In touch with Diverse Iranian Community

گفت‌و‌گو با دکتر پیمان وهاب‌زاده پیرامون پس‌گرفتن امضایش از پای منشور ۹۱

اشاره:
دکتر پیمان وهاب‌زاده استادعلوم انسانی در دانشگاه ویکتوریا کانادا واقع در استان بریتیش کلمبیا و از امضاء‌کنندگان پیشین «منشور ۹۱»، امضاء خود را از زیر متن «منشور ۹۱» پس‌گرفت.  وی در گفت‌و‌گوی کوتاهی با شهروند بی‌سی این اقدام خود را «رنگ و سایه‌ی گرایش‌ سیاسی خاصی» و«نقض غرض منشور ۹۱» می‌داند و یادآور می‌شود؛«برای آن که منشور حقوق بشری همانا منشور حقوق بشری باقی بماند، نمی‌تواند با مدعیان قدرت نزدیک شود و یا از حضور و مشارکت آنها اعتبار کسب کند.»
این چرخش در منشور ۹۱ می‌تواند بسیارانی که زیر این متن را امضاء کرده‌اند به واکنش وادارد و از سویی بر اعتبار و اعتماد این نوع فراخوان‌ها در خارج از کشور، لطمه‌ی باز هم بیشتر و شدیدتری وارد سازد.

از تهیه‌کنندگان منشور ۹۱؛ رامین جهانبگلو، مهرداد لقمانی، مهرداد آرین نژاد، مهرداد حریری و علی احساسی که به چند پرسش شهروند بی‌سی و سایت شهرگان در تاریخ  ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ پاسخ گفته بودند، درخواست می‌شود تا پیرامون چرخش از اهداف متنِ موردِ وثوق امضاء‌کنندگان منشور ۹۱ توضیح دهند. من نیز به عنوان یکی از امضاءکنندگان این متن، عدم وفاداری به متن منشور ۹۱ و چرخش آن را بر نمی‌تابم و از این تریبون استفاده می‌کنم؛ و حذف نام خود از ذیل این منشور را درخواست می‌کنم.  در عین حال اعلام می‌کنم که شهروند بی‌سی و سایت شهرگان این آمادگی را دارد تا پاسخ تهیه‌کنندگان منشور ۹۱ را بازتاب دهد.
 ـ هادی ابراهیمی –

Peyman051-500x230 گفت‌و‌گو با دکتر پیمان وهاب‌زاده پیرامون پس‌گرفتن امضایش از پای منشور ۹۱

هادی ابراهیمی: شما یکی از امضاء‌کنندگان منشور ۹۱ هستید و طیف و قشر‌های متنوعی از این منشور استقبال کرده و متن آن را امضاء کردند.  عامل این تنوع و رویکرد به آن در میان روشنفکران، اساتید دانشگاه‌ها، سیاستمداران و… را در چه دیدید؟

پیمان وهاب‌زاده: من منشور۹۱ را از آن رو امضا کردم که تجربه‌ای آغازین بود برای نوشتن پلاتفرمی اخلاقی بر  پایه‌ی حقوق بشر و حقوق شهروندی. منشور کار تازه‌ای است و نیاز آن احساس می‌شد، هر چند تقریبا کاملا پدیده‌ای خارج از کشوری شد. در دو ویدیوی چند دقیقه‌ای که به خواست دست‌اندرکاران منشور از من تهیه شد و بر فیسبوک منشور ۹۱ گذاشته شد، انگیزه‌های خود را برای امضا و نقدهای دوستانه‌ی خود را نیز مطرح کردم. روشن است که هنگامی که امضا بر پای منشوری گسترده مانند این می‌گذاریم انتظار نداریم که منشور بازتاب تمامی سلیقه‌های موجود باشد؛ اما در نفس به وجود آوردن آن،‌ منشور کاری تازه بود و هست.

شما امروز در صفحه فیسبوکتان، امضاء خود از متن «منشور ۹۱» را پس گرفتید. لطفاً دلیل آن را توضیح دهید؟

– من پس از دیدن دو ویدیوی آقای پهلوی در حمایت از منشور ۹۱ بر فیسبوک منشور تصمیم گرفتم امضای خود را پس بگیرم و در ۲ ژوئن ۲۰۱۳ درخواستم را برای دست‌اندرکاران منشور فرستادم و یکی دو روز پس از آن امضای من از پای منشور برداشته شد.

6336fbb8-4e10-4ce4-856d-24aa00ecfb40 گفت‌و‌گو با دکتر پیمان وهاب‌زاده پیرامون پس‌گرفتن امضایش از پای منشور ۹۱روشن است که این حق آقای پهلوی به عنوان یک شهروند است که منشور را امضا کنند (که از ماه‌ها پیش امضا کرده‌اند)، اما تصمیم دست‌اندرکاران منشور برای کسب حمایت و تبلیغ ایشان ــ و از آن رو، نهاد تازه تاسیس «شورای ملی ایرانیان» ــ متاسفانه به منشور ۹۱ رنگ و سایه‌ی گرایش‌ سیاسی خاصی را می‌زند که نقض غرض منشور است. آقای پهلوی بارها گفته است که به خواست‌های مردم گردن می‌نهد و خود را تنها یک فرد می‌داند. اما سیاست ساحت نمادها و نمودهاست. ایشان همواره بخشی از گرایشی بوده‌اند که بیش از سی سال است قدرت‌های غربی را برای به رسمیت شناختن خود، و نهادهای پیرامون ایشان، به عنوان اپوزیسیون حکومت ایران لابی می‌کند. از آنجا که رویکرد این گرایش قدرت‌خواهانه است و نظر به سرنگونی حکومت از راه تشویق قدرت‌های جهانی به مداخله دارد (که ناگزیر خشونت‌بار و استعماری است)، طبعاً نمی‌تواند منشوری حقوق بشری را نمایندگی کند. دفاع از حقوق پایه‌ای انسان‌ها با سخن گفتن از حقیقت با قدرت گره خورده است. از همین روست که بیش‌تر امضاکنندگان منشور کنش‌گران مدنی، روشنفکران، دانشگاهیان، و یا آزادی‌خواهانی هستند که بسیاری از آنها جای زخم مبارزه با قدرت را بر تن و روان خود به همراه دارند. برای آن که منشور حقوق بشری همانا منشور حقوق بشری بماند، نمی‌تواند با مدعیان قدرت نزدیک شود و یا از حضور و مشارکت آنها اعتبار کسب کند. این‌ها را گفتم که به وظیفه‌ی اخلاقی خویش گردن نهاده باشم و دلایل جدائی خویش را برای مردم گفته باشم، درست همان‌گونه که دلایل پیوستنم به منشور را به مردم توضیح دادم. پس از این گفتگو نیز بیش از این در این مورد سخن نخواهم گفت.

لطفاً از وضیعت جهانی که شما را به این مساله حساس کرده سخن بگوئید.

– به کشورهای پیرامونی ایران و خاورمیانه بنگریم. عراق و افغانستان و لیبی را بنگرید که دیکتاتورهای خونریزشان با دخالت نیروهای غربی سرنگون شدند. اینها حکومت‌های شکست‌خورده‌ای هستند و مردمان این کشورها در بحرانی سیاسی و اجتماعی با پرداختن هزینه‌ها و قربانی‌های بسیار زندگی می‌کنند. سوریه‌ای کردن ایران خطر بزرگی است که نه تنها می‌تواند به تمامیت ارضی ایران خدشه وارد کند، بلکه به درگیری‌ها و خشونت‌های قومی و ملی بینجامد. ببینید که چگونه تحریم‌های اخیر زندگی مردم ایران را دشوارتر از پیش ساخته است. حکومت ایران و طبقه‌ی حاکم نیز از این تحریم‌ها بهره می‌برند و قدرت خود را بیش از پیش به رخ مردمی می‌کشند که دغدغه‌ی معیشت لحظه‌ای آنان را رها نمی‌کند. هر گرایشی که برای دگرگونی اوضاع غمبار اکنونی و حکومت استبدادی و خشن ایران رو به مداخله‌ی قدرت‌های امپریالیستی دارد، نمی‌تواند منافع و امنیت مردم ایران را در نظر داشته باشد، چه رسد به آن که از حقوق بشر را پاس بدارد. همچون گذشته بر این باورم که هر دگرگونی باید از درون و با همت مردم انجام شود و ما مهاجران تنها می‌توانیم شبکه‌های یاری جنبش‌های اجتماعی در ایران باشیم.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال