In touch with Diverse Iranian Community

بزن آن پرده / اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته

0 30

وقتی مينوازد و آرشه بر سيم مي‌کشد، واژه مي‌سازد و سازش را به حرف می‌آورد که: ” بگو، اين را هم بگو … بگو از دل، از سينه، … از چشم … از خشم … از غم، از اندوه، از اشک بگو … بگو از “شوق”، از وصل، … از “آينه”، از” آسمان” … بگو از “انتظار باران” بگو … بگو از من، از ما، از …” … و ساز می‌گويد و می‌گويد. خودش گاه آرشه را می رقصاند گاه با انگشتش روی ساز می‌رقصد، چنان نرم و سريع که نمی‌توانی چشم برداری.

حتی اگر نگاه هم نکنی می‌بينی که در تصورت سر می چرخاند، روی ساز خم و راست و بالا و پايين ميشود و تو را به ياد رقص سماع دراويش می اندازد که از خود بيخود، سايه وار با واژه های سازش در هوا ميرقصد و به تو ميرسد و نميتوانی يک لحظه فکرت را جای ديگر به جز همانجا که هستی ببری!

تمام اينها را در طول برنامه اش تجربه ميکنی و گذشت زمان را حس نميکنی که دو ساعت پياپی، بدون تنفس، نشستی و برنامه را ديدی که کيهان کلهر از ابتدا تا انتها به روی زانوانش نشسته بود و ميزد و تو نگران خواب رفتن پاهايش بودی!

 يکشنبه، 22 آوريل کيهان کلهر در ونکوور، به همراه بهروز جمالی نوازندهٔ تنبک، اجرای بداهه نوازی داشت.

 بداهه نوازی در موسيقی ايرانی، نوعی از اجراست که در آن نوازنده با انتخاب دستگاهی از هفت دستگاه موسيقی اصيل، به تناسب حس و احساس لحظه ای خود، قطعه ای را مينوازد که در همان لحظه و با حرکات انگشتان و سازش به وجود می‌آورد. قطعه ای که شايد به گوش آشنا بيايد اما با توجه به شور و حال نوازنده تفاوت‌هايی با اجراهای گذشته دارد. کلهر در اين کنسرت مرکب نوازی داشت و در شروع قطعاتی در راست پنجگاه، ماهور، نوا و سه گاه و اشاره به شور نواخت و فرود را به ماهور و راست پنجگاه آورد.

برنامه در سالن “کی ميک” وست ونکوور اجرا شد که برخی از صاحب نظران معتقد بودند اين مکان برای برگزاری اين نوع تکنوازی بسيار بزرگ بود و باعث پراکندگی جمعيت می‌شد. به اعتقاد آنها کوچک بودن محل برگزاری و نزديکی تماشاچی به صحنه، فضای اجرا را گرم ميکرد.

و همچنين بعضی ها معتقد بودند نبودن تنفس بين برنامه تا حدودی هم برای تماشاچی و هم برای نوازندگان خسته کننده بود. هر چند معمولاً پس از تنفس، روال قبلی تکرار نمی‌شود و هنرمند سازش را تغيير می‌دهد، همچون استاد عليزاده که در يک قسمت سه تار می‌نواخت و در قسمت ديگر تار.  با وجود اينکه اينجا تنها ساز کمانچه وجود داشت، ميشد به عنوان مثال در قسمت دوم اين کنسرت از دف به جای تنبک استفاده کرد.

در اين کنسرت نيز چهره های مطرح موسيقی چون کامبيز روشن روان و حسين بهروزی نيا در بين تماشاچيان حضور داشتند

اما هر چه از نوازندگی و چيره دستی اش بگوييم کم گفته ايم. سبک نواختنش و حس و حالی که به هنگام اجرای کارش ميگيرد روان تر از معمول، احساس را منتقل ميکند و همين امر موجب سهولت کارش با نوازندگان از فرهنگها و کشورهای ديگر است. نوازندگانی چون اردال ارزنجان، نوازندهٔ باقلامای ترکيه (که سازی است مشابه عود) يا شجاعت حسين خان نوازندهٔ هندی سی تار، يا يويوما نوازندهٔ برجستهٔ ويولن سل و سرپرست گروه جادهٔ ابريشم، يا همنوازيش با گروه بروکلين رايدر .

از معدود هنرمندان موسيقی ماست که چهره اي جهانی پيدا کرده و شنوندگانی غير ايرانی دارد که در کنسرت اخيرش در ونکور مابين ايرانيان علاقه مند به ساز و نوازندگيش ديده ميشدند.

نکتهٔ بسيار جالب در اين همنوازيها، قرار گرفتن ساز کمانچه در کنار سازها و نغمه های غربی است که در ابتدا شنونده يا بيننده نگران هماهنگی و همخوانی اين ترکيب است اما رفته رفته که صداها پشت هم ميآيند هارمونی و هماهنگی سازها بيشتر نمايان ميشود.

وی از نوازندگان برجستهٔ کمانچه است که با وجود سن و سالی ميآنه، چنان پرکار بوده که تجربه و تبحری در خور استادی و پيشکسوتی  به دست آورده.

بنا به معرفی ويکی پديا، دانشنامهٔ آزاد، در سال 1342 در خانواده‌ای کرمانشاهی در تهران  به دنيا آمد. نوازندگی را از پنج سالگی آغاز نمود و در دوازده سالگی به صورت حرفه اي به موسيقی پرداخت. سيزده ساله بود که با ارکستر راديو تلويزيون کرمانشاه آغاز به همکاری کرد. در نوجوانی با گروه “شيدا” در مرکز هنری چاوش همکاری کوتاهی داشت و سپس در هفده سالگی مقيم ايتاليا شد و پس از آن به اتاوای کانادا رفت تا از دانشگاه “کارلتن” در رشتهٔ آهنگسازی فارغ التحصيل شود.

او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

ويکی پديا

 وی الگوی خود را در نوازندگی کمانچه، استاد علی اصغر بهاری ميداند.

کيهان کلهر در کارنامهٔ درخشان خود نقاط قوت بسياری دارد که از ديدگاه اين نوشتار زيباترين و به ياد ماندنی ترين آنها، دورهٔ همکاری با اساتيد عليزاده و شجريان و تنبک همايون جوان بود که در کنسرت “بم” به اوج خود رسيد. اين کنسرت چه به دليل حسی و چه به دليل فنی يکی از زيباترين و جاودانه ترين رويدادها در عرصهٔ موسيقی اصيل ما بود که برای ساليان متمادی تکراری از آن را شاهد نيستيم.

حاصل اين همکاری چهار نفره، شش آلبوم نفيس و زيبا به نامهای: زمستان است، بی تو به سر نمی شود، فرياد، ساز خاموش، شب سکوت کوير و سرود مهر است.

حسين عليزاده در مورد او و همکاريهايی که با هم و با استاد شجريان داشته اند ميگويد:

آشنایی من با آقای شجریان و آقای کلهر به پیش ازهمکاری چهارنفره ما درگروه پیشین مان باز میگردد. آقای شجریان را قریب به سی سال پیش و به واسطه همکاری جسته و گریخته مان می شناختم و اقای کلهر را مدتی بعد.بیشتر فعالیت من بر موسیقی سازی متمرکز بود تا اینکه 15 سال پیش برای تدریس موسیقی ایران در یکی از دانشگاههای هنری امریکا به مدت یکسال به کالیفرنیا رفتم و در انجا با کیهان کلهر ملاقات داشتم.انجا کنسرت هایی برگزار کردیم که اقای حدادی هم در کنارمان بود.طی ان سالها،بسیاری از هنرمندان و علاقه مندان موسیقی اصرار کردند که با اقای شجریان کارهای مشترکی انجام دهیم. آقای کلهر این ماجرا را دنبال کرد. انستیتوی ورلدموزیک که یکی از بزرگ ترین کمپانی های موسیقی ملل و از برنامه گزاران کنسرت های این سبک در امریکاست، از ما برای برگزاری کنسرتی در این کشور دعوت کرد که مذاکرات و گفت و گو ها با اقای کلهر انجام می شد. بلاخره این موضوع به نتیجه رسید و دیگر من در کنار دو دوستم بودم ،شجریان دوست قدیمی ترم و کلهر دوست جوان ترم.واقعا این دوره همکاری ،حس و حال خوبی برای همه ما داشت و ما واقعا به هم احساس نزدیکی و دوستی می کردیم. اگر ان کار را شروع کردیم به دلیل همان احساس نزدیکی بود و اگر هم تمام شد باز به دلیل حفظ ان دوستی بود.دلمان نمی خواست که کارمان به کاری روزمره و تکراری تبدیل شود و مردم صرفا به خاطر اینکه چند اسم را کنارهم می بینند.به کنسرت ما بیایند.در ان گروه تا جایی که موسیقی ما را ارضا می کرد ،به کارمان ادامه دادیم و بعد هرکدام از ما بیشتر سعی کردیم به فعالیت های شخصی خودمان برسیم.به ویژه اینکه همه ما افراد گرفتاری بودیم و باید به مسوولیت مان در پروژه های دیگر می رسیدیم .در طول سال هایی که کلهر را شناختم ایشان را واقعا از نظر خلاقیت در موسیقی بسیار خوب دیدم.و عموما حس بسیار خوب و نزدیکی به اثار ایشان دارم.

یادم می اید اولین بار نوازندگی ایشان را وقتی بسیار کم وسن سال بودند، در گروهی دیدم.در میان اعضای ان گروه اقای کلهر و نوازندگیشان واقعا برجسته تر بود. دیدم نوازنده ای انجا نشسته که مجنون وار ساز می زند و انگار با سازش یکی شده است. کیهان کلهر اصلا خود را به فرمول ها و شیوه های دیکته شده نوازندگی پایبند نمی کند و اساسا نوازنده ای است که به خود و سازش،فرصت آزاد شدن از این قید وبند ها را می دهد.به معنای کامل کلمه ،با سازش پرواز می کند.جدا از تکنیک بالای او در نوازندگی،یکی از ویژگی های برجسته کلهر ،حرکات دلنشین با سازش است که ضمن طبیعی بودن ،برای اجرای زنده بسیار مناسب و دیدنی است. هم محتوا دارد و هم تکنیک و هم تماشایی است.

تکنیک کمانچه کلهر، واقعا متفاوت است و او خود را به شیوه های سنتی نوازندگی و جملات کلاسه بندی شده و نگاه های تک بعدی به کمانچه محدود نکرده است.یعنی به خود نمی گوید که چون سازم ساز سنتی ایرانی است پس باید تنها به یک شکل وشیوه به ان بنگرم. او در این ساز ایرانی، ایران را با تمام فرهنگ هایش در نظر گرفته است و سازی چون کمانچه را که اتفاقا در بافت های مختلف فرهنگی بستر دارد با همین دیدگاه نواخته است.مثل نگاهی که من به تار و سه تار دارم.برای من مهم نیست که در دوره قاجار چگونه تار می زده اند. برای من،تاریخ فرهنگ ایران مهم است و قاجار را به عنوان تاریخ موسیقی ایرانی قلمداد نمی کنم.

در همان روزهای ابتدای همکاری از این ویژگی کلهر بسیار لذت بردم و بعد از ان بود که کلهر ثابت کرد نگاهش بسیار فراتر از این ماجرا است. او به موسیقی نواحی ایران نگاه ویژه ای داشت و بعد ها هم دید ویژه خود را به موسیقی جهانی آشکار کرد. کلهر در عین اینکه اصالت موسیقی ایرانی را حفظ می کند.به تکرار مکررات تن نمی دهد. و موسیقی او بسیار زنده و پویا خلق می شود. کنسرت هایی که اقای کلهر و شجریان در ایران و سایر نقاط برگزار کردند بسیار به نفع موسیقی ایرانی بوده و هست و ما هنوز از خاطره ان روزها لذت می بریم و هر ازگاهی که با آقای شجریان درباره کنسرت های خارج از ایران در ان روزها و اتفاقاتی که در کنسرت ها می افتاد.صحبت می شود. حس خوبی پیدا می کنیم. کنسرت دادن درایران کار واقعا دشواری است و هر از گاهی دلمان می خواهد که به خارج از ایران برویم و با خیال راحت ساز بزنیم و برنامه اجرا کنیم. به هرترتیب ،این اجراها موسیقی ایران را به دنیا معرفی کرد و موسیقی ما را از پیله ناخواسته اش خارج کرد. ولی نکته تاسف آور این است که ما هنوز برای اجرای کنسرت در ایران مشکل مواجهیم. تنها آرزوی من همیشه این بوده و هست که در ایران کنسرت بدهیم اما واقعا لازم است که هراز گاهی به خارج از کشور برویم و اجرا داشته باشیم و بدون دغدغه و با احترام با ما رفتار شود. متاسفانه گاه چنان موضع گیری های زننده ای از سوی مسوولان موسیقی درباره آن می بینیم که موسیقیدان خجالت می کشد.

امروز که قرار است ما با گروه و افرادی جدید، کاری را در کنار کیهان کلهر آغاز کنیم، قطعا تکراری در کار نخواهد بود. اگر چه نمی توان پیش بینی کرد اما تلاشمان بر این است در ابتدا یه یک حس یکدست برسیم و بعد به صحنه بیاییم. بی شک تصمیم مان بر این است که کارهای متفاوتی را در کنار هم شروع کنیم.

واقعا باید به وجود آهنگ ساز و نوازنده ای چون کلهر افتخار کرد. او با سابقه 10-15 ساله وارد پروژه های بسیار بزرگی در جهان شد که همین مساله هم باعث پیشرفتش شد و به علت تاثیری که این پروژه های بزرگ داشتند موسیقی کلهر در سطح دنیا به خوبی معرفی شد. می توانم به جرات بگویم که کلهر شناخته شده ترین موسیقی دان ایرانی در دنیاست. البته هستند افرادی که در جای های معدودی معروف بوده اند اما این مطرح بودن، هم چون کلهر فراگیر نبوده است .ایشان به دلیل شرکت در پروژه های بزرگ و جهانی و همکاری با افراد بسیار معتبر جهانی راهی را باز کرد تا سازش و موسیقی ایران و نام کشورمان را در دنیا مطرح کند. به نظر من نباید با این مساله به صورت فردی برخورد کرد.به خصوص در وضعیت سیاسی ای که امروز ایران در جهان قرار دارد. موسیقی ایرانی در زمینه خنثی کردن تبلیغات سو ء علیه ایران بسیار موفق عمل کرده است. در حالی که در کشور خودمان برخورد با موسیقی سرشار است از بد فهمی وبی مهری ها.در طول سه دهه گذشته همواره موسیقی نام خوشی از ایران در کشورهای مختلف به جای گذاشته و بسیاری از بداندیشی ها را درباره ایران برهم زده است و کیهان کلهر به شکل خستگی ناپذیری نقشی بارز در این مسیر داشته است. نام کلهر با نام سازش و نام ایران در جهان معرفی شده و باعث اعتبار موسیقی ایران و فرهنگ ایرانی شده است.

حسین علیزاده – هفته نامه ی شهروند امروز. شماره ی 64

 اميد که اين بار ونکوور شاهد برگزاری کنسرتهايی با حضور چهره های شاخصی چون کلهر، عليزاده، شجريان ها در کنار هم باشد تا در اغنای هر چه بيشتر تاريخ موسيقی ما چنين رويدادهايی جاودانه بماند.

 دوشنبه 23 آوريل 2012

ونکوور

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال