخ در سنگنبشته ها و سنگنگاره های خاورمیانه از تمدن ایلامی و هخامنشی تا آثار مانی و ارژنگ عینیت داده شده.  در مینیاتورهای شاهنامه و دیگر آثار منظوم بویژه از سده ی 17م ببعد درآمیزی شعر و نقاشی بطور دل انگیزی بچشم می خورد.

 در شعر نو هم دست داشتن ادیبانی چون نیما، هدایت، فروغ، سپهری در نقاشی به الویت دادن جنبه بصری شعر نو تاکید می کند.  باید توجه داشت که یکی از الویتهای هنر جنبه عاطفی – چه احساسها چه محرکه ها- است که بیانگر صداقت در هنر است. بروز عواطف در هنر ضامن صمیمت آن است. زیرا هر شارلاتانی با زبان بازی و بازار گرمی تزویرات خود را می تواند ارایه دهد.  تنها عواطف اند که نیت خالق را به مخاطب برملا می کنند. شعر، نقاشی، موسیقی، رقص، مجسمه، فیلم، تیاتر، کلیپ/ عکاسی مالامال از عواطف اند. نامه های شورانگیز وان گوگ با نقاشیهای گرانبها و شخصیت او رابطه مندند. پس منبع اصلی هنر عواطف است که در اشکال گوناگون هنر تحقق می یابد. عواطف هم رابطه با شخصیت هنرمند دارند.

 *

 در عصر مجازی سده 21م هنر در همزمانی اینترنت فرامرزی تجلی می یابد.  موزه های هنری آثار خود را در اینترنت بازسازی کرده اند. با رسانه های دیجیتال است که می توان آثار متنی – چه کلام شعری چه شکل نقاشی- ناهید سرشگی را واشکافی کرد؛ با این هنرمند ارجمند و پویا ارتباط ایمیلی داشت. نقد آثار هنری، ادبی، اجتماعی ناهید سرشگی را می توان در 4 بخش زیر انجام داد:

1-      بلاگ

2-      نقاشی

3-      شعر

4-      نشر

 1- بلاگ. در بلاگ این گرامی بزرگوار میتوان سخاوت شخصیتی، توان اجتماعی، دامنه فرهنگی، نبوغ هنری، گستره ادبی را که همه آنها صور تبلور انسانیت هنرمندند دریافت. پس شاید بتوان شخصیت والا و استعداد هنری او را در 4 مقوله فوق بترتیب رصد کرد. طارا بلاگ ناهید است. در طارا داستانها، متنهای ادبی، سپید، دستنوشته، دسته بندی نشده، نظرات بینندگان پایگاه در رابطه به آثار هنری یا انتشاراتی را نیز میتوان یافت. آرشیو مطالب از آبان 84 تا آبان 88 ، پیوندها، بلاگهای ادبی و سیاهه شاعران مورد نظر صاحب بلاگ نیز آمده اند.

 سرشگی،  متولد   ۱۳۳۶ تهران، غير از  نقاشی، کار شعر و داستان هم انجام می‌دهد. چاپ دو مجموعه شعر «همزاد» ۱۳۷۹، «جهان دو کلمه» ۱۳۸۰ ، دو مجموعه داستان کوتاه «۳۱۹» ۱۳۸۲ ،  «از  آسمان که کم نمی‌شود» ۱۳۸۴ از جمله فعاليت‌های ادبی او به شمار می‌روند. اما  بيشتر از هر حوزه‌ی ديگر با بوی رنگ و بوم و قلم عادت و زيست دارد.  اين زيست نيز  همواره در تابلو های او به تصوير کشيده شده‌اند. سرشگی کار حرفه‌ای هنر را از دهه‌ی  پيش آغاز کرد.  در طی اين سال‌ها فعاليت‌های ادبی و هنری او در مطبوعات و مجلات حرفه‌ای کشور تبلور یافته اند. سبک نقاشی وی «سبک منريسم» است. او  روی الياف خشن گونی کار می‌کند. الياف پرزدار و دورگه‌ی گونی گاهی پس‌زمينه‌ی زنی  عصيان‌گر می‌شوند، گاهی طفلی در رحم مادر  nahid503.persianblog.ir

 بیوگرافی، فروشگاه، دریافت کتابها 3 بخش دیگر پایگاه اند. در بخش بیوگرافی، تلخیص زندگی ادبی، نظرات شاعرانه، کارهای نیکوکارانه هنرمند آمده: عضو کانون نویسندگان ایران، کانون هنر های تجسمی ایران، صنعت گران پارسیان، صنایع دستی و میراث فرهنگی، مدرس نقاشی در نیکو کاری رعد به صورت افتخاری. دراینجا نیز می توان حضور او را در 5 نمایشگاه انفرادی دید: مرکز نیکو کاری رعد- زمستان ۸۰ که فروش آثار به نفع کودکان بود، فرهنگ سرای بانو- زمستان ۸۲، نگار خانه شیث- تابستان ۸۴، مجتمع پارسیان- زمستان ۸۵، فرهنگ سرای کوثر- زمستان ۸۶، سازمان یونسکو- اردیبهشت۸۷.

جهان مجازی به انتگراسیون/ تجمع هنرها و مهارتهای فرد کمک کرده؛ آنها را در معرض داوری کاربران وبی قرار می دهد. لذا سری به پایگاه رسمی ناهید سرشگی، طارا، محل تجمع گالری، شعر، صدا، دریافت کتاب زده تا به درک جوانب شخصیت این هنرمند پیشرو نایل شد.  نخست روی گالری با 86 نقاشی کلیک کرده. http://www.sereshgi.com/blog/ پیوند منفصل است.

2- نقاشی. نخستین بارزه نقاشی ناهید الویت موتیف سر زن است که برنگ نارنجی با زیرمتن subtext در وجنات سر و حرکت در تابلوهاست. خصیصه دوم در این تابلوها شلوغی کلان پایتخت و جهان سده 21م می باشد. این شلوغی نه تنها در مساحت طولی- عرضی تابلو میباشد؛ بلکه با پرسپکتیو در عمق هم چون مهره های دومینو پشت سرهم قرار گرفته اند. سرها با دهانها یا چشمهای بسته در میان حجمهای مستطیل شهری بیننده را بفکر وا میدارند.

 نقاشی هنری صامت است؛ شعر هم همین. شاید گفته های سرهای این تابلوها در شعرهای سرشگی بیان می شوند. آیا بین پاره ای از این تابلوها و شعرهای ناهید رابطه ای وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش نیاز به کنکاشی مبسوط در نقاشیها و اشعار هنرمند دارد؛ تا ارجاعات، دلالتها، مصداقها، القائات، 2سویگی بین یک نقاشی و یک شعر مشخص، قیاسها، اشارات حفاری شوند. شاید بتوان رابطه بین اجزای 2 تبیین هنری نقاشی و شعر را با واسطه، نشانه ها، نماد، استعاره، همنشینی، جانشنینی، مجاز، کنایه، ابهام، ایهام، مجاز مرسل، طنز دریافت.

 این همزمانی ارایه گالری و شعر در پایگاه طارا منبع نفیسی برای کنکاش در مناسبات نقاشی و شعر می باشد. سبک کار آفرینش ناهید را می توان در حالت روحی و فکری سوژه ها، واقعیت هندسی چهره و تن آنها با چینش کلمات تمیز داد. واقعیت پردازی در حیات مات Still Life را در آثار نقاش نامدار مشروطه خواه، کمال الملک می توان دید. ولی انسان دارای عواطف شادی، غم، کنجکاوی، اشمئزاز، خشم، ترس می باشد که در سیب و گلابی وجود ندارند. دیگر این که چهره و تن در کون و فساد ناشی از گذشت زمان ند؛ در حالی که عواطف جهانشمول، مستتر، محرک در سر انسان جای دارند.  سیب گرد، سرخ، شفاف است؛ ولی تنهایی، غم، ستم را چگونه می توان تصویر کرد؟ این جاست که سرشگی با خلاقیت عواطف شامل احساس، حالت، محرکه را به دام می کشد.

 نقل قولی از دوست دیرین خود، علی اصغر قره باغی، در باره سهراب شاید کمک به این توضیح کند: سپهری سایه بلند و درازی است كه روی شعر نقاشی ما افتاده. سهراب هیچ ابایی نداشت كه نقاشی را فدای شعر كند؛ گاهی اجازه می داد تا شعر بر گرده نقاشی سوار شود. علی اصغر قره باغی، تحلیل و بررسی آثار سهراب سپهری، عصر دوشنبه ۱۲ دی 1386 ، گالری شماره ۲۵ موزه هنرهای معاصر تهران.

 برعکس نقاشی تنهایی خلوت طبیعت سهراب، نقاشی ناهید در باره انسان در شلوغی است. بکلامی مشخصتر می توان گفت: در آثار رنگین ناهید، سر زن با تمام خطوط تاریخی حس، زیبایی، ستمدیدگی، زایش، زندگی نمایان می شود. ناهید هنرمندی حساس، باوجدان، اجتماعی می باشد. شاید با تاکید بر خصایل جهانشمول زنانگی او- مانند هوشمندی، مدارا، ارتباط گیری، حیات، شادی، غم، شور، شکیبایی، شیرینی بتوان تابلوهای پرشور او را مد نظر آورد.

 3- شعر. شعر ناهید فریادهای فروخورده است که در کمینه گی کلمات پرسرعت روی صفحه تحریر شده اند. از این زاویه، قلت کلمات در سطر شعری با کثرت موتیفها در نقاشی در تقابل قرار دارد. شاید این نشان می دهد که ناهید پرچانگی را دوست ندارد . بقول مولوی اهل قال نیست. او اهل غور، احساس، کار مثبت است. این را در بخش 4 این نقد میتوان بخوبی دید که ناهید حراف حرفه ای نبوده؛ انسانی اهل کار و عمل است. او هنرمندی با سخاوت و  منصف است که کمک به دیگران بخشی از شخصیت اوست.

 او سکوت تابلوهایش را در شعر با متنی اشاره ایی مستند می کند. اگرچه جمل کوتاهند ولی بار آنها متراکم است. راوی اکثرا اول شخص مفرد، من، است. گاهی افعال مجهول بیانگر محیط نامطمئن زمانی شاعر اند.  شعر ناهید نجوای زنی است: گاهی در برابر فرد دیگری، گاهی در برابر گذشته و خاطرات خود، گاهی در برابر آینده میهن.

 ساختار شعری او کوتاه نویسی و تقطیع پله ای سطرها بر صفحه کتاب است. او شاعریست که با کمینه گی تحریر کلمات بر سفید کاغذ، فضای خالی را از پیش باز می گذارد تا بدور کلمات او، خواننده تخیلات یا کلمات خود را روی کاغذ ببیند. شعر ناهید از روایت به محاوره، از ذهن به محیط، از محیط به ذهن در تردد است. گاهی تداعی، ارجاع، القاء بین 2 کلمه یا 2 فکر بوسیله همبندی معنی، ظاهر بصری، قرابت خاطره رابطه برقرار می کند. نمونه: از سلول = یاخته به سلول = بند انفرادی، از سکندر = فاتح مقدونی به سکندری خوردن = معلق شدن، از فنج نام پرنده finch بانگلیسی نوعی سسک آوازخوان به “عشق” ص 31-33 ؛ مات = باخت در شطرنج به مات = مبهوت  ص  50.  کتاب شطرنجهای بی پرنده.

در آرایه های بدیع، ایهام انواع گوناگون دارد: پیراسته/ مجرده، آشکار /مبینه،  پرورده/ مرشحه،  آمیغی/ مرکب،  تناسب، تضاد.. این آرایه نوین همگنی در اشعار ناهید، قرابت با ایهام در بدیع شعر کلاسیک دارد که یک کلمه بیش از 2 معنی دارد. در شعر ناهید ایهام با تداعی یعنی آمدن کلمه/ مفهومی در پی کلمه اول بخاطر تبادر معنی یا خطی، نویسشی، ظاهری همراه است.

 ناهید شاعری پرانرژی است. این را می توان در نقاشیها، کتابها، فعالیتهای اجتماعی او دید. نام کتابهای او بدین قرارند: کی بامن دست تکان میدهد؟، این شاعرانه نیست، از آسمان که کم نمی شود چیزی 1384، همزاد 1379، 319 – مجموعه قصه، شطرنجهای بی پرنده 1388. این کتابها را در نسخه نرم پی دی اف، در پایگاه طارا میتوان پایین گذاری کرد. دکلماسیونهای برمیگردم، که چه؟ را نیز می توان با صدای ابریشمین شاعر شنید.

 4- نشر. شعر فقط نوشتن نیست؛ چاپ و پخش هم دارد. در دهه 60 سده پیش، سارتر نه تنها می نوشت؛ بلکه در خیابانهای پاریس روزنامه گروه خود را هم پخش می کرد. از اینرو بلاگ ناهید سرشگی یک پاساژ دیگر دارد برای فروش کتابهای ادبی، جذب صاحبان دستنوشته های ادبی، ارتباط بین شبکه ادیبان و طالبان هنر. ناهید با دوستان دیگر انتشارات فرآگاه را راه اندازی کرد. تا هزینه چاپخش کتاب شاعران جوان را تقلیل داده، تسهیل کند. این امر خیر در عصری که “هرکه بفکر خویشه” چشمگیرتر است. نهاد انتشارات فرآگاه شاخه مجازی اش در بلاگ هنرمند بوده؛ پایگاه وبی آن و ساختار آجری آن در کرج واقع است.

 با لحن مطایبه آمیز، نضج نهاد بدینگونه آمده: انتشارات فرآگاه افتخار دارد کتُب دوستان عزیز، شاعران، مولفین، مترجمین و نویسندگان  را از ابتدا  تا پخش بخشی از کتاب های دوستان {بعهده بگیرد.} همین طور ضبط صدای دوستان شاعر همراه با کلیپ های تصویری و پوستر {نیز پذیرفته می شوند}. این انتشارات منتظر نظرها و پیشنهادهای شما عزیزان در روند بهبود چاپ و نشر آثار بعدی می باشد. ضمنا تمامی دوستان می توانند جهت هرگونه پرسش از روند چاپ و چگونگی مراحل چاپ آثارشان توسط فرآگاه با شماره تلفن های زیر  تماس بگیرند. نشانی اینترنتی:  http://faragah777.blogfa.com پیوند منفصل است.

 بلاخره کتاب های فراگاه از زیر تمام قلتک ها و قلقلک های که کفش تنگم به پاهایم می داد {بیرون آمدند}. زمستان های سرد، برف های که مچ پایم را می گرفت. با فاطمه روحی از کرج تا میرداماد با مترو سراسری؛ بعد بهارستان {می رفتم}! با امیر خالقی پشت هر در با معده درد و شنیدن “نه” چوبی دیگر لای چرخ.. کوبیدن سر بر سقف. از ملک پور می گفتم، وقتی کتابم ممنوع شد؛ افتادم روی چمن های در وزارتخانه با کمر درد عصبی ام نشسته بودم. سیگار پشت سیگار. الهام خودش را رساند به من. فاطمه گودرزی که گاهی کفش های مرا می پوشید؛ جای من به بهارستان می رفت. وقتی سُر می خوردیم روی برف ها، همهمه آنهایی که می آیند، میروند تا مرارتهای پر دادن این اوراق را از آشیانه همراه باشند {بگوش می رسید}. برگهایی که ماه ها و گاهی سالها.. کلمه به دندان گرفته به آشیانه رفته ام. دیده ام چه ها که باد نبرده. حال جوجه های نو از دیگر نویسنده ها و شاعران که منتظر پرواز کتابهاشان به دست.. هستند. با همه مرارتها و گذشت یکسال و اندی چند کتاب مجوز گرفت؛ از زیر چاپ جان سالم بدر کرد. چند کتاب دیگر در حال رد شدن از هفت خوان رستم اند. تعدادی دیگر توی بهارستان، توی میدان بهارستان، اسیر پائیز خودکارهای ست که اگر امضا نمیدانست بی شک بی سواد بی سواد بود. در ادامه به معرفی کتابهای مجوز گرفته شده خواهیم پرداخت.

لذا مدیر مسـئول انتشارات فرآگاه، جاوید محمدی، به توسعه این نشر پرداخته. با همکاری سر کار ناهید سرشگی و  مهدی جعفریان اقدام به راه اندازی دو دفتر دیگر در کرج و قم نموده است. تا بتواند طیف وسیعتری از آفرینش های فرهنگی هنرمندان عزیز کشورمان را تحت پوشش قرار دهد. مدیریت و فعالیت های ارزشمند هادی خوانساری که طی سالیان گذشته، بیش از 40 عنوان کتاب دوستان عزیز شاعر، مترجم، نویسندگان را به چاپ رسانده اند.

 دست به دست هم دهیم و یک صدا

 بنویسم  از صلح ،

 بنویسیم از عشق

بنویسیم  از آن هایی که باقی مانده اند و از کسانی که ماندگاری خود را به  ثبت می رسانند

 فضای چاپ و نشر دنیای دیگری ست. با کلام تو، گام به گام  از ابتدا تا انتهای این اقیانوس بی کران، همراه می شویم. تمام تلاش ما  و مجموعه  عوامل نشر فرآگاه رساندن صدای دوستان به دیگر نقاط جهان می باشد.

*

موخره. در مورد 7 هنر فرهنگ فعلی، شاید بتوان گفت: شعر مرکز طوقه ایست که پره های نقاشی، رقص، نمایش، موسیقی، فیلم، مجسمه، عکاسی/ کلیپ از آن ساطع اند. لذا زوج شعر- نقاشی، شعر- موسیقی، شعر– نمایش، شعر– رقص، شعر– فیلم، شعر-کلیپ رابطه متن زبانی بترتیب با حس بصری، حرکت، اپیزودی/ تقویمی، سمعی می باشند. در نقاشی ثنویت/ زوج خط-رنگ، نور-فرم در شعر تقابل کلمه-سطر، معنی-فرم، ذهن-زبان با عواطف، شخصیت، وجدان، اعتقادات، خلاقیت، مهارت، تجربه/ حافظه، تخیل منجر به آفرینش اثر هنری/ ادبی می شوند.

 می توان تصویر کرد که شعر و نقاشی بروز حادثه اند: شعر <—-  حادثه —- >  نقاشی.  در این شکل حادثه، واقعیت/ تخیل، شامل اقلامی در گوشه مکان-زمانی است. هنرمند از حادثه با ایماژ/ طرح در فضا بندی، تقسیم مکانی را در نقاشی حادث می کند. شاعر از حادثه با کلمه/ زبان در زمانبندی، یعنی تقسیم زنجیر  فکر به مهره های عبارت/ جمله، شعر را می آفریند. پس شعر و نقاشی 2 روی سکه حادثه اند.

ارسطو 384- 322 ق.م. در کتاب بوطیقا و هوراس Horace 65-8 ق.م. در روم به رابطه شعر و نقاشی اشاراتی کردند. شاعر از حافظه/ تخیل منتج از ترکیبات واقعیت ذهنی شده و مهارت زبانی شعر می نویسد. نقاش از مدل زنده روبرویش با محرکات شخصی و مهارت هنری تقلید می کند. در عصر روشنگری/ انسانگرایی Renaissance سده های 14- 16م، علم و هنر در اروپا رشد جهشی کردند. واژه فرانسوی فوق بمعنی باززایی/ تولد دوباره است. در عصر روشنگری/ انسانگرایی شعار ut pictura poesis الویت داشت.  این شعار بمعنی این بود: همانطور که نقاشی است، همانطور هم شعر است؛ یا نقاشی مثل شعر است. یعی شعر دارای موضوع، آغاز، پایان، ترکیبات کلامی با قواعد دستور زبان است. پس نقاشی هم همین عناصر را دارد؛ ولی ترکیبات خط-رنگ را بکار می برد. میکل آنژ هنر را تقلید از طبیعت/ حادثه قلمداد می کرد.

سو شی Su Shi سده 11م شاعر- نقاش چینی، خطاط، داروساز، سیاستمدار، نویسنده گاهی در تبعید هم بود. او 2700 شعر در 3 قالب شی، سی، فو نوشت. قالب شی مربوط به هزاره اول ق.م. با قافیه، هر سطر 4 کلمه، در باره زندگی روستایی است. قالب سی تصنیف با موسیقی با قافیه در تعداد ابیات ثابت مرثیه خوانی، مربوط به هزاره اول م است. فو قالب نثری توصیفی 2-بیتی وار است. داوینچی در غرب و سو شی در شرق نظریه هایی در رابطه جامعه با شعر و نقاشی ارایه دادند. شباهتها/ تفاوتهای هنر با زندگی و شاخه های هنر مانند شعر و نقاشی را می توان در ساختار، سبک، مواد دید. کلمات، رنگ، خط، استعاره، معنا شعر و نقاشی را هنرهای صامت می کنند.

بلیک Blake عارف انگلیسی سده 18م نوشت: بدون تقابل پیشرفت وجود ندارد. او معتقد بود: هنر کلامی– بصری منجر به گویایی نقاشی و بینایی پذیری شعر می شود. در نقاشی تقسیم فضا و در شعر تقسیم زمان الویت دارند. وحدت تخیل و تن، هم در نقاشی هم در شعر، مد نظر بلیک بود. طرح تقسیم فضا با خط –رنگ است؛ متن تقسیم زمان با کلمه-سطر حاوی فعل است. بلیک معصومیت و تجربه را با هم تلفیق کرد. او شعر عرفانی را به نقاشی/ طرح با واسطه گراورسازی ربط داد. در “طرحهای شاعرانه” 1757 در مدح انقلاب کبیر فرانسه 1789، او با تعهد بضد “بیعدالتی و ستمدیدگی” برخاست.

مینیاتور ترابری شعر به نقاشی است. اقلام شعری را می توان در مینیاتور تمیز داد. مینیاتور رابطه شعر– نقاشی، تصنیف رابطه شعر– موسیقی، نمایش رابطه شعر- اپیزود/ حادثه، رقص رابطه شعر- حرکت با اوزان/ ایقاعات اند. استعاره یکی از رابطان شعر و نقاشی است که کلمات بصری به نقاشی ترابری می شوند. طرح بیشتر خطهای مدادی بر کاغذ است که شمایی از موضوع را باختصار قلمی می کند. طراحی در نقاشی خط بر کاغذ است گاهی با سایه زدن. این نام در شعر هم بمثابه قالبی بکار رفته که در این نوع شعر کوتاه، رئوس مطلب آورده می شوند. کاربرد طراحی، با منشاء در نقاشی، ساختار شعر را دقیقتر می کند. شخصیت دادن personification در نقاشی برابر تصویرسازی با جمل در شعر بر اساس شئی، حادثه، صحنه می باشد. هم نقاشی هم شعر، هر 2 در بنمایه، تخیل را اشتراک دارند.

هانری میشو Michaux نقاش- شاعر فرانسوی معتقد به نشانه های مشترک جهانشمول در هنرها است که در هر هنر خاص با واسطه بیانی تجلی می کنند.  نمادگرایی Symbolism  در شعر و نقاشی بخاطر تقلید از منشاء مشترک در طبیعت، پدیدار می شود. نشانه شناسی Semiotics علمی است که ورای شکلهای هنری–ادبی یک ابرساختار Superset یا 4چوب را محاط بر اثر می کند. در این علم پروسه نشانه، دلالت، ارتباطات، نشانه ها، نمادها، در 3 رشته معناشناسی، ساختارشناسی، تاثیر شناسی تبیین شده. مناسبات بین نشانه ها و اثرات آنها بر انسان بحثی است که در آگهیها، مد پوشاک کاربرد دارد. رک به آثار سوسور، باختین، اکو.  دکتر سجودی این علم نو را به برخی مقولات معاصر، ازجمله شعر، تعمیم داده؛ آثار حافظ و سپهری را واشکافی کرده.

 ‏30‏/08‏/2012

1 نظر
  1. نصرت نظر کاربری

    هیش مگه تو ازش تعریف کنی

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال