In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

مهرانگيز رساپور

عشق که اين نيست، برو!

شِکوه کنی، قهر کنی؟ عشق که اين نيست، برو !شرط و شروط می‌نهی؟ عشق چنين نيست، برو !هم رهِ عشق بندی و هم طلبِ وصل کنی؟!آتشِ عشق شعله‌اش، از تَفِ کين نيست، برو!گاه ستايش و دعا، گه پچ و پچ و ناسزامنزلِ عشق برزخِ شک و يقين نيست، برو!…
ادامه مطلب ...

تب و لرز

 تبِ شبانهتبِ شبانهلحظه‌ها را دانه به دانه                          می‌ترکانم . . . می‌ترکانمساکن يک گلدان‌ام                     جای ريشه‌هايم تنگ                     رگ‌هايم خشک                     روحم گيج…
ادامه مطلب ...

يک نسيمِ تازه

شعر مهرانگيز رساپور (م. پگاه)بهترين تعبيری که مي‌توانم برایِ شعرِ مهرانگيز رساپور- يا به نامِ قلمی‌اش، م. پگاه، بياورم، "نسيمِ کوهستانی"‌ست؛ نسيمی که در من يادِ دوران‌هایِ کوه‌گردی‌ام را زنده می‌کند؛ يادِ پاکی و خوشیِ وزش‌اش، هنگامی…
ادامه مطلب ...