UA-28790306-1
تبلیغات

صفحه را انتخاب کنید

غزل تازه‌ای از رضا حدادیان

غزل تازه‌ای از رضا حدادیان

 

تا چشم حسود، با دلم دشمن شد
فیروزه ی چشم تو، پناه من شد

صد زخمِ نگفته در دلم بود ،ولی
با  دیدنِ تو ، زبانِ من الکن شد

شاخه شاخه برای عریانیِ باد
آغوشِ درختِ اَبر، پیراهن شد

شعری که در رگانِ من می جوشید
دریا دریا شرابِ مرد اَفکن شد

پُر شد  تقویمِ باغ، از ردّ بهار
پاییز، به قدرِ یک سَرِسوزن شد

کبریت زدی تا به شبِ فاصله ها
تکلیفِ خطوط تیره ام روشن شد.

#رضاحدادیان

آرشیو نوشته‌ها و شناسایی نویسنده:

>> واپسین نوشته‌ها
تبلیغات

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: