In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

شاهزاده و سیاه، مهران زنگنه، داستان کوتاه، شهرگان

شاهزاده و سیاه*

شاهزاده رو به انتهای صحنه كرد و پرسید: این راه به كجا می‌رود؟ گفتم: به دیفال (۱) می خوره، مگه كوری. كاشكی چند گیلاس اضافه را نزده بودم. حتماً مست بودم. شاید هم كار، كارِ گیلاس‌هایی كه بالا انداخته بودم نبود. من كه هر شب مست، سیاه‌مست…
ادامه مطلب ...