تازه‌ترین‌ها
آشیان / برچسب آرشیوها:  قربان

برچسب آرشیوها:  قربان

کف خیابان

تمامی ندارد برفی که می بارد. سوز، کوچه را گذاشته روی سرش، زمستان است، زمستانی سخت. نه پوتین دارم و نه پول خرید پوتین. باید به بازار بروم، جای پوتین یک جفت مدودف بگیرم و برگردم. برگردم بنشینم کنار شومینه روبه روی صندلی لهستانی دست دومی که پدربزرگ از سِد …

بیشتر بخوانید

«دلم روی آب بود  تی جان قربان»

[email protected] فرهاد (آقا فراد مدیر) را برده‌اند و ستاره این چنین «دلش روی آب است». تصور کن آن هنگام را که می‌فهمد نامه‌ها برای کسی دیگر نوشته است. دیوانه می‌شود و سر به بیابان می‌گذارد… چه کسی خطاکار است؟ آقا فراد مدیرکه چریک فدائی است و دستگیر می‌شود؟ ستاره که …

بیشتر بخوانید